آج

آج

دل مشغولي‌هاي يك ايراني براي هم‌وطنان عزيز

  بنام حی یکتا

      جمعه ٣٠/٢/٧٩       روزی را که در غم فراق پدر نشستم   

مرگ خیلی‌ها  را تا کنون یاد می‌دهم و بسیار تجربه کرده‌ام چون پدر بزرگ، مادر بزرگ همسر پدر بزرگ، پسر عمو، دایی، عمه، عموهاو بسیاری از همسایه‌ها و همشهری‌ها را حتی شهادت دوستان و هم‌کلاسی ها یا حتی مرگ دوستان زیادی از همکاران و خیلی‌های دیگر را اما هیچکدام مرا آماده رفتنت به سرای دیگر نکرده بود. جايي كه مي‌توان بقيه دردها را فراموش كرد

آخر بی‌پدری دردی نیست که قبلاً آنرا تجربه کرده باشیم، ولی حالا بعد از گذشت نه سال هنوز نبودنت برایم سخت است و یاد آوری آن رنج آور. تنها آنروز(نامیمون) یاد آوری اینکه از آن درد بی‌درمان و زندگی سخت راحت شدی کمی درونم آرام گرفت و گر نه هیچ برآن خبر تحمل نداشتم. یتیمی خود را تا آخر عمر تحمل می‌کنم چون تحمل درد کشیدنت را نداشتم.

 برای هفتمین سال فراق



نویسنده :علی اکبری - ساعت 12:59 روز پنج شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

   بنام ايزد بي همتا 

شهرستان  انار از توابع استان كرمان مي‌باشد كه شمالي‌ترين نقطه آن محسوب مي‌گردد.

از شمال و شمال غربي به شهرستان يزد و از شرق و جنوب شرقي  به شهرستان رفسنجان و از جنوب به شهربابك محدود  شده است.

جمعيت آن نزديك به 50000 نفر و دين و مذهب مردم همه شيعه اثني عشري است.

شغل اكثريت مردم كشاورزي و بعلت كم آبي و كيفيت نامناسب آب تنها محصولي كه هنوز مقاومت كرده و كشت مي‌شود پسته مي‌باشد.

چند كارخانه در سالهاي اخير در آن تاسيس گشته است:

كارخانه فرش گلشن كه بعد از آتش سوزي با اينكه بازسازي گشت ولي بكار گرفته نشد.

كارخانه سيم و كابل پيشرو كوير انار كه از موفق‌ترين كارخانه هاست.

كارخانه گوني و كيسه كوير

كارخانه كارتن

كارخانه قلم جوش گستر

كارخانه بسته بندي

كارخانه كود شيمر

و تعداد زيادي كارگاه ساخت و توليد لوازم ضبط پسته

از شهرهاي مهم آن به امين شهر (حسين آباد) مي‌توان اشاره كرد

از روستاهاي داراي جمعيت بالا مي‌توان به بياض - لطف آباد - گلشن اشاره نمود

از روستاهاي ديگر احمد آباد كه داراي شركت تعاوني روستايي بسيار فعال و داراي پمپ بنزين مي‌باشد كه بعلت نزديكي به شهر بيشتر سوخت گيري شهر را اجام مي‌دهد.

شهر انار بعلت واقع شدن بر سراهي بندرعباس و جنوب شرق(كرمان زاهدان) و تهران داراي موقعيت استراژيك مي‌باشد

و يكي از مشكلات مهم شهر هم نداشتن بيمارستان و مركز اورژانس درخور جمعيت بالاي مجروحين اين راههاي كم وسعت و پر تردد مي‌باشد.

پليس راه انار يكي از شاخص‌ترين پليس راههاي استان مي‌باشد بخاطر همين موقعيت جاده‌اي است.

