بنام رب سبحان
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُکُمْ وَأَوْلَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
و بدانید که اموال و فرزندانتان آزمایشى هستند(برشما) و البتّه نزد خداوند (براى کسانى که از عهدهى آزمایش برآیند)، پاداشى بزرگ است.
٢٨-انفال
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِى الْأَمْوَ لِ وَالْأَوْلَدِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَنُ إِلَّا غُرُوراً
و (اى شیطان!) هر کس از مردم را مىتوانى با صداى خود بلغزان و نیروهاى سواره و پیادهات را بر ضدّ آنان گسیلدار و در اموال وفرزندان با آنان شریک شو و به آنان وعده بده، و شیطان جز فریب، وعدهاى به آنان نمىدهد.
۶۴-اسراء
سخرانی رهبری در روز مبعث که اشاره درستی به قاضی بودن خودمان بود که ما باید قاضی خودمان باشیم.
و اینکه هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
درسهای بزرگی است که انسان از گذشته و حال میگیرد
چقدر امتحان سخت است وقتی انسان باید از خود بگذرد بخصوص وقتی خیال کند که خیلی مهم و بزرگ هم هست
چقدر سخت است امتحان انسانهای مهم و نخبه و بقول خودشان عقلا.
عقلا همانقدر که مهم هستند همانقدر هم باید امتحان محکمتر و شدیدتر پس بدهند آنهم در جایی که خودشان فکر نمیکنند دارند امتحان پس میدهند.
و چقدر بد است که انسان حتی یکی از این امتحانات را خوب پس ندهد
آنوقت متاسفانه یک سال و یک قدم عقب نمیافتد بلکه سقوط! میکند.
آنهایی که خود را شیوخ مینامیدند
آنهایی که خود راعقلای مردم میدانند
سیفالله هم امتحان میدهد،
عمار بی کس هم،هم
چقدر از این امتحانات سربلند بیرون میآیند و چه کسانی!
مردم شما را انتخاب نکردند که رئیس جمهور شوید
چرا نمیتوانید این مطلب را قبول کنید این واقعیت را همانطور قبول کنید که در گذشتهها همین مردم شما را انتخاب کردند، آیا وقتی شما را انتخاب کنند مردم هستند وقتی شما انتخاب نشوید مردم دیگر مردم نیستند؟! دیگر اعتماد ندارند دیگر کشور بحرانی شده.
پذیرش حقیقت در این مواقع مهم است. روز امتحان است ،رد نشوید!
که عقب نمیافتید، سقوط میکنید!متاسفانه!!
شما چرا راه خود را برعکس مردم انتخاب میکنید؟
آنهایی که برای هوای نفس سخن گفتند
و حتی کار کردند
اینها به مقصد نمیرسند
من نمیدانم چرا؟ ولی این یک سنت غیر تبدیل حق است.
آیا نامزد شکست خورده انتخابات دور قبل دشمنیاش با دولت برای خداست یا هوای نفس ؟!
نمیدانم ، مردم خود میدانند و خودشان هم قضاوت کنند.
آنهایی که دور آنها حلقه زدهاند برای حق است این حلقهها و دوستیها یا برای هوای نفس
خودشان اگر قضاوت کنند جواب خواهند گرفت.
آنهایی که با کفش نماز جمعه میخوانند برای خداست یا....
آنهایی که رادیوهای بیگانه برایشان دستورالعمل شرکت در نماز وحدت بخش صادر میکنند آیا برای وحدت و خدا میآیند
آیا صاحبان تریبون برای آنها از چی میگویند که این تریبون را مالکند
باز همان رادیوها همان دشمنان تابلودار ما این حقایق را باز میگویند
احسن گفتن دشمنان بهترین گواهاست که ما برای حق گفتیم یا هوای نفس.
امتحان برای بزرگان خیلی سخت و جدی است.
آیا نامزد شکست خورده دهمین دوره رئیس جمهور برای خدا چنین سینه چاک داد؟
آیا برای حق چنین رهبر فتنه شد؟
در شکم! درشک!
بنام خدای سبحان
اتفاقات اخیر که بعضی دم خود را به اجنبی(بیگانه نو) وصل کردند و میخواهند هم مملکت و هم دین ما را بفروشند مرا به یاد نسیم شمال همان مرحوم اشرفالدین الحسینی انداخت که مدیر آن جریده( نسیم شمال ) بود

خوش خبر باش ای نسیم شمال
که بما میرسد زمان وصال
یا
میشود این بکام اهل ایران ای نسیم
مینماید شادمانی هر مسلمان ای نسیم
آفتاب معرفت گردد درخشان ای نسیم
نورباران میشود این شهر تهران ای نسیم
هرچند که از آن سالها بارها این شهر تهران نورباران شده و بارها مورد بیمهریهای مختلف قرار گرفته و در این انتخابات هم عدهای با اغتشاش و ختلالهای بی مورد و با و بدون اوباش شهر را برای چند روزی مورد تاخت خود قرار دادند و کمی کام مردم این شهر را تلخ کردند ولی باز این شهر نورباران خواهد شد.
