تبليغاتX
آج

يا رحيم

آنقدر خشکي و کم باراني بر استان کرمان غلبه نمود که قرار شد روز دوشنبه نماز باران در تمام شهرها و روستاها خوانده شود. در انار هم نماز باران روز دوشنبه 5 دي 1390 خوانده خواهد شد چون روز شنبه تا دوشنبه بهتر است که روزه گرفته شود و سپس دست بدعا برداريم متن زير به همين مناسبت قلمي مي‌گردد در ضمن نماز باران در امين شهر نيز در دشت خوانده هواهد شد اميد که همه با شرکت در آن و با حالت تضرع و استغاثه و استغفار بدرگاه خداوند التماس نمايند و باران ببارد چون در سال جديد هيچ باراني در شهرمان ديده نشده است با اينکه استانهاي ديگر باران کافي بايده است.

خدايا تو رحيم و بخشنده هستي

خداوندا تو مهربانتريني براي همه

ايزدا تو سرشار از لطف و عنايت هستي براي همه بندگانت

اي رب العامين تو خالقي و بي نياز از همه چيز

اي رحمت بي پايان

اي خالق بي همتا

از عزت دهنده هر معزي

اي ستار هر عيب

اي که هر جنبنده‌اي در جنبش‌اش تجلي از توست و هر ساکن در سکونش پيداي تو

وقتي که همه دستشان از کمک کوتاه شود آنوقت به کوچکي و حقارت خود واقف و به عظمت‌ات معترف

ما امروز آماده‌ايم که اعتراف کنيم به ناتوانيمان به نيازمان به نقصمان و به نداريمان

ما امروز آمده‌ايم که بگوييم بدکار هستيم و پر از خطا و گناه

ما امروز جمع شده‌ايم که بر بي شرمي خود در برابرت عذر بخواهيم

امروز تجمع مي‌کنيم براي تمام غرورهاي گذشته خود و بي‌اعتنايي‌هايمان بگوييم که بي‌تو نيستيم

بدون رحمت تو رگ حياتمان بسته است

اگر نعمتهايت را نشمرده‌ايم براي اينکه در خودمان غرق شده بوديم

اگر مهربانيت نبود بارها در غلطيده و شکسته بوديم

هرچند که هنوز هستيم

ولي ملتمس درگاهيم

براي نيازي بزرگ آمده‌ايم

باز هم بي‌شرمي مي‌کني ولي خودت به عظمت‌ات ببخش که اگر نبخشي ناتوان از عذر آن هستيم

آنچه را که که کرده‌ايم خود مي‌دانيم که جز خطا و سهو نبوده

و آنچه گفته‌ايم پر از بي‌مغزي و بي‌فکري بوده

امروز هم آماده‌ايم که بگويم توبه

نمي‌دانم چه بگويم ، اين هم بايد از مرحمت خودت باشد که استغفرالله بگويم

اما اگر نعمت زبان نباشد باز ناتوان از گفتن همين هم هستيم

مي‌آيم بسويت ولي تو بايد بخواهي و اراده کني که ما ناتوان از همين آمدنيم

الهي به عظمت‌ات ما را ببخش

يا رب بر ما باز هم مهرباني نما

حق را چراغ راهمان قرار بده

از اشتباهات و خطاهاي زيادمان بگذر

همانطور که از پيشينيان توبه کارمان درگذشتي

لطف خودت را شامل حال ما کن هرچند که ما لايق آن نيستيم

در جمع خود کودکان معصومي را آورده‌ايم که بگويم آنها از خطاي ماست که  محروم شده‌اند بر گناه ما بي‌گناهان را محروم مکن و بخاطر بي‌گناهان از گناهان ما درگذر

ما حيواناتي را در دشت و صحرا مي‌بينيم که از تشنگي بر ما لعنت مي‌گويند حق با آنهاست به حق خودت تشنگي آنها را براي خطاي ما ادامه نده

آن گناهاني که راه رحمت‌ات را مسدود و مانع بالا آمدن استغاثه ما شده است را ببخش که بخشنده‌تر از تو را سراغ نداريم و گداتر از خود کسي را سراغ