از اماكن تاريخي شهر مي‌توان به قلعه، بقعه بشر حافي، يخدان، بقعه امامزاده محمد صالح، خانه ابوالحسن‌خاني، كاروانسراي شاه عباسي

و كاروانسراي بياض و شمش(شمس) نيز در 30 كيلومتري دو طرف آن(فاصله يك منزل دوران گذشته) از جمله اماكن مهم شهرستان محسوب مي‌شود.

قلعه داود آباد و بياض و چند تاي ديگر در روستاهاي گيتي آباد و بهشت آباد و.... كه آثار كمي ارشان باقي اشاره‌اي است به تاريخ ديرن آن.

آب انبار و مسجد و مجموعه تاريخي امين شهر از جاهاي ديدني است.

دو حسينه يكي بالا(اوليا) و پايين(سفلي) از ارادت مردم به ائمه حكايت گذشته و نزديك دارد.

وجود مسجد امام سجاد(ع) در ابتداي شهر يكي از محلهايي است كه روزانه مسافران خسته بسياري را آسايش داده و با امكانات مناسب براي رفع نياز مسافران به عبادت و استراحت داراست.

برج انار و بياض از آثار تخريب شده‌ايست كه راهنماي مسافران در زمانهاي نه چندان دور بوده

وجود خانه‌هاي خشت و گلي و سبك خاص گنبه‌اي در جاي جاي شهر و روستاها هنوز نشاني از طبيعت كويري منطقه است.

امروزه ديگر خانه‌ها به سبك جديد و بيشتر آجري ساخته مي‌شوند

وجود دانشگاه آزاد اسلامي

و پيام نور

در اين شهر باعث جذب بيش از سه‌هزار دانشجو بصورتهاي مختلف در رشته‌هاي متفاوت شده است

امروزه دانشگاه آزاد داراي رشته‌هاي كارشناسي ارشد نيز مي‌باشد.

آموزش و پرورش منطقه انار از سال 72 بصورت مستقل با جمعت نزديك به دوازده هزار دانش‌آموز آغاز بكار نموده است

امروزه بعلت كنترل جمعت، تعداد دانش آموزان به نزديك 8000 نفر رسيده كه در 70 مدرسه مشغول به تحصيل مي‌باشند.

از ديگر ادارات شهر: جهاد و كشاورزي ،ثبت اسناد،برق، آب و فاضلاب، بيمه تامين اجتماعي،بيمه درمان، ثبت احوال، مركز مخابرات، پست و .... مي‌توان نام برد.

دادگاه عمومي و انقلاب و كلانتري 13 انار و پاسگاه حسين آباد از ديگر ارگانهاي در خدمت شهروندان محسوب مي‌گردد

كاروانسراي شاه عباسي انار



نویسنده :علی اکبری - ساعت 10:5 روز چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

  بنام مدبر شب و روز 

چقدر زشت و کریه  است کسانی که خود را مدیر می‌دانند و دوران مدیریتی خود را و چگونگی مدیر شدن خویش را فراموش کرده‌اند

 و چرا مدیر شدن و چقدر ادامه داده‌اند و... را از حافظه پاک کرده

 و امروز با شعارهای شیوخیت و ریش سفیدان و... را بکار می‌برند

 و جوانان را بر نمی‌تابند و برای مدیریت آنها کلمه زود بودن را بکار می‌برند.

با دولت نوگرا که استعدادهای جوانان را در عرصه مدیریت فعال کرد و شکوفا مشکل پیدا کرده و هر روز به نوعی ساز ناسازگاری می‌زنند.

آقایی که خود با یک دیپلم ناقص به منصب استانداری رسیدی آنروز چرا نگفتی که برای اینکار هنوز جوان هستی؟

 هنوز شیخویت نداری!

وقتی تمام و کمال مدیریت  یک استان را بدست گرفتی چقدر در آن سر رشته داشتی؟

برای شما زود نبود اما جوان امروزی که با یک کوله بار از تجربیات شما به کار گرفته شده نباید مدیر می‌شد.