وقتی رادیو فردا ارگان رسمی سیا و بی بی سی ارگان روباه پیر و صدای آلمان و صدای آمریکا(همه اجنبی از نوع خبیصاش) یکجا از این آشوبگران حمایت میکنند این ترانه مذهبی از آن مرحوم کمی احوال این جریان را نشان میدهد
اجنبی شد حملهور بر مذهب و آئین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای جوانان وطن الیوم یوم همت است
ای هواخواهان دین امروز روز غیرت است
میرود ناموس آخر این چه خواب غفلت است
دشمن بیگانه آمد برسر بالین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای جوانان همتی این موقع جنگ است جنگ
زندگی با این مذلت بهرماه ننگ است ننگ
عرصه برما اهل ایران بعد از این تنگ است تنگ
زانکه کافر میدهد هم غسل و هم تلقین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
حکم آیات نجف گردد صادر الجهاد
امر قطعی گشته صادر از مصادر الجهاد
تا شماها یک نفر هستید قادر الجهاد
میکند مام وطن هرساعتی نفرین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
اولاً حکم جهاد از خط آیات آمده
ثانیاً از شهرها هم تلگرافات آمده
ثالثاً هر سو پر از قزاق و سالرات آمده
رشت ما تهران ما تبریز ما قزوین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای سپهر کج روش آن شمس نورانی چه شد
عالم ربانی و مولای روحانی چه شد
نور مطلق آیت الله خراسانی چه شد
آه و واویلا که غایب گشت شمسالدین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
مالک این آب و خاک و مملکت ملت بود
تاج گیر و تاج بخش سلطنت ملت بود
صاحب قدر و رفیع و منزلت ملت بود
شد وکیل پارلمان هم تابع و تعیین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
کیست ملت دسته دهقانیان رنجبر
کیست ملت فرقه بازاریان خونگرم
کیست ملت جوقهی صنعتگران باهنر
زین جماعت شد هویدا زینت تحسین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
آنکه دولت را از این ذلت رهاند ملت است
آنکه کشتیرا سوی ساحل رساند ملت است
آنکه سلطان را سر مسند نشاند ملت است
شاهد احساس ملت دیده خونین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
فرقهی روحانیان در اصفهان داده قرار
پنج تن عالم شود از هر دیاری اختیار
جملگی گردند بر معصومه قم رهسپار
تا شود فکری برای رفع این توهین ما
ی دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای دریغا ریخت دشمن زهر قاتل در ایاغ
ای دریغا گشت خاموش از همه ایران چراغ
این سخن میگفت گل با بلبل در صحن باغ
سوخت از عشق وطن این اشرف مسکین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
بنام ایزد منان
شهیده حجاب " در مصر تشییع شد
من هم این دو را قابل جمع نمیبینم
ولی میشود روی همین مطلب کمی دقت کرد این زن چگونه به شهادت میرسد
زنی مصری مروه الشربینی با همسر و فرزند سه ساله خود برای دفاع از پایاننامه دکتری خود در آلمان بسر میبرد او چند وقت قبل در پارکی در آلمان با مردی آلمانی روبرو میشود که او را تروریست و .... میخواند و سپس حجاب او را از سر او میرباید و زن با شکایت مرد را محکوم میکند
هفته قبل دادگاه استیناف(شاید تجدید نظر) تشکیل میشود در این دادگاه محکوم با چاقو به جان زن میافتد و او را میکشد.
اگر این دادگاه و پلیس (مظلوم !!؟؟)و همه دیگر شاهدان را بیطرف بدانیم مرد ضارب باید در اولین ضربه چاقو بوسیله دیگران مهار میشد خب نشده در دومین ضربه باید این اتفاق میافتاد اما ایشان با کمال آزادی با هیجده ضربه به شهادت میرسد مقتوله را!!
حالا همسر او هم که برای مانع شدن از این درگیری پا در میانی میکند بوسیله پلیس (ضدانسانیت) نژادپرست آلمان مورد حمله قرار گرفته و با حال وخیمی که دارد احتمالاً او هم جان درستی بدر نخواهد برد بخصوص که دکترها هم مثل پلیس(نژاد پرست) تشریف داشته باشند.
همه اینها را کنار هم بگذارید و نتیجه بگیرید که غرب دارای تمدن است دارای آزادی است مدافع حقوق بشر است.
اصلاً غرب مدعی دفاع از کدام بشر است. میخواهیم با هم یک کم آنرا مرور کنیم.