بحق پيامبرت(ص) و بحق خاندان او ما را شامل رحمت‌ات فرما

و به حق همه صالحان بر کوتاهي ما قلم عف بکش

تا نزول رحمت‌ات را شاهد باشيم آيا شود که چشمان گنه کارمان رحمت‌ بي انتهايت را ببيند اين نديدن هم تقصير قلب‌مان است پس زياهي آنرا با نور خودت برطرف کن

اين بدکاران جمع شده بدرگاه‌ات را مورد رحمت قرار بده که اگر ندهي گمراهيمان از اين هم بيشتر خواهد شد و عقلمان ضايع گردد

خداوندا شايد حکام و قاضيان در احکام خود ظلم نموده‌اند بحق کساني که حق‌شان پايمال گريده و از درخواست آن چشم پوشيده‌اند و باز دچار گناهي ديگر شده‌اند بر ما رحم کنم و به تظلم خواهي آنها توان عطاء فرما و ما روسياهان بدرگاهت آمده را عف فرما

يا رب بر محمد و آل او صلوات مي‌خواهيم بفرستيم همانطور که شايسته آنهاست ولي نمي‌توانيم بر همين سلامي که الکن است خود توانايي عطاء کن و آنرا بي‌نقص گردان

که دعايمان بدون اين صلوات ابتر نماند

اي بي‌نياز بر ما نيازمندان پُرو لطف کن و توبه ما را بپذير و براي تمام نکرده‌هايمان چشم پوش و بر بدکرداريمان عذر بپذير و باران رحمت‌ات را نازل فرما که امروز از ديروز و ديروز از روز قبلش و امسال از سال قبل و سالقبل  از سالهاي قبل‌اش به آن نيازمندتر هستيم

خدايا! ما براي اينکه نشان دهيم لطفت‌ات را فراموش نمي‌کنيم اينجا جمع شده‌ايم، بلکه جمع شده‌ايم که بگويم لطفت را فراموش کرده‌ايم پس مجازات ما را بردار که به رحمت‌ات بيش از پيش و بيشتر از پيش نيازمنديم.

پروردگارا! آيا بر بنده‌اي که آشکارا تو را مي‌خواند و بر گناه خود معترف است رحم نمي‌کني؟ من اطمينان دارم که رحم خواهي نمود.

آيا اشتباهات ما بسيار تکرار شده است و باز هم قرار است تکرار شود خب معلوم است ما انسان خطا کاريم و بر اين خطاي خود واقف چه کنيم در کنار همه هوش و عقل و انديشه مان زيادي حوس و شهوت داريم و دنياگرا و مالپرست هستيم بر اين کم خردي ما خرده مگير

اللها! بر همه خردي ما و تمناي کبرما عيب مخواه و راه راست را خود بر ما آشکار کن

تا بتوانيم واقعيت را از غير آن و حق را از ناحق تشخيص دهيم

و بدينوسيله بتوانيم راه را پيدا کنيم و بپي‌مايم

خدايا تو که بر تضرع کنندکان خشم نمي‌گيري پس من امروز براي تضرع آمدم و طلب باران رحمت دارم اگر بد تضرع کرده‌ام خود آنرا اصلاح فرما و رحمت خود را نازل کن!

از امامان معصوم توست که اگر بندگان توبه کنند تو برکت را و رحمت و نعمت خود را بر آنها باز مي‌فرستي و ما امروز براي توبه آمده‌ايم اگر رحم نکني ما بر توبه خود شک داريم نه رحمت بي‌منهاي تو ولي مي‌دانيم که توبه همان اظهار پشيماني است پس بر درگاه‌ات مي‌آوريم که ما گناه کار هستيم و استغفار از آن مي‌کنيم که تو غفارالذنوبي

پس توبه ما را خواهي پذيرفت و بر گناه ما چشم خواهي بست و بر کودکان ما رحم و باران رحمت‌ات را خواهي فرستاد

خدايا بر ما رحم نکني حق داري اما حيوانات بيابان تو چرا؟

پروردگارا ! اگر باران رحمت‌ات را بر ما نفرستي حق با توست ولي پرندگان و چرندگان و چهارپايان و موجودات زنده و بي جان و .... را بدون رحمت و باران رها نفرما!