همیشه باید مدیریت دست یک عده خاص دست بدست شود.

آنزمان را یادمان رفته که وقتی وزیری برداشته می‌شد در وزارتخانه دیگری وزیر می‌شد و داد همه در آمده بود که مگر قطع‌الرجال شده!

نه! شما وقتی به مدیریت رسیدی نه تجربه‌اش را داشتی نه ارث بهت رسیده بود رانتی بود که چون همای سعادت بر شانه‌ات نشسته بود!

 و از این رانت استفاده (سوء استفاده) کردی و بدون گذراندن تحصیلات دانشگاهی مدارک عالیه را گرفتی!

و به پستهای مدیریت بالاتر و.... جابجا شدن‌ها ادامه دادی.....!!!

امروز تنها کاری که دولت نهم به انجام رساند این خواسته جوانان عزیز که نمی‌توانستد وارد حلقه مدیریت بشوند وارد کرد و چه گناه بزرگی مرتکب شد!

بطوری که شما فکرش را نمی‌کردید این حلقه انحصاری بشکست!

 شما چرا احساس سرشکستگی می‌کنید و دادتان در آمده است!؟

 راستی حسینی بگوید! چون دستمان از رانتها بریده شده است !!! همین!

 چرا دولت را به بی‌تجربگی و غیرکارشناسی متهم می‌کنید.

درد شما چیز دیگری است. رانت،رانت،رانت،......

شما که با این رانتها امروز هم در کمال آسایش و مکنت بسر می‌برید کسی که قبل برده‌های شما را ازتان نگرفته فقط از بیشتر آن محروم شده‌اید!

 حق آن بود که قبلی‌ها را نیز ازتان بستانند؛

تا کی می‌خواهید دستتان بر همه چیز بند باشد و تسلط به همه چیز داشته باشید.

کی شما باید سکان مدیریت را به دیگران بدهید؟مدیریت جوانان

بعد از شما چه کسانی باید این کشتی را هدایت کند؟

حتماً فرزندان دلبند و ننر و... شما؟

نه آقا در این کشور کسی جای تو را می‌گیرد که هیچگاه بفکرت هم نرسیده!

 آنکس که نان از بازوی  خویش خورده و عرق جبین ریخته!

هر چند شما کیسه‌های خود را پر کرده‌اید و حتماً هنوز می‌کنید!

 کسی مثل شما حق ندارد که بر همان روش اسلاف و غیرکارآمد شما ادامه بدهد.

یادمان نمی‌رود که هدفمند کردن یارانه‌(سوبسید)ها در قانون برنامه سوم و چهارم توسعه بوسیله همین شما اجرایی نشد چون زیان سیاسی و مدیریتی و اقتصادی شامل حالتان می‌شد هنوز هم می‌شود پس باید دادتان در آید که این طرح باز هم اجرا نشود ولی همه می‌دانند که این طرح لازم است و باید اجرا شود؟

اما کی؟

 اگر به شما باشد تا ابد نباید اجرا گردد !

چون همیشه یا انتخابات است یا یک مسئله دیگر یا هر بهانه دیگر، مهمترین علت آن همان زیان اقتصادی است که به رانتهای پیش ساخته شما وارد می‌شود.

شما امروز لازم بود که تجارب خود را در اختیار جوانان قرار دهید و همه‌اش بفکر رانت نباشید،

کمی هم بفکر دیگران باشید، اگر اجرای آن باعث زیان سیاسی است این دولت که مصمم به اجرای آن است بگذارید صدمه بخورد،

مهم این است که مملکت صدمه نخورد.

اگر راست می‌گوید مردم صدمه می‌خورند پس راه‌کار بدهید.