این واقعه را ببرید چند سال قبل و یک مقایسهای با قتل زهرا کاظمی داشته باشیم به جوانب دیگر موضوع خیلی وارد نمیشویم فردی در پوشش خبرنگار به جاسوسی و عکسبرداری از مناطق ممنوع پرداخته دستگیر و با ضربه نامشخص از طرف فردی که برای جنجال آفرینی و آتو دست دشمن دادن و ایجاد اغتشاش کردن بوسیله غرب اجیر شده کشته میشود
بیش از یکسال رادیو فردا ، بی بی سی و دیگر را که باز میکردی ممکن نبود که از او نگویند تفسیر نکنند با معندهای نظام جلسه نداشته باشند.
بخدا اگر شما از این رادیوها یکبار اسم این زن مصری را شنیدهاید به من آدرس بدید ممکن نیست.
یادتان هست در همان زمان کشور کانادا روی همین خانم چقدر گرد وخاک بپا کرد و تا جایی که چندین شکایت به مجامع زد انسانی مدعی حقوق انسان برد یا حتی میخواست سفیرش را ببرد و ....
اما پلیس کاندا در همان زمان یک جوان ایرانی را به نام خیال کنم تابش در یک پارک شهر هدف گلوله قرار داد و در دادگاه هم محکوم نشد! به جهنم مگر ایشان انسان بود؟ فقط کسی که برای غرب دم تکان بدهد انسان است و مدعیان مدافع حقوق بشر برایش فقط سروصدا را میاندازند همین.
فقط بلدند از پیراهن عثمان علم بلند کنند. و اهداف پلید ضد انسانی خود را پیش ببرند همین!
راستی جمعه گذشته ١٢/۴/٨٨ میدانید چه مناسبتی داشت
بله یک فروند هواپیمای جمهوری اسلامی بوسیله موشک ناو آمریکایی با ٢٩٠ نفر سرنشین خاکستر شد.
اشتباهی بود! این جواب جنایتکار بود برای توجیه!
خب شما هم بگوید اشتباهی بود اولاً ناو مزبور سی مایل با ۶٠درصد تخفیف ٣٠کیومتر در آبهای ساحلی ما وارد شده بود یعنی تجاوز
دوماً هواپیمایی ایرانی در خط بینالملی مشخص خود در حرکت
سوماً هیچ نشانهای از حمله برای ناو وجود ندارد
چه جای اشتباه که فرمان شلیک داده میشود
غیر از اینکه روسای جنایتکار آمریکا فرمان را صادر کردهاند تا ایران نتواند صدام را در جبههها به خاک سیاه بنشاند
از این غرب چهها که ندیدهایم
راستی اگر کسی را که چنین اشتباه فاحشی را انجام بدهد باید باهاش چه برخوردی کرد
باید یک درجه از آن نشانهای ژنرالیش کم کرد! اما آقای راجرز از دست روسیاه آمر نشان شجاعت دریافت میکند
این یعنی دستت درد نکند که چنین جنایتی انجام دادی این یعنی ایرانیان و کسانی که در این واقعه شهید شدن آدم و بشر نیستند که حقوق داشته باشند
حقوق بشر باید در راه اهداف آنها باشد.
راستی که باید طور دیگر نگاه کرد این چیست که همیشه نگاه مثبت به غرب داریم.
غرب پر است از وحشی گری یعنی آخر ددمنشی.
آمریکا را بیاد آورید یک مشت یقه سفید اروپایی میریزد در یک قاره دیگر و با افتخار بومیان را میکشند در بند و برده میکنند
و سخن از حقوق بشر هم دارند مدعیان دروغین حقوق انسان.
کو و کجایند بومیان نجیب قاره جدید؟ راستی که گذشته این مدعیان واقعاً افتخار آمیز است؟!
تا همین دهه گذشته انگلیسیهای استعمار گر در کشور آفریقای جنوبی یک اقلیت سفید پوست که از نظر جمعیتی نمیتوانستند حتی بیش از انگشتان دست نماینده به مجلس بفرستد یک حکومت نژادپرست آپارتاید تشکیل داده و جمعیت حداکثری این کشور را دربند کرده و هرنو ظلمی که میتوانستند اعمال میکردند و همه غرب پشتیبان آنان بود و هیچ کس برای این مردم حقی قایل نبود یک سیاه از جان گذشته بنام نلسون ماندلا آنقدر مبارزه کرد و در زندان ماند تا توانست یک نیم بند دمکراسی یعنی رای دادن را به مردم بدهد آنموقع چگونه این عده قلیل چنین بر مردم حکومت میکردند و اصلاً دمکراسی را کشته بودند و انگلیس از این قلیل ظالمان هم جنس خود پشتیبانی میکرد و نعره حقوق انسان هم سر میداد.
این غرب است و این یک از میلیاردها نوع حقوق انسانی که دارد.
راستی که باید به غرب مدال رعایت حقوق بشر داد!!!!!!!
الجزایر را بیاد آورید همین چندین سال اخیر بود که یک حزب اسلامی اکثریت را در یک انتخابات بدست آورد و همین فرانسه یک کشور که خیلی ادعای آزادی و دمکراسی دارد
با یک کودتا حاکم دست نشانده را به جای اکثریت قرار داد و هنوز که هنوز است این ادامه دارد این یعنی دمکراسی غربی هرجا که اکثریت بدست مردم هست غرب باخته پس همان به که نباشد!