خدايا ما در بازار بر سر هم کلاه مي‌گذاريم و بر ترازوي حق استوار نيستيم و بر حق خود رضا نداريم ولي تو ما را ببخش

اي ايزد ما ! ما در کارمان کم مي‌گذاريم در قضاوت يکطرفه مي‌رويم در حق ديگران متجاوزيم و از چراغ قرمز چهار راه و زندگي عبور مي‌کنيم ولي نگاهمان به رحمت توست.

زکات مالمان را نمي‌دهيم و توقع بي‌جا داريم خدايا گشايش کن که از اين گردنه‌ها صحيح بگذريم و چشم‌مان را مال دنيا نگيرد و دست بخشش‌مان باز شود و فقرا را در سفره خود شريک کنيم

خمس مالمان را بپردازيم و بر يتيمان ترحم و ديگران را فراموش نکينم

حق را پاس بداريم و از تظاهر به حق و درستي بسيار بپرهيزيم.

حقا ما را نگهدار باش و سفره نعمت و برکت‌ات را بر ما بگستران و نزول رحمت و باران را بر ما ازديات بخش.


نوشته شده توسط علی اکبری در يکشنبه ۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 14:31 | لینک ثابت | نظر دهید

سيد علي خامنه‌اي بسم الله الرحمن الرحيم

دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است

جان را هواي از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست که سرداده‌ام فغان

بانگ جرس به شوق منزل رسيدن است

دستم نمي‌رسد که دل از سينه برکنم

 باري علاج شوق گريبان ديدن است

شامم سيه‌تر است ز گيسوي سرکش‌ات

خورشيد من برآي که وقت دميدن است

شعري از مقام معظم رهبري

بوي تو اي خلاصه گلزار زندگي

مرغ نگه در آرزوي پرکشيدن است

بگرفت آب و رنگ ز فيض حضور تو

هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي‌کنم

تقدير غصّه‌ي دل من ناشنيدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزي"امين" سزا لب حسرت گزيدن است

سيدعلي خامنه‌اي

نوشته شده توسط علی اکبری در يکشنبه ۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 14:30 | لینک ثابت | نظر دهید

يا حق اليقين

از زماني كه در ميدان تحرير مصر تجمعات بر ضد نامبارك شروع شد مي‌رود كه يكسال بشود.

و اين يعني اينكه بعضي از خواسته‌هاي انقلابيون ببار نشسته اما زماني نگذشت كه اين خواسته بحق مردمي ديگر كشورهاي عربي در دست خودكامكان را گرفت.

يكي از اين كشورها بحرين بود همين بحريني كه زمان زيادي از جدا شدنش از ايران نمي‌گذرد(سال 1350 شمسي)براي غارت بيشتر بايد دست يك اقليت وهابي از آل سعود بنام آل خليفه بي‌افتد

چون روباه پير مي‌خواست.بحرين

و شاه ايران هم آنرا بقول خودش عروس كرد.

و حالا مردم شيعه اين كشور بدست حكام جاير و پليد دست نشانده انگليسي كشته مي‌شوند.

مردم هيچ حق انتخابي ندارند همانطور كه مي‌دانيم حق انتخاب و حقوق بشر از نظر غرب و روباه پير يعني تامين منافع آنها!

حق مردم بحرين در اين ميان يعني فقط سكوت و ديدن چپاول كشورشان و منابع‌اشان بدست يك عهده وهابي كه خود را حاكم مطلق اين كشور بدانند.

دنيايي كه در آن حق انتخاب حاكم وجود ندارد براي ما كه هر سال انتخابات داريم تقريباً بعيد بنظر مي‌آيد

ولي اين يك امر محال نيست و امروز وجود دارد و تعجب هم ندارد همه هم مي‌دانند كه دنيايي وارونه ساخته شده است.

با شعارهاي زيباي حقوق بشر،دمكراسي و.....

اما اينها جز يك پوسته و يك پوشش براي چپاول و براي فشار بر مخالفان و غيره چيزي نيست.