چرا راه‌کار شما همین طرح است؟

 چرا اجرا کردن آنرا صلاح نمی‌دانید؟

راهکار دیگری که ندارید فقط اجرای آنرا بد می‌دانید؟

 خودتان که اجرا نکردید؟

دیگران هم اجرا نکنند؟

پس چه از این راهکار؟

بهتر است که کلاه خود را قاضی کنید و دست از این شعارهای عوام فریب بردارید و قدم در راه راست نهید و دولت را یاری کنید که این طرح را به بهترین نحو اجرا کند.

 مهارتهای خویش را هم سخاوتمندانه در اختیار جوانان این مملکت قرار دهید خواهید دید که کاری خواهند کرد کارستان و کشوری خواهند ساخت گلستان  خیلی هم نگران نباشید البته نگران مردم باشید فقط شعار ندهید همت کنید اختیار بدهید به جوانان

 شیوخیت در مدیریت و... را به گذشت زمان بسپارید شاید که فرجی حاصل گردد اگر دلسوزید اگر نه باز بر همین طبل توخالی خود بکوبید.

شما بقولی آردهای خود را بیخته‌اید باید الکها(غربیلها) را هم بیآویزید.



نویسنده :علی اکبری - ساعت 9:16 روز چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

   بسم الله الرحمن الرحیم    

ا یام سوگواری زهرای مرضیه(س) را به دوستداران خاندان اطهار تسلیت عرض می‌کنیم

وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَوَتِ وَمَا فِی الْأَرْض وَکَفَى‏ بِاللَّهِ وَکِیلاً

و براى خداست آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است و خداوند بس کارساز است و برای نگهبانی همه  کافی است.

قرآن کریم 131 نساء

 

خداوند بزرگ به خاطر نیکی به پدر و مادر بر عمر انسان می‌افزاید

نهج الفصاحه-ص 755 - پیامبر اعظم(ص)

نکاتی مفید

هر کس از فرصت‌ها استفاده کند در آینده از غصه‌ها ایمن بماند.

غرر الحکم-ص632- امام علی علیه‌السلام

خداوند بعد از غدیر خم هیچگونه حجت و بهانه‌ای برای تخلف از ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام برای کسی باقی نگذارده است.

بیت الاحزان-ص175- حضرت زهرای مرضیه(س)

برای هر چیز اساس و پایه‌ای است، اساس و پایه اسلام محبت اهل بیت(ع) می‌باشد.

تحفت العقول-ص319- امام جعفر صادق علیه السلام

تعالیم مقدسه قرآن را باموزید و بکار بندید، با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام و قرآن بکوشید.

امام خمینی(ره)

مد برای زن ارزش آفرین نیست، بی اعتنایی نسبت به مدهای دام‌گونه ساخته و پرداخته دشمنان برای زن ارزش است.

مقام معظم رهبری

اگر می‌خواهید عزت نفس داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند امر به معروف و نهی از منکر کنید.

استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

از بزرگمهر پرسیدند: از انسانها کدام عاقل‌ترند؟

گفت: آن کس که کم گوید و بیش شنود و بسیار داند.

پندی از بوذرجمهر

به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن است، زیرا جهالت ریشه همه بدبختی‌هاست.

افلاطون

زنان اختراعات مهمی نکرده‌اند ولی مخترعین بزرگ را پرورش داده‌اند.

توماس ادیسن

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ضرب المثل ایرانی



نویسنده :علی اکبری - ساعت 11:27 روز يکشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

بنام حق

اين متن از كتاب نظام حقوق زن در اسلام از استاد شهيد آيةالله  مرتضي مطهري انتخاب شده است البته [كمي فضولی دارد] در مطالب قبل از آن اشارات زيادي به زن و سيماي حقوقي و حقيقي او قبل از اسلام در صدر اسلام و جوامع مدعي آزادي و داراي تحمل شنيدن حرف مخالف بيان مي‌دارد... و ذكر جديدترين نمونه اين جوامع آزاد برخورد آنها با سخنراني رئيس جمهور ايران بود و زنداني كردن دانشمنداني چون روژه گارودي است كه در مورد هولوكاست تحقيق تاریخي نموده است!!!! یا زندانهای ابوغریب و مخفی در اروپا و.....