این کشور همسایهاش مصر یک حاکم دارد که حسن(نه)،(نا)مبارک که کاملاً اسرائیلی آمریکایی است و دیکتاتور رای مردم فقط باید او باشد ولی هیچ کس کارش ندارد همین الان این آقا درگیر این ژرونده است با احتیاط عمل میکنه که غرب شاخش نزنه، آیا امروز مصر دارای دمکراسی است غرب او را در همه جا پشتیبان است چرا نباشد منافعاش با او تامین است.
عربستان که دیگر مهد دمکراسی است یک خانواده وهابی انگلیسی بر مردم حکومت میکند اصلاٌ مردم نمیدانند رای چیست قویترین پشتیانی از طرف آمریکا با او میشود چرا؟
چون پول نفت این کشور یا خرج یک عده سلطان میشود یا اینکه کامل در جیب کارخانههای اسلحه سازی آمریکا میشود یا سرمایه در آمریکا میگردد این حکومت چون منافع آمریکا و اسرائیل و سیاستهای اورا تامین میکند مردمسالار است ولی ایران چون به منافع مردم ایران کار دارد نه آمریکا مردم سالار نیست! به این میگویند حقوق انسان!
بجای آن باید گفت منافع غرب! تا منافع غرب باشد حکومت و نوع آن کشک وقتی که اینها نباشد (گرز) حقوق بشر و انسان هدر شده است! و باید بر آن مردم وارد آید.
فرانسه یک گروه تروریست و انسانهای گروه منافق را در خود جای داده است همانها که مردم کوچه و بازار را کشتند همانها که بهترین مردان این خطه را سوزاندن رئیس جمهور رجایی و باهنر و بهشتی و 72 تن نماینده مردم یک کشور را در آنجا لانه کردهاند هروز با پول همین کشور و دیگر غربیها تظاهرات میکنند دم از حقوق مردم ایران هم میزنند اینها مریم رجوی و رجوی هم برای ما مردم شناس شدند برای یک عهده آشوبگر خیابانی و اخلال گر حق قائل هستند شما که اینقدر حقوق دان و حقوق شناس هستید در ایتالیا گروه کشورهای جی هشت جلسه دارند
یک عهده مخالف سیاستهای یکجانبه گرایانه که فقط چند کشور برای جهان مرز و فرض تعیین کنند و قانون بتراشند و بر مردم ظلم روا دارند تظاهرات میکنند
اینها که مال خود غرب هستند چرا پلیس شما آنها را به رگبار میبنند چرا زندان میکند چرا بعنوان آشوبگر روی آنها گاز اشکآور ول میکند مگر اینها با تظاهرات کنندههای ایرانی متفاوت هستند
چه روزگار غریبی هست و بوده و خواهد بود!
تظاهرات کنندههای کشور خودشان را آشوبگر مینامند و سرکوب میکنند آشوبگران در ایران که ساخته خودشان هستند را و بانکها و خانههای مردم و اتوبوسهای عمومی را آتش میزنند را مردم مینامند(تظاهرات کننده های عادی که از نتیجه رای ناراحت هستند را باید یک حساب دیگر برایشان باز کرد اینها این کارها را نمیکنند)
ببیند فرق از کجاست تا کجا!..... معیارها چقدر مخالف هستند... چرا؟
با ابنهمه بیقانونی خود را صاحب قانون میدانند
خود را صاحب جهان میدانند؟
مگر جز این است که پنج کشور حق وتو دارند
این حق یعنی چی؟
جز این است که ما باید برای دیگران تعیین تکلیف کنیم
نتیجه این حق این است که عدالت در زیر چکمه نظامی آمریکا و اسرائیل نابود شود.
مصر در بدترین شرایط مردم غزه گذرگاه رفح را مسدود کند تا یک عهده زن و کودک فلسطینی از پای در آیند چرا که حسن(نه) نا(مبارک) دست نشانده غرب بتواند پشتیبانی خود را از آمریکا و غرب و اسرائیل آدم و زن و کودک کش نشان دهد
اسرائیل در جنگ 33 روز و 22 روزه بر سر مردم لبنان و غزه انواع بمبهای فسفری و شیمایی و غنی شده ریخت هیچ دول مدعی حقوق بشری او را محکوم کرد فقط مردم این کشورها تظاهرات کردند که خیلی از همین مدعیان حاکم به مردم حق تظاهرات هم ندادند
یا کشورهای دست نشانده آنها مثل مصر و عربستان تظاهرات را به بدترین شکل سرکوب کردند و افراد زیادی را به زندان فرستادند
کدام کشور غربی بر این اعمال خرده گرفت یک نشان بیآورید اگر دیدهاید
آیا اخبار رادیو فردا و بی بی سی در این رابطه را شنیدید که کودکان کشته شده و زنان نفله شده را نمیدیدند
آیا گریه رئیس صلیب سرخ جهانی را که در جلو دوربین نتوانست یادبیآورد جنایت را و سکوت کند را ندیدید
آیا اسرائیل محکوم شد
بسرعت همه چیز ماستمالی شد رفت
حقوق بیحقوق!
بشر بی بشر!
بشر و انسان یعنی منافع غرب همین
حق رای دیگران و نظر دیگران اگر نفع آنها باشد باشد اگر نه هفت سال سیاه نمیخواهند باشد به بدترین شکل ممکن با همین ابزارهای بنام ان جی او و ... دیدبان حقوق بشر و... کمیته فلان و.... سرکوب و به بایگانی سپرده میشود
این حقوق انسان در غرب است.
این از نوع حمایتی که از حکومتهایی چون اسرائیل کودک کش و مصر مستبد و عربستان مستبد و وهابی میکنند
همین عربستان آیا در دید غرب نیست که چگونه یک اقلیت شیعه و حتی سنی غیر وهابی چهها که نمیکند
حتی مساجد آنها را دارد با خاک یکسان میکند
آنها را از منازلشان بیرون میکند
اینها رعایت حقوق بشر میکنند
ما که در فقط ده انتخابات رئیس جمهوری شرکت کرده و آزادانه انتخاب کردهایم حکومت مردم سالار نداریم
غرب انسانها را چی فرض کرده است؟
شما بگویید؟
جهان دارد به کدام سو میرود
جنایت چیست؟
مداخله چیست؟
آیا این روسای کشورهای غربی که از آشوبگران و اخلال گران پرورده خود در ایران پشتیبانی میکنند مداخله در امور داخلی ما نمیکنند.
اینکه چندین ماه قبل از انتخابات انواع جاسوس و آشوبگر برای آموزش بین کشور و آنها رفت آمد و رد و بدل میشود اینها دخالت نیست
دخالت چیست؟
اینکه ایران میگوید فلسطینیها باید در یک انتخابات سرنوشت خود را تعیین کنند.
اینکه چرا جنایت در آلمان و غرب صورت میگیرد و تاوان آنرا باید شرق و مردم مظلوم فلسطین بدهند؟
اینها دخالت نیست
ولی رادیوهای این کشورها هر طور که دوست داشته باشند شرایط را تفسر به نفع خود کنند و همه را دوستدار آنها اینها نمونههای کوچکی از غرب مدعی است
غربی که جز وحشی نام دیگری برازنده او نیست.
اگر شیرن خان عبادی یکبار از این زن دفاع کرد و آلمان را مقصر دانست شما به او آفرین بگوید
همین کسی که از غرب میخواهد ایران را تحریم کنند
چون مدال افتخار بندگی خود را به غرب نشان داده است و گرفته است
شما پرونده نوبل گرفتههای صلح را بخوانید همانهایی این افتخار را نسیب خود کردهاند که حقوق بشر غرب را ورد زبان خود کنند و فرمانبر غرب باشند
وگرنه این جایزه به این آسانی دست یافتنی نیست.
چند بار شیرن عبادی از عربستان بخاطر اعمال زد انسانی شکایت کرده؟
چند بار به غرب برای حق وتو اش ایراد گرفته؟
چند بار جانباختگان هواپیمای ایران را دارای حق زندگی دانسته؟
چند بار کودکان شهید شده فلسطینی را یاد کرده؟
چند بار اسرائیل را بخاطر استفاده از فسفر و اورانیوم سرزنش نموده؟
اگر سراغ دارید بگوید شاید ما هم ملتفت شویم!
،،،،،،،،،،،،،،،،،،حقوق و بشرغرب، یعنی منافع غرب، واسلام،،،،،،،،
بنام خالق ماه
شاید یک یادی از آنچه که در پیش رویمان است و قدر بدانم و ارزان از دست ندهیم.
روایتی است از پیامبر اعظم(ص) که ماه رجب ماه علی(ع) است و شعبان ماه من و رمضان ماه خدا.

حالا ما وارد ماهی شدهايم که در اعمال آن بخصوص روزه ثواب فراوان است.
حتی سه روز روزه در این ماه بهشت را واجب میکند.
امیدوارم در شهر علی(ع) آنچنان وارد شویم ؛ دلشاد.
و چنان عمل کنیم؛ خواست پیامبر و اولیاء خدا.
و چنان خارج شویم؛ دست پر.
و از شهر پیامبر هم٬ هم ....
........
و آماده شویم تا وارد شهر خدا شویم.
چون این شهر شهری است بسیار مبارک وارد شدن
آن هم اسباب و اثاثیهای میخواهد که در این دو شهر
قبلی باید تدارک دید.
آماده شو که شهر اول را از دست ندهي و شهر دوم هم در راه است.