مردم بيدار شده عرب و غير عرب دهان باز كرده‌اند و حق انتخاب را مطالبه مي‌كنند

اما حكام دستنشانده غربي گلوله و گاز فلفل و اشك‌آور و خفه كننده تقديم مي‌كنند

جزيره ديگر نمي‌تواند با اين حكام بسر كند

چه يمن و چه بحرين

حكام بايد براي خود فكري كنند.

هنوز خبر شهادت كودك 5 روزه منتشر نشده كه حمد آل خليفه با كامرون در كاخ هاي بريتانيا دست در دست هم براي فروش سلاح ضد شورش و كشتار بي‌گناهان قرارداد مي‌بندند آيا اين حركتها و اين خنده‌ها مي‌تواند سلاطين مستبد را نجات دهد.

بنظر من حاكمي كه خون مظلوم حق طلبي را بزمين بريزد ادامه نمي‌يابد هرچند كه بخندد و قرارداد و پيمان با شيطان ببند.

حقي كه امروز در بحرين مطالبه مي‌شود همان حقي است كه مردم ايران در سال1357 مطالبه كرد و به آن رسيد

و بحريني‌ها هم بزودي به آن خواهند رسيد

مردم بحرين هم بايد متوجه باشند كه نتيجه مبارزه آنها دست‌يافتني است و هرچه گرانتز بدست آيد سخت‌تر از دست مي‌رود.

همانطور كه در مصر زود بدست آمد ولي هنوز تا رسيدن به حق بايد با يك عده ديگر از مستبدين مبارزه كنند هنوز براي دسترسي به حق خود بايد برگردند به ميدان تحرير و حق خود را و سرنوشت خود را درخواست كنند.

روزي كه فجري از سپيده بدمد و ديوي ديگر سرنگون شود ديري نخواهد پاييد اانشاءالله.

خداوندا!  ظالمان حاكم بخصوص آل سعود و آل خليفه و علي عبدالله صالح را هر چه زودتر نابود

و پشتيبانان آنها بخصوص اسرائيل و غرب را در مشكلات خود آفريده فرو ببرد

آمين يا رب‌العالمين

نوشته شده توسط علی اکبری در يکشنبه ۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 14:29 | لینک ثابت | نظر دهید
ياشافي

فوايد شگفت انگيز زرشک

http://www.apam.ir/wp-content/uploads/2011/12/zereshk02-300x248.jpg

از جمله فوايد بي نظير زرشک مي توان به موارد زير اشاره کرد:
? – صفرا بر و مسهل است.
? – کبد را پاک و تقويت مي کند.
? – اعمال دستگاه گوارش را منظم و سوءهاضمه را از بين مي برد.
? – بي اشتهايي را برطرف مي کند.
? – براي درمان يبوست مفيد است و به درمان زردي و يرقان کمک مي کند.
? – مصرف آن براي افرادي که به نقرس و روماتيسم مبتلا هستند توصيه مي شود.
? – مبتلايان به ورم طحال نيز مي توانند از اين گياه کمک بگيرند.
? – ريشه و ساقه زرشک براي درمان واريس مفيد است.
? – سوزش ادرار را برطرف مي کند.
?? – فشار خون را پايين مي آورد.
نوشته شده توسط علی اکبری در يکشنبه ۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 14:28 | لینک ثابت | نظر دهید

يا مشهود

قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش، در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو، ساده ترين راه حسين است

سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن12   سخن11  سخن10    سخن9   سخن8  سخن ?  سخن ?   سخن?   سخن?     سخن3    سخن?     سخن1   

نوشته شده توسط علی اکبری در دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت 10:18 | لینک ثابت | نظر دهید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
شعر زیر از حسان(حبیب اله چایچیان) آمده است:
خیمه ماه محرم زنده شد در دل ما                
 باز نام تو بود زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی                    
 عشق شیرین تو آغشته به آب و گل ما
مکتب خلقت ندارد چون حسین(ع) آموزگاری            
 این چراغ آسمانی نو انسان ساز دارد
مات 72 ملت از دو و هفتاد اویند                    
 در کجا فرمانده 6 ماهه یک سرباز دارد؟
محبوب خدا حسین(ع) و مطلوب حسین(ع)            
 سر بر نی و تاج سر هر خو حسین(ع)
با نیزه و تیر و سنگ، مضروب حسین(ع)                
 مجروح لبش زی ضربت چوب، حسین(ع)