 در صفحات ۷۵تا ۷۷ چنين آمده است:

نهضت اسلامي زن، سفيد بود

اسلام بزرگترين خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد.

خدمت اسلام به زن تنها در ناحيه سلب اختيارداري مطلق پدران نبود، به طور كلي حريت داد، شخصيت داد، استقلال فكر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت.

اما گامي كه اسلام در طريق حقوق زن برداشت، با آنچه در مغرب زمين مي‌گذرد و ديگران از آنها تقليد مي‌كنند دو تفاوت اساسي دارد:

اول؛ در ناحيه روانشناسي زن و مرد.نهضت اسلامي زنان بايد بر گرفته از اسلام باشد

اسلام در اين زمينه اعجاز كرده است. ما در ضمن مقالات آینده در این باره بحث خواهیم کرد و نمونه ها از آن بدست خواهیم داد.

دوم، در این است که اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان  آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد.[کاری که جوامع غرب امروزی و پر طمطراق انجام داده اند از آنطرف زن را سرنگون ننمود]

نهضت اسلامی زن، سفید بود، نه سیاه، نه قرمز و نه کبود و نه بنفش٬ احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از میان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکرد، برای مردان مجرد و شکارچی اجتماع که دنبال شکار مفت می گردند وسیله درست نکرد٬ زنان را از آغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحویل صاحبان پست اداری و پولدار نداد٬ کاری نکرد که از آن سوی اقیانوسها ناله به آسمان بلند شود که ای وای کانون مقدس خانواده متلاشی شد٬ اطمینان پدری از میان نرفت٬

با اینهمه فساد چه کنیم؟

با اینهمه بچه کشی و سقط جنین چه کنیم؟

با چهل درصد نوزادان زنا چه کنیم؟[این آمارها مربوط به سالهای نوشتن مقاله در مجله زن روز است۱۳۴۵]

نوزادانی که پدران آنها معلوم نیست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدری مهربان به دنیا نیاورده اند علاقه ای به آنها ندارند و همینکه آنها را به یک موسسه اجتماعی تحویل می دهند هیچ وقت به سراغ آنها نمی آیند.

در کشور ما نیازمندی به نهضت زن هست اما نهضت سفید اسلامی٬ نه نهضت سیاه اروپایی٬ نهضتی که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد٬ نهضتی که براستی از تعلیمات عالیه اسلامی سرچشمه بگیرد نه اینکه به نام تغییر قانون مدنی قوانین مسلّم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گیرد٬ نهضتی که در درجه اول به یک بررسی عمیق و منطقی بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتی که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعلیمات اسلامی اجرا می گردد.[!!!!!!!! این نکته مهمترین درس نوشته است اگر قوانین در کشورهای اسلامی بد اجرا می شود نیاز به اصلاح دارد و نهضتی که آنرا به درجه اسلامی خودش برساند]

اگر به یاری خدا توفیق ادامه این مقالات همراه باشد٬ پس از آن که در همه مسائل لازم بحث خود را به پایان رساندیم کارنامه نهضت اسلامی زن را منتشر خواهیم کرد.

آنوقت زن ایرانی خواهد دید می تواند نهضتی بپا کند که هم نو و دنیا پسند و منطقی باشد و هم مستقل از فلسفه مستقل چهارده قرنی خودش سرچشمه گرفته باشد٬ بدون اینکه دست دریوزگی به دنیای غرب دراز کرده باشد.