بنام ایزد یکتا
شهید آیةالله محمد صدوقی مردی از دیار دارالعباده یزد که پا به پای امام حرکت کرد و مبارزه را به انجام رسانید
و در آخر جان در راه اهداف بلند اسلام فدا کرد.
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم. لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است. دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد شهرستان انار بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ٤١الی٤١ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما رسول آباد در این کتاب:
رسولآباد RASULABAD
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ23 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 48َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1395متر.کویری، گرم خشک، در 17 ک م(کیلومتری) جنوب خاوری انار،
جمعیت: 13 خانوار
زبان:فارسی
دین:اسلام ؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،باغداري و فرشبافی؛ فرشها با طرح کاشانو اصفهان.
کشت:آبی؛ آب از چاه ژرف.
فرآوردهها: گندم؛يونجه؛پنبه؛ پسته .
رستینیها: درختان اسکنبیل؛گیاهیاني چون شيرين بيان برای كاربرد دارويي.
مردم آبادی از دبستان روستای حسین آباد بهره میگیرند و وابسته به شرکت تعاونی روستایی و خانه انصاف آ بادي نامبرده هستند.
بسم رب شهدا
آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل آن ناچيز است، مظلوميت ايشان در اين كشور بود... حضرت امام خمینی(ره)
خاطره1: نزدیک دو ماه قبل از شهادت آیةالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی.
مسجد بیاض انار، اذان ظهر است ماشین سواری پیکان با چهار سرنشین ميایستاد .
سرنشینان پس از وضو در مسجدی که کنار جاده است و تعداد انگشت شماری از اهالی نشستهاند و طبق معمول در حال صحبت تا برای نماز فرادا ظهر و عصر، اما با وارد شدن این عده جدید که یک آخوند هم همراه دارد نماز جماعت برقرار میشود البته با نماز شکسته امام. پس از نماز یکی از پیر مردها متوجه میشود که فرد مورد نظر از تلویزیون دیده است. به دیگران میگوید اما تا بخواهد بیشتر از این کسی خبر دار گردد و شناختی حاصل آن چند نفر رفتهاند. شب اهالی روستا فهمیده بودند که آخوند ظهر همان دکتر بهشتی است که تمام دستگاه تبلیغاتی او را متکبر کاخ نشین کسی که دشمن مردم مستضعف است و ماشین آخرین سیستم دارد و هزار تهمت دیگر که بوسیله منافقین و دستگاه استکباری غرب و ... در حال پخش و مردم هم بیشتر باورشان شده بود که واقعاً بهشتی چنین است چرا که :
خاطره ۲: جلسه ای در یک شهر دور افتاده همین استان برقرار است یکی از دوستان گفت که در آخر جلسه به ایشان گفتم: چرا اینقدر در روزنامه ها و .. از شما بدگویی میکنند بخصوص بنیصدر و ... چرا جواب نمیدهید ایشان گفتند: اگر من بخواهم به جواب این دروغها برسم(جواب دهم) هیچ موقع به این کشور و مردم که برایش انقلاب کردیم نخواهم رسید.
امروز روزی است که چهره ها اشکار می شود و مردم عادی متوجه میشوند که چه خدمتگزاری را از دست دادهاند که او مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان شد.
وقتی که فرمود آمریکا از ما متنفر باش و از این تنفر بمیر تکلیف را مشخص کرد. که این خاری نیست در چشم مستکبران که به آسانی بشود بیرون آورد.
و چنین بود که همه دشمنان خارجی و کوردلان داخلی با هم شدند و او را که سد راهشان بود بر داشتند ولی یک ملت را در مقابل خودشان قرار دادند تا ابد٬ چرا که بهشتی یک ملت برای ملت و این وقتی درک شد که او دیگر نبود.
مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی 
آیة الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی كه به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. شهید بهشتی پس از اخذ دیپلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دكترای این دانشكده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز كرد و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان ایجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. درهمین رابطه كانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری كرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تاسیس كرد و به كمك جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقاتی پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت " ساواك" از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبیعی ناشی از اصالت فكری و عمق مغز ایدئولوژیك وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام كرد.
بهشتی تنها، مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. به ویژه ازآغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341، به همكاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورای 57 نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور شهید مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان " عج" تحرك فراوانی به مردم داد. هنگامی; كه امام (ره) در پاریس بودند، برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبری كننده ایشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. شهید بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبری حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی كشور نیز بود.
بنام خالق بی همتا
اول رجب میلاد باقرالعلوم حضرت امام محمد باقر (ع) مبارکباد
نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت.
القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام، ابوجعفر بود و نام مادر ایشان، فاطمه، دختر امام حسن مجتبی (ع)است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر ؛ حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) میرسد.
پدر بزرگوارشان حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است.
تولد حضرت باقر (ع) در سال ۵٧ ه.ق در مدینه بود و در فاجعه جانگداز کربلا، همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهدا(ع)، کودکی بودچهار ساله. و در سال ١١٤ ه.ق در مدینه به شهادت رسید و مزار آن امام در قبرستان بقیع کنار جدش امام حسن و امام سجاد بخاک سپرده شد.
دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال ٩۵ هجری- که سال درگذشت امام زین العابدین (ع) است- آغاز شد و تا سال ١١٤ ه.ق یعنی مدت ١٩ سال و چند ماه ادامه داشته است.
در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفرصادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سردمداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح شد ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش آمد ، و عدهای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا شدند.
در این دوران قاضیان و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید میآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را ، بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینمایند و تعلیمات قرآنی به ویژه مسئله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف میکشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار میدادند.
برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون میکردند. اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها می ایستادند .
بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفرصادق (ع) از موقعیت مساعد سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایهریزی نمودند؛ زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر(ص) و ناموس و قانون عدالت بودند، و میبایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند.
به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علما و اندیشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.
مدت 20 سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته کوشش بسیار کردند.
ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بیسابقه آل ابوسفیان، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسئله امامت و رهبری، که تنها شایسته امام معصوم است، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند؛ تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفرصادق (ع) حلقه درسی با 6 هزار شاگرد پایهگذاری نمود، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.
امام سجاد (ع)با زبان دعا و مناجات و یادآوری مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر(ع) با تشکیل حلقههای درس، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود.
امام باقر (ع) موسس و بنیانگذار حوزه علمیه شیعه و نهضت فرهنگی انقلاب فرهنگی تشیع بود. ایشان شاگردانی مانند محمدبن مسلم، زراره بن اعین، ابوبصیر و برید بن معاویه را تربیت کرد
امام صادق (ع) فرمود: این چهار نفر مکتب احادیث پدرم را زنده کردند.
امام باقر، بنیانگذار نهضت فرهنگی تشیع راستین
امام باقر (ع) اگر چه بر اثر سلطه حکومت طاغوتها، از نظر سیاسی منزوی بود و اعتراضهای او به یک نهضت سیاسی همه جانبه برای سرنگونی رژیم بنیامیه نینجامید و با این که در این راه تا سر حد شهادت حرکت کرد، ولی او دریافته بود که فرهنگ تشیع در انزوا قرار دارد.
از این رو، لازم بود به یک انقلاب وسیع فرهنگی دست بزند و با تشکیل حوزه علمیه و تربیت شاگردان برجسته، فقه آل محمد(ص) و خط فکری تشیع را آشکار سازد. با توجه به این موضوع، زمینه خوبی برای مبارزه با طاغوتیان پدیدار شد. این مسئله در درازمدت، شیعیان را به صحنه میآورد و مکتب اهلبیت(ع) را زنده میکرد و با توجه به این که سنگ زیرین و اساس انقلاب و قیام، نهضت فکری و فرهنگی است، بر همین اساس امام باقر (ع) زمینهسازی بسیار عمیق و خوبی در این راستا کرد و پس از ایشان، فرزند برومندش امام صادق (ع) با تشکیل حوزه علمیه با6 هزار نفر شاگرد، آن را به ثمر رسانید، و به عنوان یک دانشگاه عظیم اسلامی، در تاریخ اسلام آشکار و ماندگار ساخت.
در این حوزه، شاگردان برجسته دیگری تربیت شدند،
از جمله: جابر بن یزید جعفی، ابان بن تغلب، کیان سجستانی، حمران بن اعین، سدیر صیرفی، ابوصباح کنانی، عبدالله بن ابی یعفور و... که هر کدام محدثی بزرگ و مجتهدی عالی مقام بودند و در نقل احادیث امام باقر (ع) و تشکیل فقه تشیع و زمینهسازی برای یک نهضت وسیع فکری و علمی، نقش بسزایی داشتند. مبارزه با یهود و القائات سوء آنها در فرهنگ اسلام، بخش مهمی از برنامه ائمه طاهرین (ع) به خصوص امام باقر و امام صادق(ع) را به خود اختصاص داده بود. مسئله دیگری که در زمان امام باقر و امام صادق(ع) رواج داشت، افکار غلط و انحرافی غالیان بود. برخی از آنها اخبار اهلبیت(ع) را دستکاری میکردند و چیزهایی را به ایشان نسبت میدادند که نفرموده بودند.
از جمله گروههای خطرناکی که آن روزها در جامعه اسلامی رسوخ کرده بودند و تأثیر عمیقی بر فرهنگ جامعه اسلامی بر جای گذاشتند، یهودیان بودند. احبار یهود که عدهای از آنها به ظاهر اسلام آورده و عدهای هنوز به دین خود باقی بودند، در بین مردم پراکنده بودند و مرجعیت علمی قشری از سادهلوحان را بر عهده داشتند. احادیث جعلی زیادی توسط آنان منتشر گردیده که در منابع روایی ما به «اسرائیلیات» معروف است.
این احادیث عمدتاً در رابطه با تفسیر قرآن و مراتب زندگی پیامبران گذشته، جعل شده است. از این رو، مبارزه با یهود و القائات سوء آنها در فرهنگ اسلام، بخش مهمی از برنامه ائمه طاهرین(ع) به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق (ع) را به خود اختصاص داده بود. مسئله دیگری که در زمان امام باقر(ع) و امام صادق (ع) رواج داشت، افکار غلط و انحرافی غالیان بود. برخی از آنها اخبار اهلبیت (ع) را دستکاری میکردند و چیزهایی را به ایشان نسبت میدادند که نفرموده بودند.
مغیره بن سعید از جمله این افراد بود که مورد سرزنش امام (ع) قرار گرفت.
آنها درباره حضرت علی(ع) و ائمه (ع) غلو میکردند و آن بزرگواران را تا حد الوهیت بالا میبردند.
امام باقر(ع) در این زمینه به شیعیانش چنین توصیه فرمود: «شیعیان، میانه رو باشید تا غالی (تندرونده و افراط کننده) به شما برگردد و تالی(عقبمانده) به شما برسد.
مردی از انصار پرسید: غالیان چه کسانی هستند؟
حضرت فرمود: مردمی که درباره ما چیزهایی میگویند و اوصافی را به ما نسبت میدهند که خود درباره خویش نمیگوییم و نسبت نمیدهیم. آنان از ما نیستند و ما هم از ایشان نیستیم.
سپس فرمود: ما به خدا نزدیک نشویم، جز با اطاعت او. هر که مطیع خدا باشد، ولایت ما برای او سودمند است. هر که از فرمان خدا سرپیچید، ولایت من برای او سودی ندارد. وای بر شما! فریب غالیان را نخورید، وای بر شما! فریب نخورید!...
فعالیتهای سیاسی امام باقر(ع)
نگاهی کوتاه به زندگی امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نشان میدهد که هر چند این دو امام بزرگوار در آن برهه، بیان معارف واقعی اسلام را وجهه همت خویش قرار داده بودند و کار اصلی و اساسی خود را تدوین غنی و اصیل اسلام قرار داده بودند، در عین حال در هر فرصتی چهره زشت حاکمان ستمگر بنیامیه را افشا میکردند و همه شیعیان خود را به مبارزه با ستمگران تشویق میکردند.
در روایتی از امام (ع) چنین نقل شده است: «علیه ظالمان و مفسدان، با دل و جان بستیزید.»
...... اضافه...............
در اردهال کاشان فرزند برومند آن امام همام سلطان علیبن محمد در درگیری شبیه به روز عاشورا به شهادت رسید و امروز مزارش محل زیارت اهل دل است.
بسمه تعالی
لطف آباد دهستانی است(انشاء الله بزودی بخشی) از شهرستان انار که ساختار قدیمی خود را بعلت ساختمان سازی جدید از دست داده و مردم آن بیشتر به کشاورزی اشتغال دارند. در فاصله ۳۶ کیلومتری شرق انار واقع ميباشد،ساختار جمعیتی آن همچون دیگر نقاط انار میباشد.
امروزه :۵۰۰خانوار و بیش از ۱۸۰۰ نفر جمعیت داشته و مسجد تجدید بنا شده امام حسین و مهدیه
دارای دبیرستان احترام محمد تهرانی و مدرسه راهنمایی جعفریان و دو دبستان پسرانه و دخترانه میباشد
و كم و بيش دامداری و گاوداریهایی و مرغداری نیز موجود است ، هم خانگی و هم صنعتی.
لطف آباد LOTFABABAD
طج(طول جغرافیایی) َ35 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 33َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)14۵۵متر.کویری، گرم خشک در 36 ک م(کیلومتری) شرق انار از راه آسفالته .
جمعیت: ۴۵۰خانوار سرشماری(۱۳۸۵ه.ش) ۱۷۱۷تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی باغداری و دیگر امور اداری و کارگری و صنعت و تولیدات کشاورزی
کشت:آبی؛ آب از چاه.
فرآوردهها: پسته.
رستینیها: .....
جانوران: خرگوش،روباه و شغال.
دارای یک مسجد یک مهدیه است.
و شرکت تعاونی کشاورزی زرین
وپمپ بنزین
و بانکهای ملی٬ صادرات٬ صندوق قرض الحسنه اسلامی و توحید.
دارای بهداری و مرکز اورژانس و داروخانه
مرکز مخابرات و پست
کتابخانه و پایگاه مقاومت بسیج
دو باب نانوایی
و کتابفروشی و لوازم تحریر و مغازههایی که نیازهای اهالی را براورده میکند.
این دهستان شامل روستاهای زیر نیز است که آنچه نوشته شد فقط شامل خود لطف آباد است و بقیه جز توابع محسوب میشوند.
روستاهای بهشت آباد٬حجت آباد٬ گیتیآباد٬ شاهمآباد و ساقی.