شعری که به عرض می‌رسد مربوط به جانگدازترین لحظات عاشورا – غروب عاشورا و غارت خیام – است.
کربلا تیره گشت و پر آشوب                    
 کرد عمر حسین(ع) چونکه غروب
گرد غم شد بر آسمان ز زمین                    
 آسمان خون گریست زین آشوب
شد گِل آلود و سرخ، آب فرات                    
 و احسینا نوشت وقتِ رسوب
پهنة کربلا به خود لرزید                        
 چونکه بنیاد عقل شد مخروب
زیورِ عرش بر زمین افتاد                        
 آن خدای یگانه را محبوب
اسبِ بی صاحب حسین(ع) آمد                    
 حال راکب عیان از این مرکوب
خون چکان، سر به زیر و شیحه زنان                 
 پای کوبان و زین او مغلوب
وه که در دست بدترین بدان                    
 کشته شد مرد خوبتر از خوب
مرگ یک زندگانی ابدیست                    
 هر که را خدا بود مطلوب
در حقیقت، حسین(ع) غالب شد                    
 وان گنه پیشه ظالمان مغلوب
آه از آن دم که لشکرِ دشمن                    
 حمله ور شد به خیمه وقت غروب

علامه امینی(ره) فرمود: حضرت سید الشهداء علیه السلام، خیام را طوری تعبیه کرده بود که خاندانش محفوظ بمانند و فقط یک راه باریکه‌ای بود که از آنجا به خیمه تشریف می‌برد و بعد به میدان می‌رفتند. وقتی به خیمه حمله شد اسبهای دشمن از همین باریکه راه وارد خیام شدند و پایکوبی کردند. اطفال حسین(ع) هم از همین راه باریک می‌خواستند به طرف بیابان فرار کنند.

صد یک ماجرای این غارت                    
 نبود در کتابها مکتوب
با همه کوششی که دشمن کرد                     
 معجز زینبی(س) نشد مصلوب
آتش افکند بر حریم امام(ع)                    
 قوم نادان و گمره و مغضوب
بر سر تشنگان دشتِ بلا                        
 ریخت باران سنگ و آتش و چوب
خاندانی که بود پرده نشین                    
 محترم، سایه پرور و محبوب
شده پراکنده در بیابانها                        
 خسته و دلشکسته و مرعوب
تا که شد نور زینبی(س) جاذب                    
 وان پراکندگان به دو مجذوب
لیک زینب(س) نیافت هر چه شمرد!
 دو تن از کودکان در آن آشوب
خفته و جان سپرده در بن خار                    
 با لبی خشک و دیده‌ای مرطوب
یک دل و اینهمه پریشانی!                     
 مات و حیران ز صبر او ایوب
آفرین بر شجاعت زینب(س)                    
 پیشِ آن ضربه‌های طاقت کوب
حجت بن الحسن(عج) همیشه « حسان »            
 گرید از یاد عمه مضروب

پایان بخش عرضم جدیدترین شعر من است، زبان حال حضرت زینب علیها سلام است. همه شهداء و حتی حضرت سیدالشهداء(ع)، یک روز بود هر چه بود سختی هایشان ولی بمیرم، زینب علیها سلام هم آن عاشورا را، هم کوفه و هم شام و تمام مصایب اسارت را تحمل نمود. زبان حال حضرت زینب(ع) است در میان خیمه‌های سوزان بعد از غارت.

به دشت کربلا جمعی پریشان ماند و من ماندم            
 فراز نیزه‌ها آوای قرآن ماند و من ماندم
منِ غارت زده، خسته، ز هر سو راه من بسته            
 ز یاران خیمه‌ها خالی، بیابان ماند و من ماندم
بگوش من طنین افکن، صدای اکبر(ع) و قاسم(ع)            
 که دایم اشک ریزانم، به دامان ماند و من ماندم
مشکل ترین لحظات خانم زینب(س) وقتی بود که آن دختر خردسال حسین(ع) عمه‌اش را سؤال پیچ می‌کرد.
دلم خون شد خداوندا از این اشک عزاداران                
 به دنبال پدر، یک طفل گریان ماند و من ماندم
به خاک و خون دو بازوی بلند و پرچم و مشکی(کنار نهر علقمه)    میان شعله‌ها،  یک فوجِ عطشان ماند و من ماندم
ز تیری بسته شد راه گلوی تشنه لب، اصغر(ع)            
 رباب از این جفای خصم، حیران ماند و من ماندم
ز طوفان بلا گلهای سرخ من، همه پرپر                
 از این طوفان مرا یک سر و عریان ماند و من ماندم
به هم پیوست جوشان چشمه‌های خون و دریا شد            
 در آن گردابه‌ها گل، موج و طوفان ماند و من ماندم

نمانده طاقتم دیگر که ببینم قتله گاهش را                
 برفت و این دل بی تاب و سوزان ماند و من ماندم
معمولاً اگر خرمنی گل باشد(در یک محلی) بعد این خرمن گل را ببرند، عطرش می‌ماند، بوی خوشش می‌ماند.
 لذا پایان عرضم است، زبان حال حضرت زینب(س).
« حسان » گویی که این مصرع زبان حال زینب(س) بود.         
 تهی شد با غم از گل، عطر جانان ماند و من ماندم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله و رحمه الله و برکاته.
اَللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍٍ و ال مُحَمَّدٍ
نوشته شده توسط علی اکبری در شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:48 | لینک ثابت | نظر دهید

یا ثارالله

قسمتی را جستجو نتوان کرد

راهی را طی نتوان کرد

بحری را غوطه‌ور نتوان شد
یا حسین
آسمانی را تعریف نتوان کرد

کوهی را فتح نتوان نمود

اینجا حیاتی دیگر پیداست

اینجا راهی بس دشوار

گداری بس پر شیب

شیری ژیان در کمین

پروازی بسوی روشنایی

در پی آب حیاتی

یا در حیات دوباره آب

تشنگی همه را گلو فشرده

طفل شش ماهه عطشان را

کس نتواند بال زدن دید

آیا می‌شود دهان چسبیده از خشکی را....

بل نامردمان را

حرمله و تیر سه شعبه را

آه از نامردمی‌ها

آه از بی‌حیایی‌ها

آه از نامرادی‌ها

آه از این همه نامردی

خیانت و خباثت

هوس بازی و ترس

دو رنگی و چند رنگی

بی‌فایی و فلاکت

رنگی است تیره و همه‌گیر

برایم تعریف کن از زیبایی

از روبروی حق و باطل

از پیروزی و شکست

از ماندن و رفتن

از عاقبت و فرجام

زشتی و زیبایی

رهی است دور

پیداست از آنجا روشنایی

تاریکی را نکاو

مدار را نگاه کن

حقیقت پیداست

چون روز

اگر پیدا نبود که حر بر نمی‌گشت

چشمانت را بسته‌ای

راه پیداست

روشنایی افق را در نوردیده

چشمانت را باز کن خواهی دید.

حبیب و زهیر

ادهم و بشر

جابر و جناده

جندب و جوین

حجاج و حلاس

زاهر و زهیر

سوار و شبیب

سعید و  بریر

عائد و عامر

عبدالله و عبیدالله

عبدالرحمان و عمار

قاسم و قاسط

کردوس و کنانه

مسلم و مسعود

نصر و نعمان

عمرو و نافع

سلمان و حجاج

یزید و حنظله

عابس و شوذب

عبدالرحمان و وهب

زیاد و عقبه

یحیی و منجح

..... و .....

هفتاد و دو یار از سحر گذشتن و به صبح رسیدن

و برایشان می‌خوانیم

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین

نوشته شده توسط علی اکبری در شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:48 | لینک ثابت | نظر دهید
1234567...