[در ادامه کتاب ریز مسائل حقوق زنان و فلسفه آنها بیان شده است کسانی که طب نقد حقوق زن دارند و سوالاتی می کنند که نشان می دهد اسلام را کمتر شناخته اند و احکام حقوقی زن در اسلام را نمی داند توصیه به خواندن این کتاب می کنم و کتاب دیگر ایشان مسئله حجاب]

 



نویسنده :علی اکبری - ساعت 11:31 روز يکشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

بسمه تعالي

 آه، و هزاران واه از آن روز كه نشانه رفتن مغز متفكران را. نمي‌دانم امروز روز معلم است در اين فكر هستم كه شهادت او را چرا روز معلم ناميدند، البته كه او عالي‌ترين معلم است ولي وقتي مي‌خواهم تبريك بگويم يك روز مهم را، احساسي مبهم دست مي‌دهد و توان ازم مي‌برد. آنقدر او را خواستارم كه نبودش را در تمام وجودم درك مي‌كندم و اگر ببود آثارش اينقدر اين درد نبودش سخت مي‌نمود كه كلامي ازمان نشنوي. ولي همه آنچه را كه گذاشته آنقدر هست كه ما را سيراب كند و شايد همين بس باشد.

شهادتش روزنه اي بسوي شناخت او

شهادت او روز معلم شده است چون همه عمر آموخت و تدريس كرد و در اين راه سر به سردار داد. او متفكري بود كه تفكر كردن مي‌آموخت. دانشمندي بود كه دانشمند مي‌ساخت. اعلامه‌اي بود كه عالم مي‌پروريد. بصيري كه بصيرت پرورش مي‌داد. نويسنده‌اي بود كه نوشتن تعليم مي‌داد. سخنراني بود كه سخن‌دان تحويل مي‌داد. مبارزي كه بارز باشد، ميداني كه مركز بود، راهنمايي كه رهنماي راه گمشدگان بود، استادي كه به تمام معني معلم بود. بشيري كه مژده دهنده روشني بود. صابري كه بنده شكيبا سامان مي‌داد. شجاعي كه دلير مردان كارزار نمو مي‌داد، عاشقي بود كه عشق مي‌آموخت. محبوبي كه حبيب‌اله داشت. عادلي كه عدالت بپا كن بود. اقامه كننده صلوات الصالحين بود.

 

هر چه گويم از قدر او كاهيم چه بهتر كه او را با زبان قاصر خود مقصور نسازيم و او را امام(ره) مي‌شناخت همين كلام را داشته باشيم مطهري حاصل عمر من بود......

 

تمام آثارش بلا استثناء مفيد هستند.....

 

به همه دانشجويان و متفكرين و روشنفكران متعهد توصيه مي‌كنم كه نگذارند كه كتابهاي اين استاد عزيز با دسيسه‌هاي دشمنان اسلام فراموش شود.

 

و امروز همان است كه دسيسه‌ها در كارند كه آثار او مغفول افتد. چه جواناني را مي‌شناسيم كه هنوز با افكار او آشنا نيستند و چه دانشجوياني را مي‌بينيم كه نمي‌دانند او چه خدماتي به قشر روشنفكر و دانشمند كرده است.

 

قلبي در فشار و دلي در آزار و سري پر از درد دستي در بند و پايي در غل كه چرا نشناختيم؟ چرا نشناسانديم؟ چرا نمي‌شناسيم؟ چرا نمي‌شناسانيم؟

 

آه و هزاران واه از آن روز كه نشانه رفتن مغز متفكر مارا، نمي‌دانم اين درد را به كجا ببرم به كي بگويم با چه زباني بگويم.

 

آه و هزاران واه از آن روز كه هنوز تسليت آن درخورتر است. آنروز يك روز نه بل يك روزنه بود تا بشناسيم او را و باز فكر كنيم هنوز هم روز نه بل فقط يك روزنه براي درك او

           به مناسبت روز معلم و شهادت استاد مرتضی مطهری           



نویسنده :علی اکبری - ساعت 10:35 روز شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

    بسم الله الرحمن الرحيم    

 

           الم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل                 
 
 
آيا نديدي كه خداوند به اصحاب فيل (سپاه ابرهه) چه كرد؟
 

        به مناسبت شکست نظامی آمريکا در طبس  

 

صداهاي عجيبي به گوش مي‌رسيد، شب بود و در تاريكي آن آسمان برايت چيزي نمايان نمي‌كرد.
 اما گمان بود كه در آسمان تعدادي مازالاق هست، چقدر آن شب آسمان را كاويدم ولي جز همان صداهاي نا آشنا چيزي بگوش نرسيد.
 بريدگي كف پايم آنچنان مور، مور داشت و دردي كه به هيچ عنوان اجازه خواب را به چشمانم نمي‌داد.
دردي كه سراسر بدنم را فرا گرفته بود آخر يك شكاف عميق بوسيله يك تكه شيشه در كف پايم ايجاد شده بود  با اينكه مي‌دانستم شيشه در آن نيست ولي درد آن تا مغز سرم را هدف قرار داده بود
 و شب تا صبح چشم بر هم نگذاشتم، هرچه را كه شنيده بودم قابل تجسم نبود
 به هر كه گفته بودم نه اينكه باور نكرد كه ما را گفت اينهم از درد بوده، پس جز هزيان نبوده.
 اما روز بعد وقتي كه گذشت
 گفتند كه آن صداهاي شب پيش از كدام سپاه ابرهه بوده آنچه را كه ما از دور، دورها صداي مازالاق مي‌پنداشتيم چرخبالهاي نيمه خرابي بودند كه راه پس در پيش گرفته بودند و مقصد نارسيده و هدف گم كرده بودند، كه اي كاش آنها هم راه برگشت گم كرده بودندو درهم پیچده شده آنچه که رشته بود چون فرفره تو در باد.
 و در كوير نابود تا درسي براي سردمداران مست‌شان كه ره به بي راهه دارند و سر در آخور مستي و پيش برند، كارها را به قدرت ظلم و زور.
 در آن شب تاريك و آنچه خائنين به ميهن از رئيس جمهور گرفته تا بقيه، چه‌ها كه خواب ديده بودند با چند هلي‌كوپتر و هواپيما آمده و حكومتي را نابود و خود را حاكم كرده
و همه چيز تمام.
 وقتي كه آن شهيد پرواز كرده به ملكوت
محمد منتظرقايم
خود را به صحنه رساند تا جمع كند اسناد خيانت آنها زدند و همه چيز را سوزاندند و او را شهيد كردند تا پنهان بماند آنچه كرده‌اند، ولي طولي نكشيد
 كه پته سياه‌كاريشان از جاي ديگر برون افتاد و پيوستند به بقيه كساني كه دمشان را بهم گره زده بودند
 و در خيال خود حكومتي را در دست و كشوري را به آنسو برند كه همه چيز بر وفق مرادشان باشد
 و سر در آبشخور آنها فرو برند
 كه آنچنان پرورششان داده بودند كه چنين باشند. 

 

آن سپاه حمله كننده به اين خاك چنان در ريگزارش فرو رفت كه جز مثال واقعه عام‌الفيل ياد نياورد
 در ذهنمان كه حتي آن گاهي كه ما در خواب بوديم
 يا در ناله درد و بياد مازالاق او چنان اين آهن پيكرها را بهم ريخت كه انگار باد تندي خراب مي‌كند پره‌هاي كاغذي فرفره‌ات را و تو هر چه كه مي‌تواني به آن نگاه كن راه بجايي نخواهي برد.
 هر موقع ياد آن واقعه مي‌افتم دردي در تمام وجودم احساس مي‌كنم
با اينكه يادم نيست كه كدام پايم بوده.
 شايد آن درد به من مي‌گويد
 براي حفظ اين ميهن لازم است كه خوب چشمهايمان را باز كنيم
و هر نوع صداي بي‌جايي را اهميت دهيم كه اينبار شايد نشود ( فجعلهم كعصفٍ مّاكول ) از غيب . 

 

اگر باد بر سران باز كنند خيال خيانت بايد بيدار بود
 و هوشيار و نشان داد كه امروز نه آن روز است كه نشناسيم
 صف فتنه انگيزان و ره سد نمايم بر سارقان شب رو ، گردنشان خرد كنيم ره زنان سر گردنه را، تا حفظ كنيم
 مال و اموالمان كه بسيار براي آن زحمت متحمل شده‌ايم
و آسان بكف نياورده‌ايم كه آسان دهيم ز دست.
بشكنيم قلم پاي ، پايمال كنندگان حقوقمان را ، ببريم دستي را كه خيانت كننده به اين ميهن.
 چون در يادمان بايد بماند آن روزها تا بدانيم كه، كي بوديم و كي هستيم و كي بايد باشيم و خوب در ياد داشته باشيم كه، كجا بوديم و كجا هستيم و كجا بايد باشيم. 

 

و امروز دست به درگاه آن بي‌همتا بالا بريم و شاكريم به درگاهش كه ما را نجات داد
 در تنگناه‌ترين تنگه‌هاي زمانه و ما را برون برد از پيچ و خمهاي كوچه‌هاي ناكجا آباد و امروز هنوز درد را بياد مي‌آورم و التيام آن.
 و مي‌خوانم كه آن پيكر پهناي پولادين مازالاق‌ها بودن در نزد او.


نویسنده :علی اکبری - ساعت 9:27 روز شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

بسمه تعالی
جمشید آباد روستایی است در ٨ کیلومتری جنوب شرقی انار با ٤٠ خانوار و جمعیتی حدود یکصدوپنجاه نفر. با تقدیم دو شهید " سید محمد هاشمی و علی بیرمی" نسبت به جمعیت بیشترین شهید را در این منطقه داراست.
چون حسین آباد به شهر تبدیل گردید روستاهای ناصریه و جمشیدآباد بعنوان محدوده شهر امین شهر قرار گرفته و دارای شورای روستا مثل گذشته نیست.
پایگاه بسیج، پارک  نیز دارا می‌باشد. امروزه مسجد آن توسعه یافته و دارای حسینیه نیز می‌باشد.
این متن از کتابی است از:

 وزارت دفاع ملی

سازمان جغرافیائی کشور

 اداره جغرافیائی

بنام:

فرهنگ جغرافیائی

 آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران

انار

جلد94- چاپ یکم

برگ       NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)

البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است)  می‌باشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط می‌توان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا می‌توانیم پیدا کنیم. لذا این مجلد کتاب  شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است. دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد شهرستان انار بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه   ٢١الی٢٢ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسم‌الخط کتاب به من نمی‌خورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را می‌آورم و علل آنرا بررسی می‌کنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.

اما جمشید آباد در این کتاب:

جمشیدآباد                               JAMSHIDABAD 

ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان

طج(طول جغرافیایی)  َ۲۱   55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 5۵َ  30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)14۰3متر.کویری، گرم خشک، در 1۷ ک م(کیلومتری) جنوب خاوری انار، و ۵ ک.م خاور راه شوسه رفسنجان-انار.

جمعیت: ۲۰ خانوار

زبان:فارسی

دین:اسلام ؛ شیعه

کار و پیشه:کشاورزی و فرشبافی(۸ دستگاه)؛ فرشها با طرح کاشان.

کشت:آبی؛ آب از کاریز.

فرآورده‌ها: گندم؛جو؛پنبه؛ پسته و یونجه.

رستینی‌ها: درختان اسکنبیل؛پوشش گیاهی برای چرای دام.

جانوران: خرگوش؛شغال و روباه.

مردم آبادی از دبستان روستای حسین آباد بهره می‌گیرند و وابسته به شرکت تعاونی روستایی آبادی نامبرده هستند.



نویسنده :علی اکبری - ساعت 12:44 روز پنج شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |