یا مولا
دلم درک حضور او نکرد،غیبت نمودم و غایب نامیدماش.

بنام خالق شادیها
این مرتبه دوم است که از تصمیم به موقع دولت ،اروپا و غرب را آچمز قرار میدهد
و به تبع آن ما هم حظ میبریم.
اروپا و غرب تا کی میخواهد درک کند که ایران ، ایران دوران قاجار و پهلوی نیست من نمیدانم.
ولی دویست سال باج خواهی از یک کشور به این راحتی از اذهانشان پاک نخواهد شد
و برای ما هم همینطور هرچند که پیام ما روشن و واضح باشد
آنها همان روش قبلی خود را میآزمایند که شاید بشود
بالاخره خواهند فهمید که نمیشود!
روزی این پیام روشن ایران را نگرفتند که ایران غنی سازی 5 درصد را شروع میکند
و تا توانستند بر مواضع زور مداری خود پای فشردند و آنقدر لجاجت کردند تا ایران اقدام کرد و به آنچه که میخواست دست یافت
و حالا این ایران قابل برگشت نیست.
و آنروز که پیام روشن ما تبادل سوخت بود برای تامین راکتور ساخت دارو دانشگاه باز هم بر لجاجت خود ادامه داده و با پیامهای غلط سبز پوشان سیاه باطن بر سرنگونی این نظام دست گذاشتند
حالا نتیجه این اشتباه آنها این شده که ایران برای غنی سازی 20 درصد اقدام کرده
و آنها دیگر قادر به برگشت دادن نخواهند بود و حق آنرا نیز ندارند در بوق و کرنا کنند و هرچه فریاد دارند بزنند ما حق مان است و انجام میدهیم آنها فریاد بزنند تا خفه شوند کسی محل سگ هم برایشان نخواهد گذاشت
از امروز باید در این فکر باشند که ما قدمهای بیشتری بر نداریم بر این فکر که ایران را به قبل از این برگردانند یک فکر و گمان کاملاً باطل است و باید رویش خط قرمز کشید
روزی که ایران میگوید اینکار را خواهم کرد میگویند شما توانش را ندارید شما یک بلوف زدهاید
اینها بلوف نیست اینها کاریست که ما باید انجام گیرد و انجام میدهیم اما شما هم فریاد بزنید هم قطعنامه شورای دول تصویب کنید تا میتوانید!
ولی پیام ما این است که غرب جز کارشکنی و مانع چیز دیگری برای ارائه ندارد
همانطور که اسرائیل به هیچ قطعنامه ای که در شورای امنیت سازمان دول بیخاصیت اهمیت نمیدهد و غرب هم هیچ غلطی نمیکند و نه میتواند و نه میخواهد پس سوال اساسی این است که شما قطعنامه و تحریم زورکی در این سازمانها و شورهای خود ساخته بگذرانید
چی از آن در خواهد آمد؟
همه کشورها به این باور رسیدهاند که تمام نهادهای غرب ساخته برای غرب است
و بنا نیست برای دیگران کاری صورت دهد
نمونه آن سازش بین اسرائیل و دولت خود گردان است
نمونه آن کشورهای استبدادی منطقه و روابط مستحکم با غرب است
حقوق بشر برای غرب فقط یک پیام دارد و آن چپاول دیگران است
برای مطالعه لینکهای زیر را ببینید
بسم الله الرحمن الرحیم
لَا یَسْتَوِى الْقَعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِى الضَّرَرِ وَ الْمُجَهِدُونَ فِى سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَلِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِینَ عَلَى الْقَعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً
مؤمنانى که بدون عذر و ضرر (مثل بیمارى و معلولیّت) از جهاد بازنشستهاند، با مجاهدانى که با اموال و جانهاى خویش در راه خدا جهاد مىکنند، یکسان نیستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجهاى برترى داده است. خداوند همه مؤمنان را وعدهى (پاداش) نیکتر داده است، ولى خداوند مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگى برترى داده است.
95 - نساء
قاعد برعکس قائم میباشد یعنی نشستگان
قاعدین یعنی نشستگان اما در بررسی حوادث دوران حکومت علی علیه السلام به ٣ سه گروه بر میخوریم که آنها را بعنوان
ناکثین ، فاسطین و مارقین میشناسیم
ناکثین: همان پیمان شکنان هستند که سردار آنها طلحه و زبیر میباشد که جنگ جمل را بوسیله عایشه و دیگر غرق دنیا شدگان و چرپ آن دیده و عیش گزیدهها با توطئه معاویه براه انداختند
و سیر ه این افراد برای همیشه تاریخ عبرت انگیز است و البته هر سه گروهی علیه امیر مومنان دست به جنگ و خونریزی زدند عبرت است بنظر حقیر گروه چهارمی هم که میخواهم معرفی کنم باز همین مورد بر آنها نیز صدق میکند هرچند بعضی این مورد را پشت گوش انداختهاند ولی نمیشود در نظر نگرفت!
قاسطین: شورشیان شام به رهبری معاویه و همفکران عمرو بن عاص و همکاری مروانیان بودند که شاخصه جنگشان صفین است که بیش از ٣ سال علی علیهالسلام را درگیر این جنگ کردند
مارقین: این گروه که به خوارج معروف شدند و جنگ بر علیه آن هم نهروان میباشد نشانه اصلی این افراد تعصب خشک و خالی و بقولی خشک مغزانی بودند که پیشانی آنها از عبادت داغ بسته
و شبها به احیاء و تهجد مشغول و روزها به روزه طی میکردند! اما روزه و نماز بی معرفت!
جزء مولای متقیان علی علیهالسلام هیچکس جرات گردن زدن آنها را ندارد و حتی خود امیر هم میگوید که کسی بعد از من با آنها طرف نشود!
اما این دسته بندی کامل نیست یعنی تمام گروه خواص را شامل نمیشود هرچند که سه گروه عمده و شاید ٩٩ درصدی خواص را در بر میگیرد
این سه گروه قائمین هستند و مقابل هر سه اینها گروهی قرار دارد که قاعدین مینامیم یعنی نشستگان! البته نشستگان بخاطر عذر و بیماری با نشستگان منافق تفاوت دارد.
باید متاسف بود که ضرباتی که این گروه به اسلام میزنند در نظر نمیآید و گاهاً یک عده بنام توصیه اخلاقی روش اینها را ترویج و تبلیغ میکنند.
در تمام فتنهها و دعواها گروهی عافیت طلب شده و کنج عزلت گزیده و قاعد و غایب میشوند
خوش باوری است که اگر این توصیهها را اخلاقی و اسلامی نام بگذاریم
هرچند اجازه داده نمیشود که با آنها ستیز کرد چون ستیز نمیکنند و چون در میدان نیستند پس اسلام با آنها برخورد نمیکند اما این هم خیلی بیانصافی است که اینها را مسلمان نامید و از خواص خوب ، اینها یک عده بز دل هستند که بیشتر به پیکر اسلام با سخنان خود و رفتار خود خدشه وارد میکنند
کسانی که در فتنهها مینشینند و ساکن میشوند در قرآن مورد غضب و ملامت هستند نه مورد تشویق و تکریم.
اینها ذلیل و خار شمرده شدهاند و در آیه 86و87سوره توبه آمده البته آیات بعدی نیز این موضوع تاکید شده است
وَإِذَآ اُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَاِمنُواْ بِاللَّهِ وَجَهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَئْذَنَکَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَکُن مَّعَ الْقَعِدِینَ *
رَضُواْ بِأَن یَکُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ *
و هرگاه سورهاى نازل شود که به خداوند ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید، صاحبان ثروت (منافقان)، از تو اجازهى مرخصى (براى فرار از جبهه) مىخواهند و مىگویند: ما را واگذار تا با خانهنشینان، (آنان که از جنگ معافند و باید در خانه بنشینند) باشیم.
آنان راضى شدند که با متخلّفان و خانهنشینان باشند و بر دلهاى آنان مُهرزده شده است، از این رو نمىفهمند.
و مورد ملامت قرار میگیرند
بعضی میگویند چون اسلام با آنها نجنگیده پس اینها مسلمان هستند و گاهی هم به خوب و احسن یاد میشوند جای بسی تعجب و تاسف میباشد.
پس ناصحین پدارنه کردن و کنج خانه نشینی و حرکت نکردن در اسلام جایی ندارد، حیف که کسی که دست به شمشیر نمیبرد قابل گردن زدن نیست ولی حقشان این است.
شما ابوموسیاشعری را چگونه توصیف میکنید آیا نقش او کمتر از عمروعاص است مسلم نیست پس با این زاویه نگاه اینها را نباید در صف دوستان نشاند یا شناخت.
اصلاً اگر این شخص نبود آیا اصحاب علی علیه اسلام چنین بیبصیرتی بخرج میدادند!
گاهی این سکوتها بیشترین فریادها را بهمراه دارد گاهی این سکوتها باعث خطای دیگران میشود دیگرانی که البته کمی خوش باور هستند و گاهی ساده اندیش و گاهی هم دشمن را دست کم میگیرند.
سعد بن ابی وقاص
محمد بن مسلمه
و ابومسعود انصاری و..... جز این دسته هستند
اینها گاهی با سکوت خود دو طرف فتنه را که یکی حق و دیگری باطل است را هردو باطل دانسته و خود را حق میدانند ولی عمل آنها باعث میشود که عملاً در جبهه باطل باشند و اینها هیچگاه در جبهه حق نبودند و نخواهند بود و باید در نظر داشت که در دلهای آنها یک نفاق وجود دارد و همین باعث میشود که در فتنهها سکوت کنند این بخاطر این نیست که حق را نشناسند!
هرچند که اسلام با آنها برخورد نکند و در برابرشان ساکت باشد ولی این سکوت به معنای حق بودن این فتنه انگیزان نیست! چرا فتنه انگیز چون با سکوت خود باعث ادامه فتنه شده و جبهه حق را سست می کنند گاهی این منافقین با نشستن خود میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند
که کم خطری نیستند اینها یعنی با سکوت و یا سخنان مثلاً ناصحانه و پدرانه خود در اصل همان شمشیر میشوند اگر محمد بن عمر در قیام امام حسین سکوت نکرده بود افراد زیادی منحرف نمیشدند
در هرحال گاهآ هم برای انتقام کشی این نفاق را بخرج میدهند
و گاهی هم بخاطر حسادت
و شاید هم برای همه موارد گفته شده
در هرحال نتیجه کارشان یکسان است و ما باید وقتی چنین سفارش کنندگانی داریم خیلی هوشیار باشیم که از آنها پشت پا نخوریم
خدا این جماعت را هدایت و اگر قابل هدایت نیستند ریشه کن فرماید
آمین یا رب القادری
بنام خالق بی ادعاها
وَلَوکانَتِ الأنبِیاءُ أهلَ قُوََّةٍ لاتُرامُ؛ وَ عِزةٍ لاتُضام وَ مُلکٍ تُمَدُّ نَحوَهُ اُعناقُ الَّجالِ؛ وَ تُشَدُّ اِلَیهِ عُقَدُالرَّجال لَکانَ ذالِکَ اُهوَنَ عَلَی الخَلقِ فی الاِعتُبار
وَاُبعَدَ لَهُم فی الاِستِکبارِ(الاِستکثار) وَلا مَنُو عَن رَهبَةٍ قاهِرَةٍ لَهُم، اَو رَغبَةٍ مائِلَةٍ بِهِم، فَکانَتِ النِّیّات مُشتَرَکَةً وَالحَسَناتُ مُقتَسَمَةً
نهج البلاغه؛ کوتاه سخنی از خطبه ١٩٢ یا قاصعه
اگر پیامبران الهی دارای هیبتی بودند که مخالفت با آنان امکان نمیداشت و توانایی و عزتی میداشتند که هرگز مغلوب نمیشدند و سلطنت و حکومتی میداشتند که همه چشمها به سوی آنان بود از راههای دور بار سفر بسوی آنان میبستند{اعتبار و ارزششان} در میان مردم اندک بود و متکبران در برابرشان سر فرود میاوردند و تظاهر به ایمان میکردند از روی ترس و یا علاقهای که مادیات داشتند.
در آن صورت {نیتهای خالص} یافت نمیشد و اهداف غیر الهی در ایمانشان راه مییافت و با انگیزهای گوناگون به سوی نیکیها میشتافتند.
در ابتدای این خطبه بسیار طولانی حضرت علی علیه السلام اشاره خوبی دارد که من از نوشتن عربی آن گذشتم و آن اینکه در صورتی که خداوند پیامبران را با عزم و اراده قوی گر چه با ظاهری ساده و فقیر مبعوث کرد و با قناعتی که دلها و چشمها را پرسازد و هرچند فقیر و نداری ظاهری آنان چشم آنان چشم و گوشها را خیره سازد
و در ادامه میفرماید خداوند سبحان اراده کرد پیروان پیامبران و کتب آسمانی و صدیقین با فروتنی در عبادت تسلیم در برابر فرمان حق و اطاعت محض فرمانبرداری با نیت خالص تنها برای خدا صورت پذیرد و اهداف غیر حدایی در آن راه نیابد که هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش آن گرنبهاتر خواهد بود.
این قسمت کوتاه خطبه قاصعه را خوب در ذهن نگهدارید و من پیرامون آن در پرانتز بگویم که این سخنرانی در روی پشت اسب و در سال 40 هجری برای خار شمردن(قاصعه) ارزشهای دوران جاهلی و قریش ایراد گردیده است، کمی بخودمان نهیب بزینم که پیامبر برای چه ارزشهایی آمده و ما با چه ارزشهایی داریم زندگی میکنیم!؟
البته در کل خطبه بی اندازه نکته وجود دارد اما در همین چند خط هم یک عالمه حرف است انسان را به لزره وا میدارد که من میخواهم به کوتاه نکاتی اشاره کنم.
ابتدا اراده و عزم قوی پیامبران یک ارزش برشمرده شده متاسفانه ما گاهاً و اشتباهاً به آن غد و سرسختی میگویم فرق این دو یعنی اراده و عزم قوی با غد بودن این است که یکی بر گفته و حق پافشاری میکند و دیگری بر مشتبه یا اشتباه، چرا وقتی در یک گفته اراده میکنید که حق است بر خود ترس راه میدهیم و از آن کوتاه میآیم و توجیه باطل مصلحت و ... روی آن میگذاریم
به اراده یک پیر مرد حق شناس و حق گو از صالحین توجه کنیم میبینید که با درس گرفتن از همین مکتب در کمال سادگی یک اراده پولادین دارد و همین اراده اوست که یک انقلاب را ایجاد میکند چون حقیقت را پیدا کرده و هیچ از آن کوتاه نمیآید اگر میخواست مصلحت اندیشی کند که بهتر بود مثل خیلی از علمای دیگر در خانه مینشست و به فقه و اصول و... میپرداخت ولی قیام کرد بر علیه زر و زور و استبداد و استعمار و استثمار و دیدید که با همین اراده قوی عزیز شد و پیروز
کاری که او کرد یک نمونه کار پیامبر گونه است پیامبر اسلام وقتی دعوت به اسلام میکرد فقط چند نفری گرد او بودند و همه ضد او و هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشت چون همه چیز خود را از دست میداد او در کمال سادگی و حتی نداری تبلیغ کرد و دست از هدف خود بر نداشت تا پیروز شد، موسی هم در آن فضای فروعنی با همین عزم خود بر حاکمان جور و ظلم پیروز شد پشت سر نهادن فراعنه و حکام
جور زمان اراده میخواهد اما فخرفروشی و بزرگ بینی نمیخواهد توهم نمیخواهد.
ابتدا با بصیرت و روشندلی باید حق را یافت سپس اراده پولادین داشت.
امام خمینی(ره) اراده و عزم قوی داشت ولی حشم و پول و ثروت و مقام و کاخ عاج نداشت و او با همین اراده بر ارتش مسلح شده شاه خائن بوسیله آمریکای جنایت پیشه پیروز شد
پس باید تربیتی داشته باشیم که ابتدا بر مدار حق حرکت کنیم فرزندان و آیندهسازان ابتدا حق را بیابند سپس بر همین مدار حق عزم خود را جزم نمایند وقتی حق یافت شد دیگر کوتاه آمدن و توجیه کردن معنی ندارد، این معنی و مفهوم پیروزی بخش است.
وقتی کارگزارن در این مملکت جولان میدادند مردم از آنها میخواستند که دست از اصراف و اشرافی گری بشویند ولی آنها خود را مدیران زبده و لایق میپنداشتند که چون آنها وجود نداشته و ندارد بجای کار کردن و مدیریت ریاست میکردند این معنی ریاست در اسلام و مکاتب الهی ضد ارزش است چرا باید یک مدیر اسلامی به ارزشهایی تکیه کند که با مکتب اسلام بیگانه است فروتنی از مدیر بگریزد و فخر فروشی جای آنرا بگیرد ساده پوشی جای خود را به لباس فاخر بدهد وقتی هم تذکر بدهی میگویند باید ابهت داشته باشی این درست جوابی است که حضرت آنرا نقد کرده مگر پیش بردن امور با ترس و وحشت و ابهت باید باشد مگر کار کردن باید با لباس مخصوصی انجام گیرد
امام روی زمین و یک تشک کوچک مینشست اما سران استکبار از او حساب میبردند
تا این جلال و جبروت مادی و ظاهری نباشد کارها سامان نمیگیرد من وقتی میتوانم کار کنم که با مردم عادی متفاوت باشم تا آنها از من حساب ببرند، قد و موی چنین و کفش و کلاه و کت آنچنانی تا نباشد من نمیتوانم ریاست کنم، همین موارد باعث میشود وقتی او را از پستش عذل میکنند طاقت نمیآورد خیال میکند که از کوه پرت شده آنچان خودش را گرفته که امروز بر او آوار شده است، تمام آن مدیران جبروتی از دولتی که آنها را کنار زد عصبانی هستند چرا که در مدیریت خود فخر فروشی کردهاند و امروز نمیتوانند تحمل کنند که مدیر نباشند و این معضلی است که اسلام آنرا ترک کرده و اینها را ارزش ندانسته به چیزهایی ارزش داده که قابل گرفتن و پس دادن نیست چیزهایی ارزش دارند که خودت باید بدست آوری و خودت نگهبان آن هستی دیگران در آن تصرفی ندارند.
نمرودیان و فراعنه و پادشاهان به کاخها و طلا و جواهر و لباسهای زرباف به مردم فخر میفروختند چون اینها همه عارضی بودند و میبینید که روزی از دست میروند و صاحبان آن نیز نابود میشوند، چنان خود را به اینها وابسطه میکنند که اگر روزی نباشد دق خواهند کرد و یا عمرشان را سر آن میگذارند یا نیمی از آن را با بیمار شدن نابود میکنند
امام خمینی(ره) یک نمونه ارائه کرده چون او دیگر نبی و رسول و امام معصوم نیست که ما بگویم ما انسانها قادر نیستیم به این ارزشها دست پیدا کنیم، میشود چون او اینکار را کرد، چرا که خداوند خواسته ارزشهای درونی را بجای ارزشهای عارضی قرار دهد پس ممکن است.
اما نکتهای دیگر که خیلی دقیق و از زاویهای باریک به آن نگاه شده است اینکه بیالفرض که پیامبران دارای جبروت و هیبت آنچنانی بودند و همه سر تعظیم به درگاهشان فرود میآوردند( یعنی اگر خدا میخواست پیامبرش چنین باشد برایش اصلاً سخت نبود) و همه پادشاهان و مردم عادی همه از ترس و هیبت و هیمنه او تسلیم او شده و همین معنی که ما گاهاً استفاده میکنیم و شاید هم متعرض که چرا پیامبران چنین نبودند تا همه بسوی آنها رفته و به کلام آنها عمل کنند و حتماً جهان میشد گلستان!
چرا؟ پیامبران چون انسانهای عادی بودند و مثل آنها میپوشیدند مثل آنها میخوردند حتی کتک، در جنگها گاهی شکست میخوردند پیامبر اسلام در جنگ احد زخمها برداشت که اگر علی علیهالسلام به دفاع او بر نمیخواست شاید کارش تمام میشد اینها سوالاتی است که در مخ کوچک ما وول میخورند اما این ارادهای پرودگار است که پیامبر همانطور باشد که مردم عادی هستند، ظاهری ساده ولی اراده آنها دیگر عادی نیست بلکه کوهها را از جا میکند پولادین و قوی!
اما باید به ارزش این تسلیم شدن اشاره کرد؟
عزت و ارزش آن است که صاحب تسلیم شونده در برابر رسول خدا از روی اختیار باشد و عقل حاکم باشد و حقیقت را درک کند و در این ایمان خود حاضر باشد جان فدایی کند وگر نه تسلیم از روی جبر و زور چه ارزشی دارد
خداوند میخواهد به کسانی که از روی اختیار تسلیم حق شدهاند جزا دهد اگر با ارزشهای مادی بسنجیم هم حتی این تسلیم شدن بیارزش است.
همه میشدند یکسان دیگر حق گوی واقعی با حق حق زن ظاهر صلاح قابل شناخت نبود نیتهای خالص را خداوند میخواهد نه جمعیت فراوان
عدد زیاد مهم نیست ارزش یک نفر میتواند به همه عالم باشد وقتی اختیار باشد و با ملاک ارزشهای اصیل وارد شود.
حضرت میگوید در این حالت نیتهای خالص مشخص نمیشد خداوند میخواهد اتمام حجت کند یعنی نیتهای صادق و خالص را میخواهد بیرون بکشد.
روزی که یک رئیس جمهور ساده پوش و دارای اراده قوی همه جهان را مجذوب خود کرد را بیاد آورید و زمانی که رئیس جمهور بی ارادهای برای خوش آمد فلان شاه فرش قرمز گسترد همه در همین مملکت و در همین جمهوری اسلامی اتفاق افتاد
همین امروز دیده میشود و حتی در مناظره تلویزیونی رقیب میگفت که آبروی کشورمان با فلان کار و فلان صحبت در جهان بردهای فلان رفتن شما در فلان کنفرانس و پرت کردن تخم مرغ یا .... اینها به ایران و اسلام توهین است.این سخن درست عکس رفتار و کردار انبیاء و امامان و حتی یاران آنهاست
مالک اشتر وقتی در کوچه میرفت یک فرماندار بود و یک فرمانده بیهمتا بر سر او خاکستر پاشیدند اما او چه کرد فرد خاطی را بخاطر اینکه به یک شخصیت مملکت توهین کرده بدار کشید آیا آبروی جهان اسلام خدشه دار شد؟ البته از نظر این آقایان که مجذوب مادیات هستند بلی
ولی برای علی علیه السلام اینها الگو هستند
امام خمینی یک الگو ست
و کسی که این سخن سخیف را به رئیس جمهور وارد میکند که چرا در فلان جا سخنی نگفتی که فلان ابرقدرت را خوش آید ! هم ادعای خط امام و پیروی از او را دارد! عجبا؛ امام و خط او!
اما چشمانش پر است برای رسیدن به قدرت جز رسیدن به آن به هیچ چیز فکر نمیکند
پیروی از امام همان پیروی از پیامبر(ص) و مکتب اسلام است که برای دنیاداران خیلی آسان نیست حتی قابل هضم هم نیست!
و ادعای پیروی از امام یک ریسمان برای رسیدن به قدرت!
در بوته عمل چقدر پیرو این خط ولایت و امام هستید اگر به ادعا باشد همه مدعی هستیم در شعار مهم نیست عمل مهم است.
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیب نرسد
مدعی خط امام چقدر پشیبان ولایت هستی؟
کسانی که قانون میگویند آنرا قبول ندارند غلط میکنند قانون آنها را قبول ندارند
کسانی که با دروغ ادعای تقلب دارند و قانون را قبول ندارند چقدر پیرو امام هستند؟
اگر دیدید دشمنان مملکت از شما تعریف میکنند بدانید که دارید راه اشتباه میروید
مدعیان خط امام امروز استکبار و اسرائیل از چه کسی سخن میگوید و چه کسانی امروز سرمایه اسرائیل شدهاند؟
آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند
مدعیان بی آبرو چه در زمان امام و چه اکنون با تفریط و اکنون با تندروی همهی این سخنان را پشت سر میگذارید
پشتیبانان کدام موج و فکر و سخن و فرد به عکس امام و عاشورا و حسین توهین کرده و فرار میکنند؟
بنام گرداننده بی همتا
شاید از کودکی این فکر در من مثل هر یک از شما وجود داشت که وقتی میگفتند محرم سال ۶١ هجری قمری و روز عاشورا در تابستان اتفاق افتاده و هوا بسیار گرم بود دلتان میخواست بدانید که درست است یا خیر؟
بالاخره با اینکه زیاد این برابری گفته شده و برنامههایی نیز که درست است و این مطابقت را انجام میدهد و ثابت شده, انسان دلش میخواهد خود نیز این مطلب را تجربه کند!
اگر از این تیپ هستید و مثل من سالها را به ساعت و دقیقه تبدیل کرده ولابد در یک برنامه اکسل یا جای دیگری به قمری بر گشت داده و از این قبیل کارها.... و نتایج متجیرالعقلی نصیبتان شده باشد!؟
میخواهم یک راه میان بر برای این برابری ایجاد کنم که حتی قادر باشید هر سال دیگری را به این ترتیب به قمری و برعکس قمری به شمسی تبدیل کنید شاید دقیق نباشد ولی میتواند با نزدیکی زیاد درست باشد
چگونگی بدست آوردن این فرمول بصورت زیر ساخته میشود و شاید جالبترین مطلبی که باید بدانید اینکه روز ١٨ ذیحجه سال دهم روز نوروز بوده و شاید ما وقتی نوروز را پاس میداریم یکی هم نیتمان این باشد که داریم سالگرد ولایت علی علیهالسلام را نیز جشن سال شمسی میگیریم:
توضیح: برابری ارقام و ماهای قمری بدین صورت است؛
١=محرم
٢=صفر
٣=ربیعالاول
۴=ربیعالثانی
۵=جمادیالاول
۶=جمادیالثانی
٧=رجب
٨=شعبان
٩=رمضان
١٠= شوال
١١= ذی القعده
١٢=ذی الحجه
***و هر سال شمسی ١٠ روز و ٢١ ساعت از سال قمری بیشتر است****
اما محاسبات:
اگر به سی سال قبل در تقویم نگاه کنیم روز نوروز برابر است با چهارم جمادیالاول سال١۴٠٠ پس:
١/١/١٣۵٩ شمسی= ۴/۵/١۴٠٠ قمری
و سی سال بعد:
١/١/١٣٨٩ شمس = ۵/۴/١۴٣١ قمری
حال اگر اختلاف سال قمری را بدست آوریم سال ٣١سال اضافه، ماه یک ماه کم ،روز یک روز اضافه , در اصل٣٠ سال و ١١ ماه و ١ روز
یعنی هر سی سال شمسی
٣٠سال شمسی= ١/١١/٣٠ قمری
اگر سی سال میانگین را درست فرض کنیم که فرض دور از عقلی هم نیست
میتوان ٣٠سال به ٣٠ سال به عقب برگشت تا ببینیم نوروز آن سال چه موقع سال قمری بوده
در این حالت ۴ تا سی سال یعنی١٢٠سال قبل
١/١/١٢۶٩شمسی=١/٨/١٣٠٧قمری
و ١٢٠سال قبل آن:
١/١/١١۴٩ شمسی=٢۶/١١/١١٨٣ قمری
و.... همینطور،
١/١/۶٩ شمسی = ٢٠/١٠/٧٠ قمری
کافی یک ده سال هم کم کنیم
برای مثال
١/١/١٣۶٠ شمسی= ١۵/۵/١۴٠١ قمری و
١/١/١٣٧٠ شمسی= ۴/٩/١۴١١
یعنی هر ده سال تقریباً =١٠سال و ٣ماه و ١٩ روز
نتیجه:
١/١/۵٩ شمسی=٢/٧/۶٠ قمری
کافی است ۶ ماه به سال قمری اضافه کنید تا به محرم ۶١ برسید:
۲۲/۶/۵۹شمسی=۲/۱/۶۱قمری
٢٢*۶*۵٩یا ٢٢/۶/۵٩ شمسی = ٢/١/۶١ قمری
٣٠شهریور سال ۵٩ شمسی واقع روز عاشورا اتفاق افتاده حالا اگر چند روز کم و زیاد داشته باشد قابل اعماض است
" 8 یا 7 روز کمی سال شمسی بخاطر سال شمسی بودن است یعنی در سال شما 10 روز ٢١ساعت سال شمسی بیشتر از سال قمری است"
بدین صورت پی بردیم که روز عاشورا 61 درست در تابستان و گرمی هوا بوده است.
اما اگر این مجاسبه را به روز عید غدیر نیز برگردانید چنین است
1/1/10=18/12/9
امید که این مقدار مورد قبول قرار گیرد
دوستان اگر تجربه دیگری دارید برایم بنویسید یا به ای-میل AliakbariA@yahoo.com بفرستید خوشحال خواهم شد.
بنام رب شهيد صديق
يا ابا عبد الله الحسين عليهالسلام
بهترين آن ديدم كه مرثيه؛ باز این چه شورش است که در خلق عالم است از محتشم كاشاني را امروز مزين كننده اين مجاز نوشت كنم.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بى نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جاى ملال نیست
سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزاى اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده ى کنار رسول خدا حسین
کشتى شکست خورده ى طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربل
گر چشم روزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابى به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضیقه کردند کوفایان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند
خاتم ز قحط آب سلایمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمى که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ى سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوفا خصم در حرم افغان بلند شد
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدى
وین خرگه بلند ستون بی ستون شدى
کاش آن زمان درآمدى از کوه تا به کوه
سیل سیه که روى زمین قیرگون شدى
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ى برق خرمن گردون دون شدى
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوى زمین بی سکون شدى
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدى
کاش آن زمان که کشتى آل نبى شکست
عالم تمام غرقه دریاى خون شدى
آن انتقام گر نفتادى بروز حشر
با این عمل معامله ى دهر چون شدى
آل نبى چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ى انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتى که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوى خیرالنسا زدند
بس آتشى ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبى زدند
وانگه سرادقى که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ى ستیزه در آن دشت کوفایان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتى کزان جگر مصطفى درید
بر حلق تشنه ى خلف مرتضى زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
چون خون ز حلق تشنه ى او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ى ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفاان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبى رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسى گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه برى ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلى نیست بی ملال
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ى رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در ید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمى که با کفن خونچکان ز خاک
آل على چو شعله ى آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ى محشر قدم زنند
جمعى که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن نکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سرى را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
روزى که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجى به جنبش آمد و برخاست کوه
ابرى به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتى تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتى فتاد از حرکت چرخ بی قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه اى که گیسوى حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعى که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی عمارى محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبى
روح الامین ز روح نبى گشت شرمسار
وانگه ز کوفاه خیل الم رو به شام کرد
نوعى که عقل گفت قیامت قیام کرد
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملیک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئى از دشت پا کشید
هرجا که بود طیرى از آشیان فتاد
هرجا که بود آهوئى از دشت پا کشید
هرجا که بود طیرى از آشیان فتاد
شد وحشتى که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم هاى کارى تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ى هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعهالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
این کشته ى فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگى
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهى فتاده به دریاى خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روى دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روى در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
کاى مونس شکسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ى عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نى ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنها و موج بلا ببین
تنهااى کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهاى سروران همه بر نیزه ها ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبى مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ى کربلا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ى کربلا ببین
یا بضعهالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ى طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهى دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیده ى اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روى زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روى پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائى چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائى چنین نکرد
اى چرخ غافلى که چه بیداد کرده اى
وز کین چها درین ستم آباد کرده اى
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده اى
اى زاده زیاد نکرداست هیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده اى
کام یزید داده اى از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده اى
بهر خسى که بار درخت شقاوتست
در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده اى
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفى و حیدر و اولاد کرده اى
حلقى که سوده لعل لب خود نبى بر آن
آزرده اش به خنجر بیداد کرده اى
ترسم تو را دمى که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند
ترسم تو را دمى که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند
بنام خالق خوشیها
بالاخره اروپا در یک آچمز قرار گرفت، فکر میکردند که چون ایران قدش(به خیال خودشان) کوتاه شده هرچه آنها بگویند ما عمل خواهیم کرد، بالاخره از خواص مذاکره است که طرف حد خود را گم میکنه!
ما با شما مذاکره کردیم که این پیام را بدهیم: اگر سوخت ٢٠% را بهمان طبق تعهدات آژانس انرژی اتمی بهمان ندهید خودمان تولید میکنیم
این پیام روشن ما را بخاطر توهم درک نکردید حالا در آشی که برایتان دهان سوز شده بچرخید و ببینید چی توش در [واهد آمد
ما برای دستیابی به یک حق بالاتر به شما بسته پیشنهاد کردیم ولی شما که میخواهید همیشه بد بفهمید چنین خیال کردید که از حقمان گذشتیم؟!
ما شما را بار دیگر آزمودیم البته در صحنه جهانی که غرب درغگویی است در قول و عمل
خود نشان دادید که آنقدر تحلیل ندارید که ایران از حقوق خود کوتاه نمیآید چرا دست بکاری زدید که ما انتظارش را داشتیم و بارها نشان داده بودید که بهتر از یک خصم برای کل جهان نیستید
امروز بعد از ٧ سال پرونده ایران روی میز و در معرض افکار عموم جهان است و شما که در برابر هر قدم ایران برای تعامل و همکاری هیچ تعامل نکردید و هر بار به بهانههای واهی قدم در راهی گذاشتید که حقوق ایران را پایمال کنید
امروز ١١۶ کشور غیر متعهد به ایران نگاه خواهد کرد و راهی را طی میکند که ما طی خواهیم کرد
چرا ؟ چون این حق مسلم تمام کشورهاست که از انرژی هستهای صلحآمیز بهره ببرد
البته ایران از نظر شرعی و اخلاقی بهسوی تولید بمب نمیرود اما کشورهای دیگر این تعهد شرعی را ندارند و اخلاقی هم که شما نمیدانید یعنی چه!!
امروز کره شمالی بعد از ۶٠ -٧٠ سال تحریم در برابر آمریکا و دیگر استکباریان قد علم میکند شما سخن از تحریم میزنید ولی کشوری که ٧٠ سال تحریم بوده را از کدام تحریم میترسانید
شما ایران را از کدام تحریم اقتصادی به وحشت میاندازید همان تحریمی که نیاز مبرم ماست،بعد از سی سال نمیفهمید که ما دنبال چیهستیم
بالاخره عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد،عقلتان کجاست یاریتان نمیکند چون در بستر تبخر و استکباری خود گم شدهاید.
از فردا که ما دست به تولید سوخت ٢٠% بزنیم و از فردا که از N.P.T خارج شویم چه حظی دارد
این شمائید که این راه را تقدیم ما کردید. مثل من ازتان ممنون هستم.
در چه خبر گفتم که ما خوب بازی خواهیم کرد ولی گل نمیتوانیم بزنیم
ولی امروز این گل را خود در دروازه خودتان شلیک کردید باز هم که به دروازه خودتان گل بزنید ما باز هم ممنونتان خواهیم شد؛ من یکی به شما احسن خواهم گفت!!!!!
خب از فردا داد بزنید که ایران میخواهد بمب اتمی بسازد حال چه میخواهید بکنید حمله کنید که خود را نابود کردهاید تحریم کنید که 30 سال اینکار را کردهاید
آچمز شدهاید! میخواست کمی از جایگاه خود پایینتر را نیز نگاه میکردید بازرسان آژانس میگویند هیچ انحرافی در فعالیتهای ایران نیست در فردو قم که دیگر هنوز کاری صورت نگرفته شما میگودید باید تعطیل شود با کدام ماده و تعهد قانونی این سخن گفته میشود
وقتی سخن سیاسی و قطعنامه سیاسی صادر شود همان میشود که قطعنامه شورای امنیت شد به همان اندازه میارزد که قطعنامههای قبلی ارزش داشتند هیچ
تحریمی که هنوز صادر نشده و روسیهای که مثل منافق و درو هنوز امضاء نکرده آمده که ما نیروگاه بوشهر را بزودی راه میاندازیم به درک که راه نیاندازید
خیال میکنید چه خواهد شد اینجا همانجایی است که ما باید فکر دیگری بکنیم قدمی برداریم که خیلی پیشتر باید برمیداشتیم دست روی زانوی خود بگذاریم ویا علی بگویم چندین سال است که نیروگاه بوشهر راهاندازی میشود !!! همیشه با بهانههای(منافقانه= هم از توبره بخور و هم از آخور) مزورانه روبرو میشویم و کار پیش نمیرود اگر روسیه را از کشور خارج کنیم آنوقت خواهد فهمید که با کی طرف است.
چه حظی دارد وقتی که روسیه را به هم کیشاناش واگذاریم! نه شرقی نه غربی مفهوم حقیقی خود را پیدا میکند.
چه حظی دارد وقتی دست دورو و نیرنگباز روسیه و چین نیز قطع شود! و وقاحت آنها با شرمساری و پشیمانی روبرو شود
و بدانند این روشی نیست که بشود تا همیشه ادامه داد.
وقتی دیروز مجلس این تصمیم به موقع و شجاعانه با تمامی نمایندگان حاضر خود گرفت که همه موافقت کردند چه حظی داشت
وقتی که دولت تصمیم گرفت که ده سایت دیگر طراحی شود چه حظ جانانه دیگری نسیب شد
حالا تا آژانس بخواهد مهم نیست خدا راه خیر را برایمان میخواهد امید که در این راه قدم برداریم ومحکم هم برداریم.
ما باید نیروگاههای هستهای دیگر را به مناقصه جهانی بگذاریم تا کشور روسیه در مخمصه غرب گیر کند
تا نتواند بهر تصمیمات مزورانه خود ادامه دهد
آنوقت میبینیم که آلمان و فرانسه و چین هم به خیل رقیبان روسیه بپیوندند.
وقتی 116 کشور از ما بخاطر خودشان حمایت میکنند
وقتی ده کشور از 35کشور حکام به قطعنامه بیخاصیت گروه 5+1 نه میگویند
آژانس چی میخواهد بکند
این کشور راه ما را راه خودشان و حق ما را حق خودشان میبینند
چرا که برای هستهای شدن راهی جز این دیده نمیشود
دلمان خنک شد که مجلس و دولت برای یک تصمیم ضدی ایرانی چنین قاطعانه و یک صدا تصمیم گرفت
مجلس و دولت خدمتگزار ممنون

براي استفاده بهتر از اين نقشه ميتوانيد آنرا در كامپيوتر خود كپي كنيد
بسمه تعالی
گلستان روستایی است در جنوب شرق انار با فاصله 16کیلومتر و مردمی سخت کوش و فعال در زمینه کشاورزی و شهید حسین کشتآور از این خطه است،شهدای کوفه علی و حسین ناجی نیز از این روستا میباشند.
دارای جند باب مغازه و کارگاه بوده از جمله ساخت ماشینهای ضبط پسته و جوشکاری و...
امروزه این روستا دارای شورا بوده و بیش از ٨٠ خانوار و جمعتی بيش ٣٢٠ نفر میباشد.
این متن از کتابی است از:
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم.
لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.
دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد گلستان بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ٦٩ الی ٦٩ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما گلستان در این کتاب:
گلستان GOLESTAN
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ21 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 48َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1405متر.کویری، گرم خشک در 16 ک م(کیلومتری)جنوب خاوری انار .
جمعیت: 27 خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)19تن(احتماً اين عدد 109نفر است يا 190).از طائفه جديد.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی و قاليبافي ،فرشها با طرح كاشان.
کشت:آبی؛ آب از کاریز و چاه نيمه ژرف.
فرآوردهها: گندم؛پنبه،یونجه و پسته.
رستینیها:اپوشش گياهي براي چراي دام، بوتههای متک(شیرین بیان) براي کاربرد داروئی.
مردم این آبادی از دبستان دولتي و شرکت تعاونی روستای گلشن بهره ميگيرند.
بنام هستی بخش یگانه
در حالی که همه از آنفلونزای نوعA مینویسند و میگویند و سمینار و همایش و پوستر پخش میکنند و میگیرند و...
حیف است که ما مطلبی از این نوع یآنفلونزا ننویسیم،هرچند که پیشگیری و رعایت بهداشت مورد تاکید بنده نیز هست اما هرچه فکر میکنم که چرا وزارت بهداشت برای آنفلونزای نوعA این بیماری اینقدر دست بکار شده و مردم بوسیله نکبت رسانههای امروز اینقدر از نظر روانی مورد بمبباران روحی قرار گرفته و کلی ضربه خوردند
بهتر نیست روی دیگر سکه نیز یک نیم نگاهی بیاندازد(این مطلب را روزی به مرحوم صابری که هنوز در دو کلمه حرف حساب را از روزنامه اطلاعات منتشر میکرد و هنوز دو کلمه حساب بود نه نشريات گل آقا در مورد کتابهای درسی نوشته بودم او جواب داد که اگر نگاه میکردند مشکل حل بود چون نیم نگاه میکنند مشکل را نمیبینند!)
مثلاً آنفلونزای معمولی و فصلی یا انسانی که نوع آنرا من نمیدانم و خود بهداشتیها هم احتمالاً نمیدانند سالانه هزاران نفر را به کام مرگ میکشد هیچ حساسیتی ندارد!
ولی یک بیماری که کل فوتیهای آن به پنج هزار نفر نمیرسد چنین داغ بازار شده که حتی مدارس را هم به تعطیلی کشید(زود قضاوت نکنید منظور حساس نشدن نیست منظور چرا در تمام بیماریهای هم سنخ و مرگبار چنین حساس نیستیم و به فکر پیشگیری آن)
از پزشکی که پسرم را بخاطر سرماخوردگی پیشاش بردم خیلی خوشم آمد ایشان وقتی از استراحت و هشدارهای بیماری گفتم با بیتفاوتی جوابم را داد که اصلاً مهم نیست و حتی آنفلونزای نوعA هم آنقدر که میگویند اهمیت ندارد تا جایی که میدانیم تعطیلی مدارس یکی از پشت پردههای این بیماری محسوب میشود که اصلاً توجیه ندارد.
خب آنسوی این سکه دیگر چه نهفته است و چه آثاری داشته است!
از آثار مثبت این بیماری و هشدارهای داده شده همین که تعداد زیادی زایر حج امسال به حج نرفتند و شاید هیچگاه هم موفق نشوند که این واجب را بجای آورند بود(البته شخصاً از اینکه بازار کسب و کار عربستان و اربابان سرمایهدار عرب کمی کساد است بسیار در بسیار خوشحالم مثل شما ولی چقدر خوب بود که هیچ زائری از حج سوغات نمیآورد چقدر حض داشت که خائنین به مدینه و مکه حرمين شرفين کمی به زائران احترام قائل میشدند)
از مهمترین درسهایی که لازم است بگیریم اینکه این آنفلونزای نوعA و هم فصلی هیچکدام خودشان به تنهایی کشنده نیستند یعنی چه؟! یعنی کسانی که به یک بیماری ریویی یا بیماری خاص دیگری مبتلا هستند وقتی این بیماری را اضافه میکنند و ضعف مفرط و غیره باعث مرگ میشود.
اما من نمیدانم چرا باید یک انسان سالم از مبتلا شدن به این بیماری اینقدر احساس خطر کند(باز منظور پیشگیری نیست هزاران بیماری خطرناک دیگر نیز هست که باید از مبتلا شدن به آنها احساس خوبی نداشته باشیم،ولی مبتلا میشویم! و احساس خطر هم نمیکنیم!!)
بارها شنیدهایم که افراد پیر و بیمار باید مواظب باشند که سرما نخورند که خوب شدنشان مشکل میشود و.....
و گاهاً اگر بیماری آنها حاد باشد و باعث مرگ میشود
در نوع فصلی باعث مرگ بیماری اصلی است!
در نوعA باعث مرگ آنفلونزای نوعA این انصاف است!
مثلاً کسی که بیماری ریویی یا ... دارد اگر با سرماخوردگی همراه شود علت مرگ را بیماری ریویی و ... نام میبریم همین فرد اگر با آنفلونزای نوعA گرفته و بمیرد علت آنفلونزای نوعA است چرا؟!
آیا این نوع آمار و ارقامی که ارائه میشود صحیح است؟ مسلم غلط است با این حساب وقتی دو عدد با دو مبنای مختلف ارائه میدهیم برای یک نتیجه که اینکار اصلاً صحیح نیست كه هيچ گمراه كننده نيز هست.
در کل جهان تعداد بیمارانی که با همین مبنای غلط فوت شدهاند چقدر است در ایران چطور؟
آیا اگر آنرا پنج هزار نفر نام ببریم بعد با فوتیهای بیماری ایدز یا سرطان یا تصادفات مقایسه کنیم میدانید که با حساب میلیونی که دارد این اعداد صفر محسوب میشود.
چرا چنین حساس شدهایم؟
چون کارتلهای واکسن سازی متقلب و بند به قدرتهای استکباری چنین میخواهند،پس اگر در زمینی که آنها برایمان چیدهاند بازی کنیم سودش هم به جیب همانها خواهد رفت نه برای ما فایده داشته باشد بلكه در اين بازي بازنده هستيم.
اگر یک دهم آموزشها و هشدارهای آنفلونزای نوعA ،برای حوادث رانندگی در این کشور صورت میگرفت از مرگ روزانه نزدیک به 30 نفر بسیار کاسته میشد و آماری خیلی بیشتر از قطع نخاع و شکستگی و غیره جلوگیری میشد.
از طرفی همین کشور عزیزمان البته مسئولین بهداشت برای خرید میلیونی این واکسن که تازه خاصیت آن هم در هالهای از شک است و بهتر است گفته شود دروغ است میلیاردی هزینه کردهاند اگر همین هزینه برای پژوهش و ساخت واکسن آنفلونزای فصلی یا خوکی و غیره هزینه میشد چه اتفاقی میافتاد؟!
کشورمان به پیشرفت دست مییافت در ساخت و تولید واکسن
تعداد زیادی پژوهشگر تحویل جامعه میشد
کشورمان از وابستگی کمی رهایی مییافت
اما این سرمایهها وقتی میخواهد برای واردات هزینه شود کسر بودجه و غیره نیست يا نداريم يا سير سبيلي رد ميكنيم!
اما وقتی میخواهد برای امور زیربنایی گفته شده هزینه شود کسر بودجه اول سخنی است که میشنوی!
انسان میماند که چه چیزی را باور کند؟
نه اینکه کارتلهای جهانخوار جیبشان پر میشود و مقداری مواد بیخاصیت شاید هم مضر به خورد مردم میدهیم
پشت پرده این بیماری جیبهای جهانخواران عارتگری است که با بحران اقتصادی روبرو شدهاند
همانها که خیلی قبلترش با بحران بیهویتی هم دچار بودند
همانها که به نام صهیونیسم میشناسیم
ثروتمندهایی که فقط به جیب خود میاندیشند
با جنگ است خوبه
با صدور واکسن خوبه
با فروش امتیاز نوشابه هم خوبه
هرچه باشه برای آنها خوب است....
پول همه كاري را توجيه ميكند!
فقط دیگران سر در کار خود باشند و هر صفحهای که آنها چیدند آنها در آن بازی کنند!!!
هوالمحبوب
شاید بارها از خود سوال کرده باشیم که فرق بین فلانی و فلانی چیست؟
مثلاً عماریاسر و ابوبکر یا بین ابوذر و عمر یا سلمان و عثمان و بین حمزه و عباس و مقداد ....
چه تفاوتی در این بین وجود دارد؟![]()
چه شاخصی زبیر را از طلحه و این دو را از عمار و این سه را از مالک جدا میکند!؟
آیا در زمان پیامبر اختلاف سنی داشتند!
در مراتب ایمان آنها چه؟
اولین و موثرترین نقطه انفکاک در مراتب ایمان آنها بر میگردد به نوع نگاه و بلکه نیت آنها در پیوستن به گرد پیغمبر(ص).
آن نیتی که پیوند میزد بین سلمان با پیامبر(ص) فرق داشت با نیت عمر
آن نیتی که ابوذر را به سوی پیغمبر(ص) کشیده بود فرسخها با نیت ابوبکر تفاوت داشت
آن نیتی که حمزه سیدالشهداء را نزد رسول اکرم(ص) آورد با نیت عباس فرق داشت
خیلی از این تفاوتها در زمان پیغمبر اعظم(ص) خودنمایی میکرد اما زود غش داران آن را پنهان میکردند به علل مختلف شاید ناچار به این پنهانکاری بودند
سالها باید بگذرد تا نیتها خودنمایی کنند
عمروعاص بسوی ارودی معاویه روان شود و مالک در چادر علی علیه السلام بماند
سعد را بسوی دیگر کشد و ابوموسی بسوی دیگر
همه وقت چنین بوده و چنین خواهد بود.
وقتی اخلاص روشن خواهد شد، که صحنه امتحان پیش آید
و این امتحانات یکی یکی در طول زمان خودنمایی میکند
یکباره همه جلوه گر نخواهد شد
یکباره خس و خاشاکها از شن ها و ماسهها جدا نمیشود
طول خواهد کشید تا ماهیتها و سنگینیها و وزنها مشخص شود و سبکیها بیرون ریزد.
نیت های پاک و صحیح و درست با نیتهای نادرست و پلید وقتی خود نمایی میکند که موقعاش باشد
همه وقت آب گل آلود باقی نمیماند.
اهداف مادیون با معنویون گاهاً خیلی طول میکشد تا خودنمایی کند
و گاهی هم زمان ماهیتها را عوض میکند و این بهترین است که افرادی از پرتگاه به ارودگاه امن سرازیر شوند.
ولی متاسفانه گاهی هم افرادی نقل مکان میکنند و از اردوی خودی به پرتگاه شیطان پناه میآورند
نکته قابل بیان اینکه
هیچ کس در این روند منتی بر مردم نباید داشته باشد
اولین نشانه پرتی همینجا خود را نشان میدهد
اگر کسی ادعای ایمان کرد ادعای کار کردن و انقلابی بودن این همان نقطه افتراق است
چرا کسانی که برای خدا و معنویت کاری برای مردم وانقلاب کردهاند باید همیشه ادعا داشته باشند
اگر مسئولیتی بردوشت گذاشتند انجام بده اگر نه کنار بایست
البته این کنار ایستادن به مفهوم دلسوزی نکردن نیست
به معنی اینکه شاخ و شانه نکشیدن است
اگر وزیری را جابجا کردند اگر استانداری عوض شد
اگر گفت من چنین کردم من اینکار را کردم این نشان میدهد که نیت معنوی و خدایی درکارش نبوده و گرنه نباید کسی که برای خدا برای مردم وانقلاب و نظام کاری کرده بیان کند چون خدا خود بهترین گواهان است
و بهترین پاداش و عوض دهنده
چرا باید آنرا با متاعی اندک و ناچیز عوض کنیم؟!!
اگر کسی را دیدید که خیلی ادعای زحمت کشیدن برای مردم و انقلاب میکند
در او شک کنید!!
چون سنگ محک آید در امتحان روزگار
سره گیرد سری و ناسره شود ناسازگار
بگذریم این کلام را از آن جهت نوشتم که خیلی برایشان پرسش است که فلانی اینقدر در جبهه زحمت کشیده و چه و چه
در زمان کی چی بوده اما امروز از فلان کار اورا کنار گذاشتهاند
اولاً همیشه نباید یکسری افراد بر یک کار سوار باشند
دوم اینکه سوابق او بجای خود محفوظ و اجرش نیز....
اما این دلیل محکمی برای همیشگی بودن نیست
چون افراد بالاخره باید بازنشسته شوند
اما اگر افرادی ادعا کردند بدانید که عوض کردن آنها کار صحیحی بوده و صواب
اما
خیلی از این سوابق دارها را امام (ره) کنار گذاشت
چرا کسانی که ادعای پیروی از خط امام میکنند امروز دلداده او شدهاند
مگر آن فرد راه خود را تغییر داده و برای رادیو فردا و بی.بی.سی فتوا نمیدهد
یا شما راهتان عوض شده و جذب او شدهاید؟
این سوال کلیدیاست که جواب آن خیلی از مسائل را روشن میکند
بنام خدای بصیر و توانا
نگاهتان به آینده امیدوارانه باشد٬ امیدوارانه و با بصيرت <برداشتی از سخنان رهبر معظم انقلاب آیهالله خامنه ای>
این سخن را گوش کنید،
من نه سیاست چپ می دانم چیست نه راست نه هیچگاه به اینکارها هم کاری نداشتم
روز جمعه هم رای خودم را دادم و شنبه از خانه آمدم بیرون دیدم یک عده جمع شده اند وارد آنها شدم ههمراهی کردم دیدم نمی شود اینکه نشد کار! باید کاری کرد عده ای زدند یک عده کشته و زخمی شدندو.... من دیدم در این مملکت نمی شود زندگی کرد٬ فروختنی ها را فروختم دست زن و بچه ام را گرفتم آمدم اینجا(یک کشور اروپایی کمی دور از جامعه و نه معروف٬ یک اردوگاه پناه جویان) من یک متخصص بودم بسیار هم در کارم وارد بودم درآمد زیادی داشتم و وضعم هم بسیار خوب بود ولی نشد اینجا پناهجو شده ام مثل کارگر ساده و دون پایه دارم مث... کار می کنم .
این سخنان را حتماً شما هم از رادیو فردا چند وقت پیش شنیده باشید
این فرد بعد از ۲۲ خرداد از ایران فرار کرده برای چی و چرا؟
شاید برای خیلی از ماها تعجب داشته باشد که تقریباً برای هیچ و پوچ فردی خودش را و زن و بچه اش را آواره کرده آنهم انسانی متخصص و با وضعیت خوب
اما برای تعدادی این کار او منطقی است چون در این کشور نمی شود زندگی کرد
خب بصیرت و عقل هم اینجا بکار می آید نه سواد و تخصص
برای چی رفتی و خود را آواره کردی ؟
چون نمی شود در این مملکت زندگی کرد
چطور در مملکتی که نمی شود زندگی کرد تو تخصص گرفتی و کار هم داشتی و حقوق و وضع خوبی هم داشتی؟
این دیگر سوالی است که جواب داده نمی شود.
خب حالا در این کشور جدید و متمدن وضعت چطوره؟
تنها جواب اش اینه که مثل یک کارگر دون کار می کند و زندگی بسیار بدی دارد و...
اما چرا این دو را با هم عوض کرده ؟ پاسخی نیست
یعنی بر اساس یکسری توهم یک کارهایی کرده حالا توش مانده
البته رادیو فردا (ارگان تبلیغی سازمان جاسوسی آمریکا سیا)با این فرد مصاحبه می کند که نتایج دلخواه خود را بگیرد
و اهدافی دیگر را تدارک می بیند و سخن دل خودش را چاشنی آن می کند
و تفاسیر وارونه خود را البته چشم بسته و بدون تفکر تحويل شنونده ميدهد.
اما اصل قضیه اینجاست که برای این فرد و کاري كه كرده جز همان کسانی که از روی توهم پیش از تمام شدن انتخابات خودرا پریزيدنت PRESIDENTخواندند و غوغاسالاری و قانون گریزی کرده و مملکت را به آشوب دعوت نمودند و اغتشاش ایجاد کردند کسی دیگر تقصیر ندارد مگر بی بصیرتی فرد یاد شده
جهان غرب خوب و مهد تمدن است و ایران اسلامی بد است این تفسیر رایدیو فرداست!
تعجب اینجاست که فرد هیچ امیدی هم به همین غرب ندارد و انتهای کار خود را تاریک می بيند.
نزديك به ۱۴ ميليون هم وطن ما به غير از احمد نژاد راي دادهاند و پيش از اين هم فكر نميكردند كه كروبي و موسوي چنين افرادي باشند
اما عدهاي به هر دري ميزنند كه ثابت كنند مرغ يكپا دارد
چرا معلوم نيست؟
چون بصيرت نيست.
يك تعدادي در همين اغتشاشات هم دستي بر آتش داشتهاند و... ولي هيچ يك خود را به جهان غرب آزاد از آزادگي فرار نكردهاند
عدهاي هم در اين جمعيت٬ خوب سياستهاي آمريكا و انگليس و اربابشان اسرائيل كودك كش را خوب ميشناسند و هيچگاه با اينكه به رئيس جمهور منتخب علاقه نداشته و ندارند ولي اينقدر هم بي بصيرت نيستند كه پادو و جاسوس آنها شوند
و خود را از وطن خود محروم كنند
مردم كشور در روي اين كره به اين بصيرت و آگاهي و سياستدار نميتوان پيدا كرد
ولي افرادي هم هستند كه با بعضي از كارهاي خود انسان را متعجب ميكنند!
يكسري شكمباره و حرام خور و عاج نشين بالاي شهر كمي از مسئله پرت هستند
بعد از سي سال از انقلاب هنوز دنبال يكسري بي عقل مثل خود يا هم هدف خود ميروند و چاهي بهر خود ميكنند
و بعد هم باور نميكنند كه توده هاي مردم دردشان تا ۱۸۰درجه با اهداف و نظرات آنها متفاوت هست
نبايد انتظار داشته باشند در يك رقابت آزاد كانديد مورد نظر آنها كه خود را تافته جدا بافته از توده مردم ميداند فرقي با كانديد توده مردم نداشته باشد!
یا محبوب
تکانی خورده ولی چیزی را عوض نکرده هنوز هم در فکر خویش همان اوهام را پرورش میدهد
چگونه باید از آنها دست کشید و چگونه باید راه بهتری را پیدا نمود
در سر چیزی دارد و در دل چیز دیگری
مهیا میشود که کاری صورت دهد اما حرکت او پیشرو نیست
قدمهایی که بر میدارد نیازش را برآورده نمیکند
شاید نمیخواهد که برآورده کند
میگوید تقصیر کیست؟
....چه کسی مرا در این ورطه نهاده است؟....چه کسی
پیش خود فکری میکنم
صحنه تاریخ است آنچه خواندهایم
این سوالی است که خیلیها در تاریخ به آن رسیدند و جواب طلب کردند
تقصیر کیست؟
.....وقتی فرزند پیامبر روبروی سپاه یزد قرار گرفت و آنها را نصیحت نمود و اتمام حجت.
به گوشهای کر آنها جواب داد تا فردا از ما جواب نخواهند که کی چنین کرد چرا سخنان او در آنها بیاثر بود
راهی نمانده هدف گم است
فتنه پشت فتنه خیز بر میدارد
یک روزی طلحه و زبیر، عمر عاص و ...
روزی عمروعاص
این سوال را داشت
مردی بسیار زیرک و کاردان و عالم و....آبدیده
اما نتوانست تحمل کند و پشت کرد و آنچه را داشت به باد داد
تاریخ است و تکرار آن
فرزند فاطمه در روز واقع جواب داد
این شکمهای شماست که کار شما را خراب کرده
مشکل شما لقمههای حرامی است که در شکمهای خود فرو بردهاید
جواب میخواهید
اين جواب
شما خود ، باعث این کری و کوری شدهاید
انتظار عاقبت به خیری نکنید
کار خود را درست کنید
جوابی روشن و بیین.
تلاش بیهود نکنید
قدم بیفایده برندارید
تصحیح کنید.......
راه درست،اصلاح ساختن را پیشه کنید
فتنه میکنید
در فتنه غرق میشود
مال حرام جمع میکنید
بیتالمال را بالا میکشید
طلب خیر میکنید؟
چنان گرفتار میشوید که خود گیج میزنید
چرا؟
مسلم است!
فقط راه درست میتواند طلب خیر داشته باشد
این گذشته
و امروز
راههای کج را پیش میگیرید
و طالب خیر میشوید
خود را اصلاح کنید
نگاه کنید که چگونه شیطان و شیاطین به شما آفرین میگویند
بدانید که راهی بس اشتباه پیشه خود ساختهاید
محک از این محکمتر پیدا نمیشود
و پیدا نمیکنید
که شیطان بزرگ به فرموده آن پیر مراد خمینی کبیر(ره) شما را تحسین میکند
بدانید که راهتان کج است
برگردید
راهتان را اصلاح کنید
شکمهای خود را خالی کنید از آنچه که حرام اندوختهاید
شاید اصلاح شوید
اگر همت کنید
اگر....
بنام احد
میتوانم تورا بشناسم، چون نور نیاز به شناخت ندارد.
میتوانم تورا احساس کنم، چون بودن نیاز به درک ندارد.
میتوانم با تو باشم، چون بی تو زندگی مفهوم ندارد.
میتوانم تورا ببینم، چون تو خود دیده هستی.
میتوانم پرواز را با تو آغاز کنم، چون بی بال پرواز ممکن نیست.
میتوان با تو زنده باشم، چون حیات بدون تنفس امکان ندارد.
میتوانم با تو بروم، چون بدون راه رفتن همان نرفتن است.
میتوانم با تو بشنوم، چون شنیدن بدون صدا کری است.
میتوانم با تو بگویم، چون تکلم بدون کلام نیست.
یا مهربانترین
و میتوان جایی را دید و سراغ گرفت که کبوتران آن پرواز را تکرار کنند و ما را در حیرت بدون غم فرو برند و هیچ گلهای نداشته باشند و دامی پهن نباشد که دانهای حیف شود و هنوز را در کشاکش تیرگی شب ننهند و روز را بهترین پرده شب نکنند و شب را چادر سیاه بر تمام تنهاییها و مرگ را آغاز هستی دیگر و موت مفهوم پیدا نکند و زمینی که شوره زار نباشد و درختانی که خزان نبینند و سبزههایی که در پای خود تعفن نشناسند و گلهایی که در تمام فصول بهاریاند و نگاهی که امید دارد و نامیدی نشاسد و تو همچنان در طی آن تواناتر از قبل و گم کنندترین یاسها و اینجا کجاست برای ما شهری که باید بسازیم و ما قادر به ساخت آنیم.
میتوان شهری را سراغ گرفت که مردمش به هم یاری بی محنت کنند
میتوان در راهی رفت که راکبان آن نگاهی به پیادهها کنند
میتوان پا در سرایی نهاد که همه در آن به هم مح
بت کنند
میتوان چشمانی را دید که با بازی روزگار قهر بی عیار کنند
میتوان سخنانی را شنید که اوج آن نازکتر از لطف یار باشد
میتوان دستانی را سراغ گرفت که برای همه دعا و یاری بی ادعا کنند
میتوان گامهایی را رفت که در آن خطا ، خطی نگیرد
میتوان صدایی را شنید که در آن لرزش گناه موجی نداشته باشد
میتوان یارانی را یافت در صداقت آنها گمان نباشد
میتوان همراه نسیمی شده که هر لحظه جهتی را هدف نگیرد
میتوان شبی را سراغ گرفت که ره صدساله را در آن بتوان طی نمود
میتوان روزی را طی کرد که در آن گرهای از کور گرههای گرفتاران گشود
میتوان خانهای ساخت بهر بیسرپناهان خانه بدوش
میتوان درختی کاشت که سایه سار آن دلگشای رهگذران باشد
میتوان شمی روشن کرد که روشنی بخش رهرو راهرو تاریک و ظلمانی باشد
میتوان تیری زد که هدف آن نابودی دشمن انسانیت و هدایت باشد
بنام حق تعالی
اینکه آمریکا پذیرفته با ۵+١ با ایران گفتگو کند
خب در مذاکره که ما با آمریکا هیچ چیز مشترک نداریم که مذاکره کنیم
میخواهیم در مذاکرات بهشان بگوییم که ما با شما اشتراک نداریم ، ولی در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین یکسری حرف مشترک داریم
در اینجاها هم که آمریکا به بن بست رسیده ما باید چه مشکلی را از آمریکا حل کنیم آنها چه مشکلی از ما را
ما به بن بست آنها راه حل میدهیم و کمکشان میکنیم که بیشتر در منجلاب فرو نروند و آنها هم دست از تحریم ایران بر میدارند
خب وقتی ما را تحریم کرده بودند خیلی بیشتر به نفع ما بود مثل همین صنایع نظامی که پیشرفت کردهایم و آمریکا مانده دست به دهان که چه کند با ایران قوی و بی نیاز از او!
خب معلومه! در هستهای هم همین تحریمها ما را هسته ای کرده و آمریکا را وا داشته که بیاید پشت میز مذاکره ! این که بد نیست.
ما نشان دادهایم که خوب بازی میکنیم ولی گلزن نداریم!
اینبار هم نکند اینها که خیلی بد بازی میکنند گل بزنند!
بهتر نیست که ما همان خوب بازی کنیم(به پیشرفت خود ادامه بدهیم)و مسابقه ندهیم(مذاکره نکنیم) تا نتوانند بهمان گل بزنند( امتیاز مفت بگیرند)
نمیدانم شاید چنین بود بهتر بود ولی نمیشه که همیشه آنها آنطرف گود باشند ما اینطرف!
بعد از سی سال ببینیم شاید آدم شده باشند وگرنه برای آنها که میگفتند مذاکره و رابطه ثابت خواهد شد که اینها گرگ هستند و با میش رابطه نمیتوانند داشته باشند.
حریری باز مسئول تشکیل کابینه شد!
مگر این رئیس جمهور لبنان میشل سلیمان عقل نداره که دوباره سعد حریری که حرف حساب حالیاش نیست و همین چند روز پیش راه خودش رو رفت و به دیگران توجه نکرد را برای تشکیل کابینه معرفی کرد
بخاطر این است که هردو مسیحی هستند و میچل بهش دستور داده و او جانب اونو باید بگیره ! پس بگو خب اینبار چه خواهد کرد
خب معلومه باز حقوق دیگر گروهها را زیر پا خواهد گذاشت
چه خواهد شد ؟ هیچی باز بحران ادامه پیدا میکند؟
چرا مردم تن بهش نمیدهند بخاطر اینکه ٢٨ درصد مسیحی این کشور ۶٧ درصد کرسیهای مجلس را در دست دارند و این باعث میشه دمکراسی ایجاد نشود
چه کسی این قانون ننگین را نوشته؟ همین غربیهای مهد تمدن و دمکراسی، میگویند انگلیس و آمریکا.
هر جا یک غده چرکین دیده میشه این روباه پیر هم حاضره
به این کشور باید گفت مستکبر و استعمارگر و استثمار گر نه انسان و بشر دوست!
از همون اولش هم معلوم بود
مگر انگلیس هم در شورای امنیت عضوه که چنین میگوی؟ کاش عضو بود حق وتو هم دارد
پس بگو اسرائیل چرا بی خیال آدمهاست
و حقوق بشر را نادیده میگره و مردم رو میکشه و ککاش هم نمیگزه ؟ مگر تنها انگلیس یاریش میکنه؟
آمریکا و دیگر غربیها هم پشتیبان این موجود ناقص الخلقه متعفن و غده سرطانی هستند
راستی چرا این گروه حقیقت یاب گفته اسرائیل نقص حقوق بشر کرده و مرتکب جنایات جنگی شده
چون بگویند ما هم آدمیم و اینقدر اسرائیل در غزه گند زده که هر خرمگسی هم فهمیده میخواهند قضیه را ماست مالی کنند
مثل دفعه قبل که جنایتش در غزه توسط کانادا ابتر ماند. اینبار هم طور دیگری ماست مالی میکنند.
مگر کانادا هم حق وتو دارد نه نیاز به حق وتو نیست هرکس به طریقی جنایات اسرائیل را قدر مینهد و اگر کانادا هم چیزی نمیگفت همزادش آمریکا دست بکار دیگری میزد
دسیسه که کم نیست
خب ما در این حالت کاری جز تظاهرات بر علیه اسرائیل و آمریکا و غرب نمیتوانیم انجام بدهیم
چرا ولی این روز قدس برای این است که تمام جهان یادشان باشد که اسرائیل نامشروع است و باید از روی زمین برداشته بشه تا خاورمیانه روی صلح و امنیت را ببیند.
تا این جنایت پیشگان هستند
امنیت در جهان برقرار نخواهد شد
چون حیات اسرائیل به کشتار و جنایت است
اگر اینکارها را نکند که آمریکا و انگلیس نمیتوانند هر غلطی که خواستند بکنند
اصلاً وجود اسرائیل برای همین کارها خلق شده
یعنی اگر خاورمیانه امنیت پیدا کند آمریکا ضرر خواهد کرد؟
معلومه که چنین است
در این صورت مردم کشورها متوجه سلاطین خودکامه خودشان میشوند و آنها را چپه میکنند
آنوقت آمریکا از کجا نفت مفت ببرد
از کجا تامین پول کنه
کارخانههای اسلحه سازیاش بدرد چی خواهند خورد
بگو چقدر اینها از روز قدس وحشت دارند؟
بخاطر اینه که این روز نشان میدهد که اسرائیل و افکار پلید نیل تا فرات اش بر آب است
نه اینکه به آن هدف نخواهد رسید خودش هم تحلیل میرود
پس بگو چه خبره اینروزها؟
بنام خدای کعبه
علی جان این ضربت را چرا چون دیگر ضربات در تمام جنگ ها و غزوات قبل نتوانستی تحمل نمایی
آیا نخواستی ملاقات کنی فاطمه سلام الله علیه را با پهلوی شکسته
و خجالت بکشی که سالمی!
آیا نخواستی زهرا اطهر را ملاقات کنی با بازوی ورم کرده
و خجالت بکشی که بازویت تواناست
آیا خواستی مسمار و سینه زهرا را جواب دهی
آیا.............
علی جان برای زهرا فرق شکافته هدیه بردی
که بگویی اگر تو این همه ظلم و ستم کشیدی من هم!
.
.
.
فزت و رب الکعبه از مولود کعبه برای ماندن تا انتهای عالم
چه زیباست
و چه تکرار ناپذیر است .........
ازمرحوم سید محمد حسین بهجت تبریزی( شهریار) بیاوریم شعری که هماوردی ندارد سخن او برای علی علیه السلام
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرّالله است
شب علی دید به نزدیکی دید
گرچه او نیز به تاریکی دید
قلعه بانی که به قصر افلاک
سردهد ناله زندانی خاک
دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید
کلماتی چو درّ آویزه ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت
روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوینش افطار
ناشناسی که به تاریکی شب
می برد شام یتیمان عرب
تا نشد پردگی آن سّر جلی
نشد افشا که علی بود و علی
شهسواری که به برق شمشیر
در دل شب بشکافد دل شیر
عشق بازی که هم آغوش خطر
خفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تأثیر
حلقه در شد از او دامن گیر
دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو
زینبش دست به دامن که مرو
شال می بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم
پیشوایی که زشوق دیدار
می کند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت منشق
شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
شهادت مولای متقیان علی علیه السلام بر همه مسلمین جهان بخصوص شیعیان او تسلیت باد
بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ
شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ
فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ
یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ
وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
ماه رمضان، ماهى است که قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن کتابى است که) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را مشاهده و درک کند، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد (این قضاى روزه) براى آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگى یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید ١٨۵-بقره
در پست ترمز به موضوع تقوا که هدف اصلی از روزه میباشد پرداختیم یعنی منظور از تقوا را روشن کردیم یعنی چه
در اینجا منظور نداریم که تقوا را شرح دهیم و سعی است که روی مشاهده هلال ماه و زمان روزه و اختلاف نظرهای در این مورد را کوتاه باز کنیم.
اما در مورد تقوا که پرهیزگاری بوده و خودداری فرد از انجام بعضی امور در روزه تمرین میشود آنهم از نوع قوی آن که بتوان ایستاد و انجام نداد.
مثل این میماند که بخواهیم برای یک ماشین تست صحیح کار کردن ترمز و کلاج و.. را انجام دهیم
وقتی شخص میتواند غذا بخورد و نخورد و آب بنوشد و ننوشد و .... این تمرین در مورد جاهایی که باید خودداری کند و یا اصلاً در مضیقه قرار گیرد بآسانی شخص تحمل میکند
یک شخص روزه دار در برابر سختیها و ضیقها براحتی شکسته نمیشود و برعکس افرادی که روزه نمیگیرند در این تنگناها زود کم میآورند و این موضوع غیر قابل انکار است که فرد روزه دار ، دارای مقاومت و سلامت بیشتری است و آستانه تحمل خوبی دارد.
پس اینکه ما در یک ماهی هستیم که سراسر برکت است و خیر، اضافه بر آن این روزهداری برای یک انسان ضروری است که بتواند خود را بسازد که در حیات خود شداید و سختیها را نیز پشت سر بگذارد و خسارت نخورد.
همانطور که یک خودرو به تستهایی نیاز دارد که بتواند در موقع لزوم جواب دهد و سرنشینهای خود را نابود نکند. ترمز برای خودرو این نقش را دارد که در هنگام خطر بتواند جلوگیری کند از نابودی. و امتحان و بازبینی آن و قدرت بخشیدن به آن لازم و ضروری است، تا این نقش کمرنگ و سست نشده باشد......
در آیه فوق بر خلاف ذهن بسیاری که بر وحدت در اعلام شروع ماه رمضان اصرار و ابرام دارند چنین سخنی ندارد اشاره آن بر مشاهده فرد و منطقه است و دیگران که مشاهده هلال نکنند و بر آنها آغاز ماه ثابت نشده این امر لازم نشمرده است.
شاید بر من ایراد فراوان گرفته شود این چه استدلال تفرقه انگیزی است که نمودهام و چرا؟
اما خداوند کار را براساس راحتترین راه و بهترین پیشنهاد میکند نه بر حدسیات و خوشایند ما که اگر چنین بود یک بلواشو بیشتر بود تا آنچه ما تفرقه مینگاریم.
یک مثال روشن مینماید مطلب را، شما(ما انسانها) در روی کره زمین یک خط فرضی ایجاد کردهاید که مبداء زمان است و از گرنویچ میگذرد نصفالنهار صفر و مبداء اگر در این مبداء ساعت ٢۴ باشد یک ثانیه بعد روز یکشنبه میشود دوشنبه اما درست مقابل آن ساعت دوازده (ظهر) است و روزه یکشنبه است و هنوز دوازده ساعت دیگر روز دوشنبه آغاز خواهد شد هیچگاه این اختلاف روز را شما ایراد نخواهید گرفت چرا که در هیچ کجای جهان شما انتظار ندارید ١٢ ظهر روز یکشنبه بشود دوشنبه و..... البته کمی مشرقتر از این مدار هم هنوز روز یکشنبه است و شاید ساعتی دیگر دوشنبه بشود یعنی یک فاصله چند ده کیلومتری یا مثلاً در ایران سه و نیم ساعت بعد روز یکشنبه دوشنبه خواهد شد این آیا مورد ایراد است مسلم نه
حالا چرا ما انتظار داریم سراسر جهان در یک روز مشخص اول ماه رمضان باشد و یا عید فطر باشد و بعضی روی این صورت بسیار تلاش دارند و من دیدهام علمایی هم تحت همین موضوع احکام غیر متعارفی دادهاند از جمله اینکه برای وحدت مسلمین عید باید یک روز اعلام گردد یا شب قدر ٢۴ ساعت است و روز هم شب قدر است....
کمی این مسئله را باز کنیم اصلاً این آیه قرآن را هم ملاک قرار ندهیم برای وحدت کدام مسلمان میتواند عید فطر نگیرد وقتی در آسمان هلال اول شوال را مشاهده کند، میبینید که ممکن نیست
یک مثال سادهتر بزنیم
فرض کنید شما در همین کشور خودمان ایران در سفر هستید امروز غروب در مشهد ساعت ٨ بعداز ظهر اذان مغرب است و نماز مغرب میخوانید و فردا در ایلام یا آذربایجان رفتهاید وساعت هشت هنوز آفتاب غروب نکرده و شما بخواهید باز نماز مغرب بخوانید مسلم چنین نخواهید کرد و هیچ بر این افقهای مختلف ایراد نمیگیرید که باعث تفرقه مسلمین است
یعنی اصلاً وحدت مسلمین را این موضع نمیانگارید حالا چرا روی ماه رمضان و شروع و پایان آن بر وحدت تکیه میشود بماند ولی من میگویم مبنای صحیح ندارد.
حالا بیائیم روی خود ماه مثال بزنیم طلوع ماه از مغرب شروع میشود در آغاز ماه و طلوع ماه در آخر ماه از مشرق و غروب آن هم مشرق میباشد.
و تنها طلوع و غروب کامل ماه در نیمه ماه است که از مشرق طلوع و در مغرب غروب میکند
در هنگاه آغاز ماه طلوع قمر در روی سطح زمین از نظر انسان بصورت یک هلال کشیده است که هرچه به مشرق میرویم به دو سوی زمین کشیده شده و سطح بیشتری را شامل میشود
مثلاً وقتی هلال ماه در مکه آغاز ماه است میتواند در ایران و یا قسمتهایی از آفریقا مشاهده نشود در عوض در چین و یا مالزی و اندونزی را شامل گردد البته این یک مثال است و دیگر کشورهای مغرب مکه فرض است که پشت ماه قرار گرفته و روز بعد طلوع ماه را خواهند داشت. این مرز بین کشورهای شرق و غرب هم نقطه مقابل ماه میباشد که روز بعد را مشخص خواهد کرد و گرنه مفاهیم غرب ماه و کشورهای شرقی مفهوم پیدا نمیکند.
پس اکنون سه نقطه را در نظر میگیریم نقاطی که داخل هلال طلوع هستند آغاز ماه را دارند
نقاط مغرب منطقه و خارج از هلال و نقاط شرق نقطه طلوع مکه و خارج هلال که طلوع ماه را نخواهند داشت
این مناطق روز بعد ماه برایشان طلوع کرده و از محاق خارج میشود
میدانیم که با طلوع هلال اول ماه هر روز نزدیک ۵٠ دقیقه طلوع ماه زودتر انجام میشود و اندازه هلال هم بزرگتر خواهد شد(٣۶٠ درجه تقسیم بر ٣٠ روز میشود ١٢ درجه)
تذکر:
پس برای اینکه بهفیم چندم ماه است دو مبنا وجود دارد
١) اندازه هلال که همه به آن توجه داریم
٢) میزان بلندی ماه فاصله ماه تا غروب هرچه این زمان بیشتر باشد روزهای بیشتری از ماه گذشته است
مثلاً امشب اگر شب چهارم ماه رمضان باشد حداقل تا غروب ماه باید ٣*۵٠ دقیقه = ١۵٠دقیقه بیش از دو و نیم ساعت(با در نظر گرفتن شروع ماه که اگر حدود ٢٠ دقیقه یا نیم ساعت بعد از غروب آفتاب ماه طلوع کند نیز قابل دیدن است چنین محاسبه تقریبی در نظر گرفتهایم باید ماه در آسمان باشد و بعد غروب کند
حالا با دانستن این نکات خیلی از مطالب را میتوانیم فهم کنیم
قرآن این دو مبنا را که هر انسانی از دانشمند تا عادی و حتی کشاورز و چوپان هم برایش قابل فهم است استفاده کرده و دستورات شرع را داده است. حتی خورشید هم چنین مبنایی در اختیار قرار نمیدهد
اگر اعمال شرع با وضعیت قمر گره خورده است و در قرآن هم اشاره شده بعلت سادگی و همهگیری ، جهانی بودن آن است و احتیاج به وسیله هم ندارد
در آیه ١٨٩ بقره همین معنی رامنظور میدارد که سبب هلال ماه برای زمانهای اعمال و دستورات شرع و حج میباشد
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ
وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى
وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَبِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
(ای پیامبر) درباره (حکمت) هلالهاى ماه از تو سؤال مىکنند، بگو: براى آن است که مردم اوقات (کارهاى خویش) و زمان حج را بشناسند. (اى پیامبر به آنان بگو:) نیکى آن نیست که (در حال احرام حج،) از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که تقوى پیشه کنید و از درها وارد خانهها شوید، از خداى بترسید، باشد که رستگار شوید.
پس این ادعا که باید روز عید یکسان باشد یا شب قدر مفهومش همانقدر بی اساس است که برای وحدت بخواهیم در یک ساعت همه نماز صبح بخوانند هرچند که شب باشد.
آنچه که شارع دستور داده وحدت در انجام اعمال و همدلی و همراهی و... است و اینکه در اصول و انجام امور ما یکسان عمل کنیم نه اینکه حتماً در یک روز خاص عید بگیرید و چنین مواردی نیست.
حکم خدا بر آسانی و همه فهمی است نه قواعد محاسباتی سخت من درآوردی. چگونه میتوان کاری را در غیر محل آن انجام داد؟ سوالی است که من از این افراد وحدت ساز(گو) است هر چند میدانم که اصل وحدت در این موارد نیست.
من یک نمونه ارائه دهم فرض کنید حاکم شرع که حکم آن برای ما مسلم است فردا را روز آخر ماه رمضان اعلام کند در همان زمان شما غروب هلال اول ماه شوال را رویت کنید فردا برای شما چه حکمی دارد یا دو مرد عادل فردا را آخر ماه رمضان بگویند ، مسلم فردا برای شما ثابت شده که عید فطر است پس حداقل این است که بر شما فردا روزه حرام است هرکس هرچه گفته بر شما تصدیق ندارد اصلاً عقل هم به شما چنین مجوزی نمیدهد.
میبینید که حکم قرآن بر شما رویت است در درجه اول و مبانی بعدی برای عمل شما در رتبه بعد قرار دارند هرچند که بر شما است که اطلاع رسانی کنید در حد توان و بخصوص برای حاکم شرع ولی حق تفرقه و ... ندارید اما شما در اینجا نمیتوانید بر احکام و دستورات ثانویه باشی و به آنها عمل کنی.
آیا شما حق داری در صورت رویت ماه رمضان روز بعد را روزه نگیرید مسلم چنین حقی بر شما نیست حتی اگر بر حاکم شرع این امر ثابت نشود و فردا را ماه رمضان اعلام نکند ولی شما باید عمل به حجت خود که رویت بوده کنی.
در ضمن بعد از گذشت سی روز از شروع یک ماه روز بعد ماه نو شروع شده محسوب میگردد اینه بحثها بیشتر برای خود روز سی است که اول ماه است یا آخر ماه.
در این مورد سخن زیاد است که در آینده به امید خدا بیشتر خواهیم پرداخت شما هم اگر مواردی بنظرتان میآید یا سوالی دارید بپرسید خوشحال خواهم شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن ...
ماه رمضان است که در آن فرو فرستاده شد قرآن...

وچه ماهی است ماه رمضان
ماهی برای رفتن به میهمانی
میهمانی آفرینده و خالق
خالق خود و غیر خود
هرچه که فکر کنی
و هرچه نتوانی تصور نمایی
ماهی بزرگ
ماهی پر از خیر و برکت
ماهی که راه رفتن و سکوت و خواب در آن ثواب نوشتهاند
این نه یک شوخی است و نه یک طنز
واقعیتی است خارج از تصور ما
ماهی برای فراهم شدن و فراهم کردن
فراهم کردن برای منزل آخر که دگر منزلها مجازی است
فراهم شدن برای گزینش بهترین
باید راه درست را پایید
باید دید
باید انتخاب کرد
ماه انتخاب راه از بیراهه
راه از کور راهها
این تو و این راه روشن
طی کردن نه سخت است نه ناممکن
بل سخت مینماید و نشدنی
وقتی وارد شوی هم آسان است هم شدنی
و هم راحت قابل طی کردن.
بسم الله الرحمن الرحیم
یا علیُّ یاعظیم 
یا غفور یا رحیم
انت الربُّ العظیم
الذی لیس کمثله شی
و هو سّمیع البصیر
و هذا شهر عظّمته و کرَّمته و شرّفته و فضّلته علی الشهور
و هو الشّهر الذی فرضت صیامه علیّ
و هو شهر رمضان الّذی انزلت فیه القرآن
هدی للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان
و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیرا من الف شهر
فیاذالمنّ و لا یمن علیک
مُنّ علیّ بفکاک رقبتی من النّار فیمن تمن علیه
و ادخلنی الجنه
برحمتک یا ارحم الراحمین.
ماه رمضان ماهی است که انسان در آن بخشیده میشود.
ماهی است که دعا در آن اجابت میشود.
به احترام نزول قرآن.
ماه رحمت و برکت است.
پس بعد از هر نماز یومیه بخوانیم دعای سفارش شده بالا را
و از خدا بخواهیم که ما را مورد لطف و غفران قرار دهد.
ای پوشاننده عیبها
ای نهایت مهربانی٬ ما را آن ده که آن به.
ای ستار العیوب٬ بپوش سیرت و صورت پر از عیب ما را در این دنیا و آن جهان.
ای بی نهایت از ازل تا ابد٬ عاقب بخیر؛ به آن سرای ابدی بفرست ما را.
ای اشدترین قهار٬ راهی پیشمان نه که هیچگاه به قهرت منجر نگردد.
ای اولاترین خالق٬ در سرشت من خلق کن مهربانی را لطافت را٬ خلاقیت را٬ توانایی را٬ شعور را٬ بودن را٬ شدن را٬ علم را.
ای همیشه رهنما٬ مرا از ظلمت رهایی ده؛ مرا راهنمایی کن فقط ! در راه خودت.
این بهترین و شیرینترین راه.
سپاسگزارم از مناجات اولیاءات.
ماه شعبان است ماه پیامبر ماه لطف و رحمت
پس بسیار استغفار کنید و طلب آمرزش و عف نمائید
استغفرالله و اتوبه الیه بسيار بر زبان آريد در اين ماه شعبان و رمضان و رجب.

يا نور اول و آخر
هنوزم در دیده کمی حایز باید شد کمی خاک تر از عمق
چسبیده سقف آسمانی به دشت بلند کمی تر شده ابرهای سفید
رسیده شهر در شهر ترکیده توپ بازی در میانه زمین سبز
کفترها در پرواز خود بر بامهای گنبدی، کاه گلی صورتی
سبوی آبی در دستان برای سیراب کردن زمین های تشنه زرد
در جهتی کمال یافته برای بیداری یک امت سراسر در تاریکی
از آزادگان همین رفته و آمده برای حریت بخشی امت
در باغچهای پر گل برای بچههای تنها نشسته یاور و مونس
سخت شکسته بستهای چهار سوی دلهای تشنه داد
صدایی که گلوی بغض کرده فریاد میزند که باز شوید
ندایش را میشنویم فکر پیش آنرا نمودهایم آزاد وار
رها میشویم پاک و طاهر چون طایری در هوای آبی
غم نمیخوریم چون استواری او را داریم یک قدم نیست عقب
روز،بروز روشنتر دیدی باز چون چون عقاب تیزبین چیتی
گفتاری صالح و ساده
نمودی پاک و طاهر و فروزنده
روشنی بخش همه ملتها
بنام رب سبحان
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُکُمْ وَأَوْلَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
و بدانید که اموال و فرزندانتان آزمایشى هستند(برشما) و البتّه نزد خداوند (براى کسانى که از عهدهى آزمایش برآیند)، پاداشى بزرگ است.
٢٨-انفال
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِى الْأَمْوَ لِ وَالْأَوْلَدِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَنُ إِلَّا غُرُوراً
و (اى شیطان!) هر کس از مردم را مىتوانى با صداى خود بلغزان و نیروهاى سواره و پیادهات را بر ضدّ آنان گسیلدار و در اموال وفرزندان با آنان شریک شو و به آنان وعده بده، و شیطان جز فریب، وعدهاى به آنان نمىدهد.
۶۴-اسراء
سخرانی رهبری در روز مبعث که اشاره درستی به قاضی بودن خودمان بود که ما باید قاضی خودمان باشیم.
و اینکه هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
درسهای بزرگی است که انسان از گذشته و حال میگیرد
چقدر امتحان سخت است وقتی انسان باید از خود بگذرد بخصوص وقتی خیال کند که خیلی مهم و بزرگ هم هست
چقدر سخت است امتحان انسانهای مهم و نخبه و بقول خودشان عقلا.
عقلا همانقدر که مهم هستند همانقدر هم باید امتحان محکمتر و شدیدتر پس بدهند آنهم در جایی که خودشان فکر نمیکنند دارند امتحان پس میدهند.
و چقدر بد است که انسان حتی یکی از این امتحانات را خوب پس ندهد
آنوقت متاسفانه یک سال و یک قدم عقب نمیافتد بلکه سقوط! میکند.
آنهایی که خود را شیوخ مینامیدند
آنهایی که خود راعقلای مردم میدانند
سیفالله هم امتحان میدهد،
عمار بی کس هم،هم
چقدر از این امتحانات سربلند بیرون میآیند و چه کسانی!
مردم شما را انتخاب نکردند که رئیس جمهور شوید
چرا نمیتوانید این مطلب را قبول کنید این واقعیت را همانطور قبول کنید که در گذشتهها همین مردم شما را انتخاب کردند، آیا وقتی شما را انتخاب کنند مردم هستند وقتی شما انتخاب نشوید مردم دیگر مردم نیستند؟! دیگر اعتماد ندارند دیگر کشور بحرانی شده.
پذیرش حقیقت در این مواقع مهم است. روز امتحان است ،رد نشوید!
که عقب نمیافتید، سقوط میکنید!متاسفانه!!
شما چرا راه خود را برعکس مردم انتخاب میکنید؟
آنهایی که برای هوای نفس سخن گفتند
و حتی کار کردند
اینها به مقصد نمیرسند
من نمیدانم چرا؟ ولی این یک سنت غیر تبدیل حق است.
آیا نامزد شکست خورده انتخابات دور قبل دشمنیاش با دولت برای خداست یا هوای نفس ؟!
نمیدانم ، مردم خود میدانند و خودشان هم قضاوت کنند.
آنهایی که دور آنها حلقه زدهاند برای حق است این حلقهها و دوستیها یا برای هوای نفس
خودشان اگر قضاوت کنند جواب خواهند گرفت.
آنهایی که با کفش نماز جمعه میخوانند برای خداست یا....
آنهایی که رادیوهای بیگانه برایشان دستورالعمل شرکت در نماز وحدت بخش صادر میکنند آیا برای وحدت و خدا میآیند
آیا صاحبان تریبون برای آنها از چی میگویند که این تریبون را مالکند
باز همان رادیوها همان دشمنان تابلودار ما این حقایق را باز میگویند
احسن گفتن دشمنان بهترین گواهاست که ما برای حق گفتیم یا هوای نفس.
امتحان برای بزرگان خیلی سخت و جدی است.
آیا نامزد شکست خورده دهمین دوره رئیس جمهور برای خدا چنین سینه چاک داد؟
آیا برای حق چنین رهبر فتنه شد؟
در شکم! درشک!
بنام خدای سبحان
اتفاقات اخیر که بعضی دم خود را به اجنبی(بیگانه نو) وصل کردند و میخواهند هم مملکت و هم دین ما را بفروشند مرا به یاد نسیم شمال همان مرحوم اشرفالدین الحسینی انداخت که مدیر آن جریده( نسیم شمال ) بود

خوش خبر باش ای نسیم شمال
که بما میرسد زمان وصال
یا
میشود این بکام اهل ایران ای نسیم
مینماید شادمانی هر مسلمان ای نسیم
آفتاب معرفت گردد درخشان ای نسیم
نورباران میشود این شهر تهران ای نسیم
هرچند که از آن سالها بارها این شهر تهران نورباران شده و بارها مورد بیمهریهای مختلف قرار گرفته و در این انتخابات هم عدهای با اغتشاش و ختلالهای بی مورد و با و بدون اوباش شهر را برای چند روزی مورد تاخت خود قرار دادند و کمی کام مردم این شهر را تلخ کردند ولی باز این شهر نورباران خواهد شد.
وقتی رادیو فردا ارگان رسمی سیا و بی بی سی ارگان روباه پیر و صدای آلمان و صدای آمریکا(همه اجنبی از نوع خبیصاش) یکجا از این آشوبگران حمایت میکنند این ترانه مذهبی از آن مرحوم کمی احوال این جریان را نشان میدهد
اجنبی شد حملهور بر مذهب و آئین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای جوانان وطن الیوم یوم همت است
ای هواخواهان دین امروز روز غیرت است
میرود ناموس آخر این چه خواب غفلت است
دشمن بیگانه آمد برسر بالین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای جوانان همتی این موقع جنگ است جنگ
زندگی با این مذلت بهرماه ننگ است ننگ
عرصه برما اهل ایران بعد از این تنگ است تنگ
زانکه کافر میدهد هم غسل و هم تلقین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
حکم آیات نجف گردد صادر الجهاد
امر قطعی گشته صادر از مصادر الجهاد
تا شماها یک نفر هستید قادر الجهاد
میکند مام وطن هرساعتی نفرین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
اولاً حکم جهاد از خط آیات آمده
ثانیاً از شهرها هم تلگرافات آمده
ثالثاً هر سو پر از قزاق و سالرات آمده
رشت ما تهران ما تبریز ما قزوین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای سپهر کج روش آن شمس نورانی چه شد
عالم ربانی و مولای روحانی چه شد
نور مطلق آیت الله خراسانی چه شد
آه و واویلا که غایب گشت شمسالدین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
مالک این آب و خاک و مملکت ملت بود
تاج گیر و تاج بخش سلطنت ملت بود
صاحب قدر و رفیع و منزلت ملت بود
شد وکیل پارلمان هم تابع و تعیین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
کیست ملت دسته دهقانیان رنجبر
کیست ملت فرقه بازاریان خونگرم
کیست ملت جوقهی صنعتگران باهنر
زین جماعت شد هویدا زینت تحسین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
آنکه دولت را از این ذلت رهاند ملت است
آنکه کشتیرا سوی ساحل رساند ملت است
آنکه سلطان را سر مسند نشاند ملت است
شاهد احساس ملت دیده خونین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
فرقهی روحانیان در اصفهان داده قرار
پنج تن عالم شود از هر دیاری اختیار
جملگی گردند بر معصومه قم رهسپار
تا شود فکری برای رفع این توهین ما
ی دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
ای دریغا ریخت دشمن زهر قاتل در ایاغ
ای دریغا گشت خاموش از همه ایران چراغ
این سخن میگفت گل با بلبل در صحن باغ
سوخت از عشق وطن این اشرف مسکین ما
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
بنام ایزد منان
شهیده حجاب " در مصر تشییع شد
من هم این دو را قابل جمع نمیبینم
ولی میشود روی همین مطلب کمی دقت کرد این زن چگونه به شهادت میرسد
زنی مصری مروه الشربینی با همسر و فرزند سه ساله خود برای دفاع از پایاننامه دکتری خود در آلمان بسر میبرد او چند وقت قبل در پارکی در آلمان با مردی آلمانی روبرو میشود که او را تروریست و .... میخواند و سپس حجاب او را از سر او میرباید و زن با شکایت مرد را محکوم میکند
هفته قبل دادگاه استیناف(شاید تجدید نظر) تشکیل میشود در این دادگاه محکوم با چاقو به جان زن میافتد و او را میکشد.
اگر این دادگاه و پلیس (مظلوم !!؟؟)و همه دیگر شاهدان را بیطرف بدانیم مرد ضارب باید در اولین ضربه چاقو بوسیله دیگران مهار میشد خب نشده در دومین ضربه باید این اتفاق میافتاد اما ایشان با کمال آزادی با هیجده ضربه به شهادت میرسد مقتوله را!!
حالا همسر او هم که برای مانع شدن از این درگیری پا در میانی میکند بوسیله پلیس (ضدانسانیت) نژادپرست آلمان مورد حمله قرار گرفته و با حال وخیمی که دارد احتمالاً او هم جان درستی بدر نخواهد برد بخصوص که دکترها هم مثل پلیس(نژاد پرست) تشریف داشته باشند.
همه اینها را کنار هم بگذارید و نتیجه بگیرید که غرب دارای تمدن است دارای آزادی است مدافع حقوق بشر است.
اصلاً غرب مدعی دفاع از کدام بشر است. میخواهیم با هم یک کم آنرا مرور کنیم.
این واقعه را ببرید چند سال قبل و یک مقایسهای با قتل زهرا کاظمی داشته باشیم به جوانب دیگر موضوع خیلی وارد نمیشویم فردی در پوشش خبرنگار به جاسوسی و عکسبرداری از مناطق ممنوع پرداخته دستگیر و با ضربه نامشخص از طرف فردی که برای جنجال آفرینی و آتو دست دشمن دادن و ایجاد اغتشاش کردن بوسیله غرب اجیر شده کشته میشود
بیش از یکسال رادیو فردا ، بی بی سی و دیگر را که باز میکردی ممکن نبود که از او نگویند تفسیر نکنند با معندهای نظام جلسه نداشته باشند.
بخدا اگر شما از این رادیوها یکبار اسم این زن مصری را شنیدهاید به من آدرس بدید ممکن نیست.
یادتان هست در همان زمان کشور کانادا روی همین خانم چقدر گرد وخاک بپا کرد و تا جایی که چندین شکایت به مجامع زد انسانی مدعی حقوق انسان برد یا حتی میخواست سفیرش را ببرد و ....
اما پلیس کاندا در همان زمان یک جوان ایرانی را به نام خیال کنم تابش در یک پارک شهر هدف گلوله قرار داد و در دادگاه هم محکوم نشد! به جهنم مگر ایشان انسان بود؟ فقط کسی که برای غرب دم تکان بدهد انسان است و مدعیان مدافع حقوق بشر برایش فقط سروصدا را میاندازند همین.
فقط بلدند از پیراهن عثمان علم بلند کنند. و اهداف پلید ضد انسانی خود را پیش ببرند همین!
راستی جمعه گذشته ١٢/۴/٨٨ میدانید چه مناسبتی داشت
بله یک فروند هواپیمای جمهوری اسلامی بوسیله موشک ناو آمریکایی با ٢٩٠ نفر سرنشین خاکستر شد.
اشتباهی بود! این جواب جنایتکار بود برای توجیه!
خب شما هم بگوید اشتباهی بود اولاً ناو مزبور سی مایل با ۶٠درصد تخفیف ٣٠کیومتر در آبهای ساحلی ما وارد شده بود یعنی تجاوز
دوماً هواپیمایی ایرانی در خط بینالملی مشخص خود در حرکت
سوماً هیچ نشانهای از حمله برای ناو وجود ندارد
چه جای اشتباه که فرمان شلیک داده میشود
غیر از اینکه روسای جنایتکار آمریکا فرمان را صادر کردهاند تا ایران نتواند صدام را در جبههها به خاک سیاه بنشاند
از این غرب چهها که ندیدهایم
راستی اگر کسی را که چنین اشتباه فاحشی را انجام بدهد باید باهاش چه برخوردی کرد
باید یک درجه از آن نشانهای ژنرالیش کم کرد! اما آقای راجرز از دست روسیاه آمر نشان شجاعت دریافت میکند
این یعنی دستت درد نکند که چنین جنایتی انجام دادی این یعنی ایرانیان و کسانی که در این واقعه شهید شدن آدم و بشر نیستند که حقوق داشته باشند
حقوق بشر باید در راه اهداف آنها باشد.
راستی که باید طور دیگر نگاه کرد این چیست که همیشه نگاه مثبت به غرب داریم.
غرب پر است از وحشی گری یعنی آخر ددمنشی.
آمریکا را بیاد آورید یک مشت یقه سفید اروپایی میریزد در یک قاره دیگر و با افتخار بومیان را میکشند در بند و برده میکنند
و سخن از حقوق بشر هم دارند مدعیان دروغین حقوق انسان.
کو و کجایند بومیان نجیب قاره جدید؟ راستی که گذشته این مدعیان واقعاً افتخار آمیز است؟!
تا همین دهه گذشته انگلیسیهای استعمار گر در کشور آفریقای جنوبی یک اقلیت سفید پوست که از نظر جمعیتی نمیتوانستند حتی بیش از انگشتان دست نماینده به مجلس بفرستد یک حکومت نژادپرست آپارتاید تشکیل داده و جمعیت حداکثری این کشور را دربند کرده و هرنو ظلمی که میتوانستند اعمال میکردند و همه غرب پشتیبان آنان بود و هیچ کس برای این مردم حقی قایل نبود یک سیاه از جان گذشته بنام نلسون ماندلا آنقدر مبارزه کرد و در زندان ماند تا توانست یک نیم بند دمکراسی یعنی رای دادن را به مردم بدهد آنموقع چگونه این عده قلیل چنین بر مردم حکومت میکردند و اصلاً دمکراسی را کشته بودند و انگلیس از این قلیل ظالمان هم جنس خود پشتیبانی میکرد و نعره حقوق انسان هم سر میداد.
این غرب است و این یک از میلیاردها نوع حقوق انسانی که دارد.
راستی که باید به غرب مدال رعایت حقوق بشر داد!!!!!!!
الجزایر را بیاد آورید همین چندین سال اخیر بود که یک حزب اسلامی اکثریت را در یک انتخابات بدست آورد و همین فرانسه یک کشور که خیلی ادعای آزادی و دمکراسی دارد
با یک کودتا حاکم دست نشانده را به جای اکثریت قرار داد و هنوز که هنوز است این ادامه دارد این یعنی دمکراسی غربی هرجا که اکثریت بدست مردم هست غرب باخته پس همان به که نباشد!
این کشور همسایهاش مصر یک حاکم دارد که حسن(نه)،(نا)مبارک که کاملاً اسرائیلی آمریکایی است و دیکتاتور رای مردم فقط باید او باشد ولی هیچ کس کارش ندارد همین الان این آقا درگیر این ژرونده است با احتیاط عمل میکنه که غرب شاخش نزنه، آیا امروز مصر دارای دمکراسی است غرب او را در همه جا پشتیبان است چرا نباشد منافعاش با او تامین است.
عربستان که دیگر مهد دمکراسی است یک خانواده وهابی انگلیسی بر مردم حکومت میکند اصلاٌ مردم نمیدانند رای چیست قویترین پشتیانی از طرف آمریکا با او میشود چرا؟
چون پول نفت این کشور یا خرج یک عده سلطان میشود یا اینکه کامل در جیب کارخانههای اسلحه سازی آمریکا میشود یا سرمایه در آمریکا میگردد این حکومت چون منافع آمریکا و اسرائیل و سیاستهای اورا تامین میکند مردمسالار است ولی ایران چون به منافع مردم ایران کار دارد نه آمریکا مردم سالار نیست! به این میگویند حقوق انسان!
بجای آن باید گفت منافع غرب! تا منافع غرب باشد حکومت و نوع آن کشک وقتی که اینها نباشد (گرز) حقوق بشر و انسان هدر شده است! و باید بر آن مردم وارد آید.
فرانسه یک گروه تروریست و انسانهای گروه منافق را در خود جای داده است همانها که مردم کوچه و بازار را کشتند همانها که بهترین مردان این خطه را سوزاندن رئیس جمهور رجایی و باهنر و بهشتی و 72 تن نماینده مردم یک کشور را در آنجا لانه کردهاند هروز با پول همین کشور و دیگر غربیها تظاهرات میکنند دم از حقوق مردم ایران هم میزنند اینها مریم رجوی و رجوی هم برای ما مردم شناس شدند برای یک عهده آشوبگر خیابانی و اخلال گر حق قائل هستند شما که اینقدر حقوق دان و حقوق شناس هستید در ایتالیا گروه کشورهای جی هشت جلسه دارند
یک عهده مخالف سیاستهای یکجانبه گرایانه که فقط چند کشور برای جهان مرز و فرض تعیین کنند و قانون بتراشند و بر مردم ظلم روا دارند تظاهرات میکنند
اینها که مال خود غرب هستند چرا پلیس شما آنها را به رگبار میبنند چرا زندان میکند چرا بعنوان آشوبگر روی آنها گاز اشکآور ول میکند مگر اینها با تظاهرات کنندههای ایرانی متفاوت هستند
چه روزگار غریبی هست و بوده و خواهد بود!
تظاهرات کنندههای کشور خودشان را آشوبگر مینامند و سرکوب میکنند آشوبگران در ایران که ساخته خودشان هستند را و بانکها و خانههای مردم و اتوبوسهای عمومی را آتش میزنند را مردم مینامند(تظاهرات کننده های عادی که از نتیجه رای ناراحت هستند را باید یک حساب دیگر برایشان باز کرد اینها این کارها را نمیکنند)
ببیند فرق از کجاست تا کجا!..... معیارها چقدر مخالف هستند... چرا؟
با ابنهمه بیقانونی خود را صاحب قانون میدانند
خود را صاحب جهان میدانند؟
مگر جز این است که پنج کشور حق وتو دارند
این حق یعنی چی؟
جز این است که ما باید برای دیگران تعیین تکلیف کنیم
نتیجه این حق این است که عدالت در زیر چکمه نظامی آمریکا و اسرائیل نابود شود.
مصر در بدترین شرایط مردم غزه گذرگاه رفح را مسدود کند تا یک عهده زن و کودک فلسطینی از پای در آیند چرا که حسن(نه) نا(مبارک) دست نشانده غرب بتواند پشتیبانی خود را از آمریکا و غرب و اسرائیل آدم و زن و کودک کش نشان دهد
اسرائیل در جنگ 33 روز و 22 روزه بر سر مردم لبنان و غزه انواع بمبهای فسفری و شیمایی و غنی شده ریخت هیچ دول مدعی حقوق بشری او را محکوم کرد فقط مردم این کشورها تظاهرات کردند که خیلی از همین مدعیان حاکم به مردم حق تظاهرات هم ندادند
یا کشورهای دست نشانده آنها مثل مصر و عربستان تظاهرات را به بدترین شکل سرکوب کردند و افراد زیادی را به زندان فرستادند
کدام کشور غربی بر این اعمال خرده گرفت یک نشان بیآورید اگر دیدهاید
آیا اخبار رادیو فردا و بی بی سی در این رابطه را شنیدید که کودکان کشته شده و زنان نفله شده را نمیدیدند
آیا گریه رئیس صلیب سرخ جهانی را که در جلو دوربین نتوانست یادبیآورد جنایت را و سکوت کند را ندیدید
آیا اسرائیل محکوم شد
بسرعت همه چیز ماستمالی شد رفت
حقوق بیحقوق!
بشر بی بشر!
بشر و انسان یعنی منافع غرب همین
حق رای دیگران و نظر دیگران اگر نفع آنها باشد باشد اگر نه هفت سال سیاه نمیخواهند باشد به بدترین شکل ممکن با همین ابزارهای بنام ان جی او و ... دیدبان حقوق بشر و... کمیته فلان و.... سرکوب و به بایگانی سپرده میشود
این حقوق انسان در غرب است.
این از نوع حمایتی که از حکومتهایی چون اسرائیل کودک کش و مصر مستبد و عربستان مستبد و وهابی میکنند
همین عربستان آیا در دید غرب نیست که چگونه یک اقلیت شیعه و حتی سنی غیر وهابی چهها که نمیکند
حتی مساجد آنها را دارد با خاک یکسان میکند
آنها را از منازلشان بیرون میکند
اینها رعایت حقوق بشر میکنند
ما که در فقط ده انتخابات رئیس جمهوری شرکت کرده و آزادانه انتخاب کردهایم حکومت مردم سالار نداریم
غرب انسانها را چی فرض کرده است؟
شما بگویید؟
جهان دارد به کدام سو میرود
جنایت چیست؟
مداخله چیست؟
آیا این روسای کشورهای غربی که از آشوبگران و اخلال گران پرورده خود در ایران پشتیبانی میکنند مداخله در امور داخلی ما نمیکنند.
اینکه چندین ماه قبل از انتخابات انواع جاسوس و آشوبگر برای آموزش بین کشور و آنها رفت آمد و رد و بدل میشود اینها دخالت نیست
دخالت چیست؟
اینکه ایران میگوید فلسطینیها باید در یک انتخابات سرنوشت خود را تعیین کنند.
اینکه چرا جنایت در آلمان و غرب صورت میگیرد و تاوان آنرا باید شرق و مردم مظلوم فلسطین بدهند؟
اینها دخالت نیست
ولی رادیوهای این کشورها هر طور که دوست داشته باشند شرایط را تفسر به نفع خود کنند و همه را دوستدار آنها اینها نمونههای کوچکی از غرب مدعی است
غربی که جز وحشی نام دیگری برازنده او نیست.
اگر شیرن خان عبادی یکبار از این زن دفاع کرد و آلمان را مقصر دانست شما به او آفرین بگوید
همین کسی که از غرب میخواهد ایران را تحریم کنند
چون مدال افتخار بندگی خود را به غرب نشان داده است و گرفته است
شما پرونده نوبل گرفتههای صلح را بخوانید همانهایی این افتخار را نسیب خود کردهاند که حقوق بشر غرب را ورد زبان خود کنند و فرمانبر غرب باشند
وگرنه این جایزه به این آسانی دست یافتنی نیست.
چند بار شیرن عبادی از عربستان بخاطر اعمال زد انسانی شکایت کرده؟
چند بار به غرب برای حق وتو اش ایراد گرفته؟
چند بار جانباختگان هواپیمای ایران را دارای حق زندگی دانسته؟
چند بار کودکان شهید شده فلسطینی را یاد کرده؟
چند بار اسرائیل را بخاطر استفاده از فسفر و اورانیوم سرزنش نموده؟
اگر سراغ دارید بگوید شاید ما هم ملتفت شویم!
،،،،،،،،،،،،،،،،،،حقوق و بشرغرب، یعنی منافع غرب، واسلام،،،،،،،،
بنام خالق ماه
شاید یک یادی از آنچه که در پیش رویمان است و قدر بدانم و ارزان از دست ندهیم.
روایتی است از پیامبر اعظم(ص) که ماه رجب ماه علی(ع) است و شعبان ماه من و رمضان ماه خدا.

حالا ما وارد ماهی شدهايم که در اعمال آن بخصوص روزه ثواب فراوان است.
حتی سه روز روزه در این ماه بهشت را واجب میکند.
امیدوارم در شهر علی(ع) آنچنان وارد شویم ؛ دلشاد.
و چنان عمل کنیم؛ خواست پیامبر و اولیاء خدا.
و چنان خارج شویم؛ دست پر.
و از شهر پیامبر هم٬ هم ....
........
و آماده شویم تا وارد شهر خدا شویم.
چون این شهر شهری است بسیار مبارک وارد شدن
آن هم اسباب و اثاثیهای میخواهد که در این دو شهر
قبلی باید تدارک دید.
آماده شو که شهر اول را از دست ندهي و شهر دوم هم در راه است.
بنام ایزد یکتا
شهید آیةالله محمد صدوقی مردی از دیار دارالعباده یزد که پا به پای امام حرکت کرد و مبارزه را به انجام رسانید
و در آخر جان در راه اهداف بلند اسلام فدا کرد.
وزارت دفاع ملی
سازمان جغرافیائی کشور
اداره جغرافیائی
بنام:
فرهنگ جغرافیائی
آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران
انار
جلد94- چاپ یکم
برگ NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)
البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است) میباشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط میتوان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا میتوانیم پیدا کنیم. لذا این مجلد کتاب شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است. دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد شهرستان انار بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه ٤١الی٤١ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسمالخط کتاب به من نمیخورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را میآورم و علل آنرا بررسی میکنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.
اما رسول آباد در این کتاب:
رسولآباد RASULABAD
ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان
طج(طول جغرافیایی) َ23 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 48َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1395متر.کویری، گرم خشک، در 17 ک م(کیلومتری) جنوب خاوری انار،
جمعیت: 13 خانوار
زبان:فارسی
دین:اسلام ؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی،باغداري و فرشبافی؛ فرشها با طرح کاشانو اصفهان.
کشت:آبی؛ آب از چاه ژرف.
فرآوردهها: گندم؛يونجه؛پنبه؛ پسته .
رستینیها: درختان اسکنبیل؛گیاهیاني چون شيرين بيان برای كاربرد دارويي.
مردم آبادی از دبستان روستای حسین آباد بهره میگیرند و وابسته به شرکت تعاونی روستایی و خانه انصاف آ بادي نامبرده هستند.
بسم رب شهدا
آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل آن ناچيز است، مظلوميت ايشان در اين كشور بود... حضرت امام خمینی(ره)
خاطره1: نزدیک دو ماه قبل از شهادت آیةالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی.
مسجد بیاض انار، اذان ظهر است ماشین سواری پیکان با چهار سرنشین ميایستاد .
سرنشینان پس از وضو در مسجدی که کنار جاده است و تعداد انگشت شماری از اهالی نشستهاند و طبق معمول در حال صحبت تا برای نماز فرادا ظهر و عصر، اما با وارد شدن این عده جدید که یک آخوند هم همراه دارد نماز جماعت برقرار میشود البته با نماز شکسته امام. پس از نماز یکی از پیر مردها متوجه میشود که فرد مورد نظر از تلویزیون دیده است. به دیگران میگوید اما تا بخواهد بیشتر از این کسی خبر دار گردد و شناختی حاصل آن چند نفر رفتهاند. شب اهالی روستا فهمیده بودند که آخوند ظهر همان دکتر بهشتی است که تمام دستگاه تبلیغاتی او را متکبر کاخ نشین کسی که دشمن مردم مستضعف است و ماشین آخرین سیستم دارد و هزار تهمت دیگر که بوسیله منافقین و دستگاه استکباری غرب و ... در حال پخش و مردم هم بیشتر باورشان شده بود که واقعاً بهشتی چنین است چرا که :
خاطره ۲: جلسه ای در یک شهر دور افتاده همین استان برقرار است یکی از دوستان گفت که در آخر جلسه به ایشان گفتم: چرا اینقدر در روزنامه ها و .. از شما بدگویی میکنند بخصوص بنیصدر و ... چرا جواب نمیدهید ایشان گفتند: اگر من بخواهم به جواب این دروغها برسم(جواب دهم) هیچ موقع به این کشور و مردم که برایش انقلاب کردیم نخواهم رسید.
امروز روزی است که چهره ها اشکار می شود و مردم عادی متوجه میشوند که چه خدمتگزاری را از دست دادهاند که او مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان شد.
وقتی که فرمود آمریکا از ما متنفر باش و از این تنفر بمیر تکلیف را مشخص کرد. که این خاری نیست در چشم مستکبران که به آسانی بشود بیرون آورد.
و چنین بود که همه دشمنان خارجی و کوردلان داخلی با هم شدند و او را که سد راهشان بود بر داشتند ولی یک ملت را در مقابل خودشان قرار دادند تا ابد٬ چرا که بهشتی یک ملت برای ملت و این وقتی درک شد که او دیگر نبود.
مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی 
آیة الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی كه به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. شهید بهشتی پس از اخذ دیپلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دكترای این دانشكده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز كرد و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان ایجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. درهمین رابطه كانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری كرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تاسیس كرد و به كمك جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقاتی پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت " ساواك" از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبیعی ناشی از اصالت فكری و عمق مغز ایدئولوژیك وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام كرد.
بهشتی تنها، مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. به ویژه ازآغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341، به همكاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورای 57 نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور شهید مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان " عج" تحرك فراوانی به مردم داد. هنگامی; كه امام (ره) در پاریس بودند، برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبری كننده ایشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. شهید بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبری حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی كشور نیز بود.
بنام خالق بی همتا
اول رجب میلاد باقرالعلوم حضرت امام محمد باقر (ع) مبارکباد
نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت.
القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام، ابوجعفر بود و نام مادر ایشان، فاطمه، دختر امام حسن مجتبی (ع)است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر ؛ حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) میرسد.
پدر بزرگوارشان حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است.
تولد حضرت باقر (ع) در سال ۵٧ ه.ق در مدینه بود و در فاجعه جانگداز کربلا، همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهدا(ع)، کودکی بودچهار ساله. و در سال ١١٤ ه.ق در مدینه به شهادت رسید و مزار آن امام در قبرستان بقیع کنار جدش امام حسن و امام سجاد بخاک سپرده شد.
دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال ٩۵ هجری- که سال درگذشت امام زین العابدین (ع) است- آغاز شد و تا سال ١١٤ ه.ق یعنی مدت ١٩ سال و چند ماه ادامه داشته است.
در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفرصادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سردمداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح شد ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش آمد ، و عدهای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا شدند.
در این دوران قاضیان و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید میآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را ، بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینمایند و تعلیمات قرآنی به ویژه مسئله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف میکشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار میدادند.
برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون میکردند. اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها می ایستادند .
بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفرصادق (ع) از موقعیت مساعد سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایهریزی نمودند؛ زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر(ص) و ناموس و قانون عدالت بودند، و میبایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند.
به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علما و اندیشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.
مدت 20 سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته کوشش بسیار کردند.
ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بیسابقه آل ابوسفیان، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسئله امامت و رهبری، که تنها شایسته امام معصوم است، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند؛ تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفرصادق (ع) حلقه درسی با 6 هزار شاگرد پایهگذاری نمود، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.
امام سجاد (ع)با زبان دعا و مناجات و یادآوری مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر(ع) با تشکیل حلقههای درس، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود.
امام باقر (ع) موسس و بنیانگذار حوزه علمیه شیعه و نهضت فرهنگی انقلاب فرهنگی تشیع بود. ایشان شاگردانی مانند محمدبن مسلم، زراره بن اعین، ابوبصیر و برید بن معاویه را تربیت کرد
امام صادق (ع) فرمود: این چهار نفر مکتب احادیث پدرم را زنده کردند.
امام باقر، بنیانگذار نهضت فرهنگی تشیع راستین
امام باقر (ع) اگر چه بر اثر سلطه حکومت طاغوتها، از نظر سیاسی منزوی بود و اعتراضهای او به یک نهضت سیاسی همه جانبه برای سرنگونی رژیم بنیامیه نینجامید و با این که در این راه تا سر حد شهادت حرکت کرد، ولی او دریافته بود که فرهنگ تشیع در انزوا قرار دارد.
از این رو، لازم بود به یک انقلاب وسیع فرهنگی دست بزند و با تشکیل حوزه علمیه و تربیت شاگردان برجسته، فقه آل محمد(ص) و خط فکری تشیع را آشکار سازد. با توجه به این موضوع، زمینه خوبی برای مبارزه با طاغوتیان پدیدار شد. این مسئله در درازمدت، شیعیان را به صحنه میآورد و مکتب اهلبیت(ع) را زنده میکرد و با توجه به این که سنگ زیرین و اساس انقلاب و قیام، نهضت فکری و فرهنگی است، بر همین اساس امام باقر (ع) زمینهسازی بسیار عمیق و خوبی در این راستا کرد و پس از ایشان، فرزند برومندش امام صادق (ع) با تشکیل حوزه علمیه با6 هزار نفر شاگرد، آن را به ثمر رسانید، و به عنوان یک دانشگاه عظیم اسلامی، در تاریخ اسلام آشکار و ماندگار ساخت.
در این حوزه، شاگردان برجسته دیگری تربیت شدند،
از جمله: جابر بن یزید جعفی، ابان بن تغلب، کیان سجستانی، حمران بن اعین، سدیر صیرفی، ابوصباح کنانی، عبدالله بن ابی یعفور و... که هر کدام محدثی بزرگ و مجتهدی عالی مقام بودند و در نقل احادیث امام باقر (ع) و تشکیل فقه تشیع و زمینهسازی برای یک نهضت وسیع فکری و علمی، نقش بسزایی داشتند. مبارزه با یهود و القائات سوء آنها در فرهنگ اسلام، بخش مهمی از برنامه ائمه طاهرین (ع) به خصوص امام باقر و امام صادق(ع) را به خود اختصاص داده بود. مسئله دیگری که در زمان امام باقر و امام صادق(ع) رواج داشت، افکار غلط و انحرافی غالیان بود. برخی از آنها اخبار اهلبیت(ع) را دستکاری میکردند و چیزهایی را به ایشان نسبت میدادند که نفرموده بودند.
از جمله گروههای خطرناکی که آن روزها در جامعه اسلامی رسوخ کرده بودند و تأثیر عمیقی بر فرهنگ جامعه اسلامی بر جای گذاشتند، یهودیان بودند. احبار یهود که عدهای از آنها به ظاهر اسلام آورده و عدهای هنوز به دین خود باقی بودند، در بین مردم پراکنده بودند و مرجعیت علمی قشری از سادهلوحان را بر عهده داشتند. احادیث جعلی زیادی توسط آنان منتشر گردیده که در منابع روایی ما به «اسرائیلیات» معروف است.
این احادیث عمدتاً در رابطه با تفسیر قرآن و مراتب زندگی پیامبران گذشته، جعل شده است. از این رو، مبارزه با یهود و القائات سوء آنها در فرهنگ اسلام، بخش مهمی از برنامه ائمه طاهرین(ع) به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق (ع) را به خود اختصاص داده بود. مسئله دیگری که در زمان امام باقر(ع) و امام صادق (ع) رواج داشت، افکار غلط و انحرافی غالیان بود. برخی از آنها اخبار اهلبیت (ع) را دستکاری میکردند و چیزهایی را به ایشان نسبت میدادند که نفرموده بودند.
مغیره بن سعید از جمله این افراد بود که مورد سرزنش امام (ع) قرار گرفت.
آنها درباره حضرت علی(ع) و ائمه (ع) غلو میکردند و آن بزرگواران را تا حد الوهیت بالا میبردند.
امام باقر(ع) در این زمینه به شیعیانش چنین توصیه فرمود: «شیعیان، میانه رو باشید تا غالی (تندرونده و افراط کننده) به شما برگردد و تالی(عقبمانده) به شما برسد.
مردی از انصار پرسید: غالیان چه کسانی هستند؟
حضرت فرمود: مردمی که درباره ما چیزهایی میگویند و اوصافی را به ما نسبت میدهند که خود درباره خویش نمیگوییم و نسبت نمیدهیم. آنان از ما نیستند و ما هم از ایشان نیستیم.
سپس فرمود: ما به خدا نزدیک نشویم، جز با اطاعت او. هر که مطیع خدا باشد، ولایت ما برای او سودمند است. هر که از فرمان خدا سرپیچید، ولایت من برای او سودی ندارد. وای بر شما! فریب غالیان را نخورید، وای بر شما! فریب نخورید!...
فعالیتهای سیاسی امام باقر(ع)
نگاهی کوتاه به زندگی امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نشان میدهد که هر چند این دو امام بزرگوار در آن برهه، بیان معارف واقعی اسلام را وجهه همت خویش قرار داده بودند و کار اصلی و اساسی خود را تدوین غنی و اصیل اسلام قرار داده بودند، در عین حال در هر فرصتی چهره زشت حاکمان ستمگر بنیامیه را افشا میکردند و همه شیعیان خود را به مبارزه با ستمگران تشویق میکردند.
در روایتی از امام (ع) چنین نقل شده است: «علیه ظالمان و مفسدان، با دل و جان بستیزید.»
...... اضافه...............
در اردهال کاشان فرزند برومند آن امام همام سلطان علیبن محمد در درگیری شبیه به روز عاشورا به شهادت رسید و امروز مزارش محل زیارت اهل دل است.
بسمه تعالی
لطف آباد دهستانی است(انشاء الله بزودی بخشی) از شهرستان انار که ساختار قدیمی خود را بعلت ساختمان سازی جدید از دست داده و مردم آن بیشتر به کشاورزی اشتغال دارند. در فاصله ۳۶ کیلومتری شرق انار واقع ميباشد،ساختار جمعیتی آن همچون دیگر نقاط انار میباشد.
امروزه :۵۰۰خانوار و بیش از ۱۸۰۰ نفر جمعیت داشته و مسجد تجدید بنا شده امام حسین و مهدیه
دارای دبیرستان احترام محمد تهرانی و مدرسه راهنمایی جعفریان و دو دبستان پسرانه و دخترانه میباشد
و كم و بيش دامداری و گاوداریهایی و مرغداری نیز موجود است ، هم خانگی و هم صنعتی.
لطف آباد LOTFABABAD
طج(طول جغرافیایی) َ35 55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 33َ 30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)14۵۵متر.کویری، گرم خشک در 36 ک م(کیلومتری) شرق انار از راه آسفالته .
جمعیت: ۴۵۰خانوار سرشماری(۱۳۸۵ه.ش) ۱۷۱۷تن.
زبان: فارسی
دین:اسلام؛ شیعه
کار و پیشه:کشاورزی باغداری و دیگر امور اداری و کارگری و صنعت و تولیدات کشاورزی
کشت:آبی؛ آب از چاه.
فرآوردهها: پسته.
رستینیها: .....
جانوران: خرگوش،روباه و شغال.
دارای یک مسجد یک مهدیه است.
و شرکت تعاونی کشاورزی زرین
وپمپ بنزین
و بانکهای ملی٬ صادرات٬ صندوق قرض الحسنه اسلامی و توحید.
دارای بهداری و مرکز اورژانس و داروخانه
مرکز مخابرات و پست
کتابخانه و پایگاه مقاومت بسیج
دو باب نانوایی
و کتابفروشی و لوازم تحریر و مغازههایی که نیازهای اهالی را براورده میکند.
این دهستان شامل روستاهای زیر نیز است که آنچه نوشته شد فقط شامل خود لطف آباد است و بقیه جز توابع محسوب میشوند.
روستاهای بهشت آباد٬حجت آباد٬ گیتیآباد٬ شاهمآباد و ساقی.
بنام ياور حق
مردم فهيم و عزيز ميهن اسلامي با اكثريت بسيار شگفت آوري پاي در عرصه انتخاباتي بزرگ و سرنوشتساز گذاشتند
اولين بار است كه مردم با مشاركت بيش از 80% در انتخابات شركت ميكنند
و اين يك ركورد باورنكردني مينمايد.
بنا به وظيفه وقتي(ساعت 10 صبح) از يكي از اعضا صندوق راي، پرسيدم كه حضور چگونه است
گفت سال قبل در اين روستا ما فقط 180 راي گرفته بوديم اما تا اين ساعت در اينجا بيش از 280 راي گرفته شده است
آيا اين صندوق سيار روستايي خود نمايشي از يك شگفتي در پايان راي گير يا فرداي آن نبود؟ حتماً كه بود.
روستاي ديگري كه صندوق ثابت داشت حوالي ساعت 4 بعد از ظهر سوال كردم كه وضعيت چگونه است.
گفت الان 200 راي بيش از شمارش آرا سال قبل است
همه چيز نشان ميداد كه يك شگفتي در حال شكل گيري است
هرچند كه خيلي ها نخواهند چون از راي خاموش نگران هستند!
هرچند كه خيليها چشم به راي خاموش دوختهاند!
مردم ديگر نگاه به رنگ نخواهند كرد
مردم نگاه به برنامهها ميكنند
مردم وقتي نگاه ميكنند و در مناظره رودرو فرد مدعي را واداده و چيز چيز زن ميبينند
مردم در مناظرهاي كه طرف مناظره براي دو طرف مناظره خالي است را ميبينند
مردم وقتي بيانصافي را تا اين حد ميبينند كه مدعي حتي قواعد مناظره را هم نميخواهد رعايت كنند چگونه ميخواهد قانوني عمل كنند و يا به قانون پايبند باشد؟
مردم وقتي ميبينند كه دروغ پراكني آنقدر زياد است كه تمام شدهها را انكار ميكنند و ناشده برميشمارند!
حتي اقدار در برابر ابرقدرتها كه آنها را به زانو درآورده هم مورد ترديد قرار ميگيرد
.... همه اينها را اگر مردم نديده بگيرند
سهمه بندي شدن بنزين كه ديگر برايشان نا مفهوم نيست
عدالت كه اين نيست فقط بعضي خود را صاحب نظام ببينند و همه چيز را براي خود!
سرمايه نظام از همه مردم است! نظام از مردم است مردم ولي نعمت شما هستند! شما نوكر مردم هستيد.
از اين مردمي كه پاي صندوق ميآيند و راي خود را به عمل ميدهند نه به رنگ
اين نشان از شعور است
مردم بيلبوردهاي ميليوني را نگاه ميكنند و بعد ميگويند از كجا اينها تامين هزينه شده است؟
آيا اين پولها كه ميلياردي هزينه شده از جيب ما و بيتالمال نيست؟
بعد تصميم ميگيرند
در شهر من راي هيچگاه از 15 هزار بيشتر نبوده ولي اينبار راي به 18593 رسيد
پس مشاركت مردم 85% است هيچ شكي نيست
و راي سفيد و باطله آن 115 بود
از 18478 راي صحيح:
تعداد 13490 راي به احمدي نژاد داده شده است يعني بيش از 73%
و در اين هم شكي نيست كه در كل كشور 62% راي آورده باشد
و موسوي 4783 راي داشت يعني كمتر از 26%
آيا پس در كل كشور راي 32% هيچ اشتباهي ندارد چون ايران كه تهران نيست
از اين تعداد راي مهدي كروبي 34 برگه بود در حالي كه دوره قبل ايشان در هيچ صندوقي كمتر از پنجاه راي نداشت ولي امروز در كل 22 صندوق اين رايش بود كار نداريم به جوانب و علت اما ايشان نبايد شك كند كه در كشور راي بيشتر آورده باشد و نمايندههايش پاي صندوق هم به ايشان راي نداده بودند چرا كه در دوازده سيزده صندوق ايشان راي وجود نداشت البته درصد ايشان آنقدر كم است كه گفتني نيست
برادر رضاي نيز 171 راي داشت يعني نزديك 1% بدين نمونه كه اشاره شد ايشان و ديگر عزيزان نبايد در راي خود شك كنند
البته من كاري به شهرستاني ندارم كه از 19000 راي شمارش شده موسوي كمتر از 500 عدد راي داشته.
اينها شعبده نيست اينها نتيجه فريب بعضي كج انديشان خوردن است اينها نتيجه پيروي كوركورانه از اشخاصي است كه مردم آنها را نميپسندند
البته كه بايد به راي مردم تمكين كرد و پي حوس نرفت و بدانيم كه مردم شعار و دروغ و سياه نمايي نميخواهند مردم عمل ميخواهند
وقتي مردم هميشه از برچيدن مدارس كپري ميشنوند ولي بچهاش در مدرسه كپري درس ميخواند اينها را شعار ميداند
اما در دولت نهم فرزندش ديگر در مدرسه كپري نيست خودش هم ديگر كپر نشين نيست او ديگر عمل را با جان و چشم خود ديده هرچه تو سياه نمايي كني او باور نميكند هرچند كه شعار دهنده و سياه نما خودش باور كند!!!!!!!!!!
اگر عمري بود بعداً تحليلي در اين رابطه خواهم داشت.
امروز روز وحدت است و همكاري و ساختن كشور نه روز اختشاش و اختلاف
اگر اين كشور را دوست داريد آستين بالا بزنيد و آنرا بسازيد
ديگر به اين هم فكر نكنيد كه كساني كه ميليارد ميليارد در ستادهاي شما آوردند و خرج كردند هدفشان چه بود و از كجا آوردند.
بلكه فقط براي سرفراز كشور كار را پيشه كنيد و نشان دهيد كه كشور را دوست ميداريد.
من الله توفيق
شاید عنوان را بی مورد بدانید
چرا که انار را شهرستان بدانید ولی از سال ٨٢ که همه چیز برای شهرستان شدن انار مهیا بود تا کنون این امر محقق نشد
هر چند از نظر من شهرستان بود آنچه که باعث شهرستان نشدن آن شد همه میدانند یکسری دخالتهای جانبی
و بخصوص سیاسی بود که نه انار را برای رسیدن به حقش باز میداشت بلکه متاسفانه و صد تاسف که این مشکل شهرستان رفسنجان را از سالها قبل آزار میدهد
مسئولین شهرستان رفسنجان باید برای این مشکل خود فکری بیاندیشند
نمیخواستم این موارد را در تبریک شهرستان انار اعلام دارم ولی خب شد.
اما از همه فراز و نشبیها که بگذریم نمیتوانیم از تلاش مسئولین شهر و همکاری و همدلی و همصدایی آنها بگذریم و همچنین مسئولین استان
و عنایت ویژه رئیس جمهور که باعث تحقق این حق مردم نجیب و خونگرم این خطه که معروف به پیشانی استان است بگذریم و تشکر ننماییم
دست همه شما عزیزان درد نکند و ممنون
این در اصل پیروزی شهرستان شدن انار را به همه شهروندان عزیزم تبریک میگویم
یا خالق آب
در جستجوی آب نام کتابی است پژوهشی تاریخی ،جغرافیایی و فرهنگی پیرامون قنات نوشته برادر ارجمند محمدعلی صالحی
این کتاب گذری تاریخی است بر قنات در منطقه انار که به زبانی روان نگاشته شده است
به عبارتی خاطرات دوران سخت زندگی در زمانی نه چندان پیش که مردم با مشقت نانی به کف آورده و به غفلت نمیخوردند
قدر نعمت میدانستند و برای بدست آوردن قطرهای آب سالها در کاریزها پشت و پا میکوفتند
و دستها ریش میکردند
و امروز از آن همه تلاش فقط در جای جایی بسیار اندک و دست نخورده تلی باقی است
ضمن اینکه به فرهنگ آبادی اشاره دارد سری به تغییرات فرهنگی میزند و یادی است از زحمات و جان بدر بردن یا دادن مردم برای لقمهای نان.
کسانی که به تاریخ انار و مردم آن و تحقیق در این رابطه علاقه دارند میتوانند کتاب فوق را از کتابفروشیهای شهر انار یا از نویسنده تهیه نمایند.
بنام ایزد یگانه
چون به نگاهها نگریستم
چون به انسانها نگریستم
بر توانها و استعدادها و هوشها و فکرها
هر کدام در سین چیدم بر سنجشها
برگذار همگونیها اندیشیدم
نگریستهام آنها را در دسته سه
آنکه راحت را میخواهد
جامه پشمین و بالش پر قو خواهد
کفش صندل و تیشرت پنبه ریز
پنج وعده بر سفر نشیند بالشت لم
چاشت و نهار و شام و عصرگاه
پلو و سبزی و ماهی و پسته صبحانه
غم دنیا در کنار و او بیخیال در نوش
آزاد مردی مردود است بهرش همگاه
سنگ صبور چی خواهد و زیبا روی
دوم دسته را که غم خویش خورد
چون اولی غم درد دیگران نیز نتواند
نخورد که این دو را یکی میبیند و پندارد
خود را چون دیگران میبیند
دیگران را چون خود میفهمد یک به یک
چون همسایهاش دردش شود یا بیمار
گر گیرد و سردرد و کوفت سر همیار
درمان خواهد او را نه کم و نه زیاد
چون خود را بیمار میبیند در دم و حال
چون در سفره خویش نانی بیند و نایی
نخورد وقتی که هست گرسنه دیگری
بر سفره خالی یا شکم با خالی سایری
این به جمع سر بزیر است و کرنش وار
که دیگران را سر بزیر در نزد خویش پندار
فاصله را کم میکند بی خویش و او
این همان میداند که آنش نمود
زندگی بی راحتی دیگران نمینمود
راحت نخواهد بود هیچکدام نه ذرهای
مرکبش چرخ و الگانس یکی است
تا او با دیگران شریک همرهی است
دسته سوم را گر برشمارم اینجا
کم بینی ولی هستند کم و بیش هرجا
آنان كه ايثار كارشان است در هر حال
غم ديگران بيش از غم خويش دارند وبال
جايي كه او باشد نيست ناراستي و كجي
همه صادقند نيست شر و خير است همه
ببيني تفاوت است از كجا تا بكجا پس ننال
در همه حال و همه جاي و همه سال
بنام حی یکتا
جمعه ٣٠/٢/٧٩ روزی را که در غم فراق پدر نشستم
مرگ خیلیها را تا کنون یاد میدهم و بسیار تجربه کردهام چون پدر بزرگ، مادر بزرگ همسر پدر بزرگ، پسر عمو، دایی، عمه، عموهاو بسیاری از همسایهها و همشهریها را حتی شهادت دوستان و همکلاسی ها یا حتی مرگ دوستان زیادی از همکاران و خیلیهای دیگر را اما هیچکدام مرا آماده رفتنت به سرای دیگر نکرده بود. 
آخر بیپدری دردی نیست که قبلاً آنرا تجربه کرده باشیم، ولی حالا بعد از گذشت نه سال هنوز نبودنت برایم سخت است و یاد آوری آن رنج آور. تنها آنروز(نامیمون) یاد آوری اینکه از آن درد بیدرمان و زندگی سخت راحت شدی کمی درونم آرام گرفت و گر نه هیچ برآن خبر تحمل نداشتم. یتیمی خود را تا آخر عمر تحمل میکنم چون تحمل درد کشیدنت را نداشتم.
بنام ايزد بي همتا
شهرستان انار از توابع استان كرمان ميباشد كه شماليترين نقطه آن محسوب ميگردد.
از شمال و شمال غربي به شهرستان يزد و از شرق و جنوب شرقي به شهرستان رفسنجان و از جنوب به شهربابك محدود شده است.
جمعيت آن نزديك به 50000 نفر و دين و مذهب مردم همه شيعه اثني عشري است.
شغل اكثريت مردم كشاورزي و بعلت كم آبي و كيفيت نامناسب آب تنها محصولي كه هنوز مقاومت كرده و كشت ميشود پسته ميباشد.
چند كارخانه در سالهاي اخير در آن تاسيس گشته است:
كارخانه فرش گلشن كه بعد از آتش سوزي با اينكه بازسازي گشت ولي بكار گرفته نشد.
كارخانه سيم و كابل پيشرو كوير انار كه از موفقترين كارخانه هاست.
كارخانه گوني و كيسه كوير
كارخانه كارتن
كارخانه قلم جوش گستر
كارخانه بسته بندي
كارخانه كود شيمر
و تعداد زيادي كارگاه ساخت و توليد لوازم ضبط پسته
از شهرهاي مهم آن به امين شهر (حسين آباد) ميتوان اشاره كرد
از روستاهاي داراي جمعيت بالا ميتوان به بياض - لطف آباد - گلشن اشاره نمود
از روستاهاي ديگر احمد آباد كه داراي شركت تعاوني روستايي بسيار فعال و داراي پمپ بنزين ميباشد كه بعلت نزديكي به شهر بيشتر سوخت گيري شهر را اجام ميدهد.
شهر انار بعلت واقع شدن بر سراهي بندرعباس و جنوب شرق(كرمان زاهدان) و تهران داراي موقعيت استراژيك ميباشد
و يكي از مشكلات مهم شهر هم نداشتن بيمارستان و مركز اورژانس درخور جمعيت بالاي مجروحين اين راههاي كم وسعت و پر تردد ميباشد.
پليس راه انار يكي از شاخصترين پليس راههاي استان ميباشد بخاطر همين موقعيت جادهاي است.
از اماكن تاريخي شهر ميتوان به قلعه، بقعه بشر حافي، يخدان، بقعه امامزاده محمد صالح، خانه ابوالحسنخاني، كاروانسراي شاه عباسي
و كاروانسراي بياض و شمش(شمس) نيز در 30 كيلومتري دو طرف آن(فاصله يك منزل دوران گذشته) از جمله اماكن مهم شهرستان محسوب ميشود.
قلعه داود آباد و بياض و چند تاي ديگر در روستاهاي گيتي آباد و بهشت آباد و.... كه آثار كمي ارشان باقي اشارهاي است به تاريخ ديرن آن.
آب انبار و مسجد و مجموعه تاريخي امين شهر از جاهاي ديدني است.
دو حسينه يكي بالا(اوليا) و پايين(سفلي) از ارادت مردم به ائمه حكايت گذشته و نزديك دارد.
وجود مسجد امام سجاد(ع) در ابتداي شهر يكي از محلهايي است كه روزانه مسافران خسته بسياري را آسايش داده و با امكانات مناسب براي رفع نياز مسافران به عبادت و استراحت داراست.
برج انار و بياض از آثار تخريب شدهايست كه راهنماي مسافران در زمانهاي نه چندان دور بوده
وجود خانههاي خشت و گلي و سبك خاص گنبهاي در جاي جاي شهر و روستاها هنوز نشاني از طبيعت كويري منطقه است.
امروزه ديگر خانهها به سبك جديد و بيشتر آجري ساخته ميشوند
وجود دانشگاه آزاد اسلامي
و پيام نور
در اين شهر باعث جذب بيش از سههزار دانشجو بصورتهاي مختلف در رشتههاي متفاوت شده است
امروزه دانشگاه آزاد داراي رشتههاي كارشناسي ارشد نيز ميباشد.
آموزش و پرورش منطقه انار از سال 72 بصورت مستقل با جمعت نزديك به دوازده هزار دانشآموز آغاز بكار نموده است
امروزه بعلت كنترل جمعت، تعداد دانش آموزان به نزديك 8000 نفر رسيده كه در 70 مدرسه مشغول به تحصيل ميباشند.
از ديگر ادارات شهر: جهاد و كشاورزي ،ثبت اسناد،برق، آب و فاضلاب، بيمه تامين اجتماعي،بيمه درمان، ثبت احوال، مركز مخابرات، پست و .... ميتوان نام برد.
دادگاه عمومي و انقلاب و كلانتري 13 انار و پاسگاه حسين آباد از ديگر ارگانهاي در خدمت شهروندان محسوب ميگردد

بنام مدبر شب و روز
چقدر زشت و کریه است کسانی که خود را مدیر میدانند و دوران مدیریتی خود را و چگونگی مدیر شدن خویش را فراموش کردهاند
و چرا مدیر شدن و چقدر ادامه دادهاند و... را از حافظه پاک کرده
و امروز با شعارهای شیوخیت و ریش سفیدان و... را بکار میبرند
و جوانان را بر نمیتابند و برای مدیریت آنها کلمه زود بودن را بکار میبرند.
با دولت نوگرا که استعدادهای جوانان را در عرصه مدیریت فعال کرد و شکوفا مشکل پیدا کرده و هر روز به نوعی ساز ناسازگاری میزنند.
آقایی که خود با یک دیپلم ناقص به منصب استانداری رسیدی آنروز چرا نگفتی که برای اینکار هنوز جوان هستی؟
هنوز شیخویت نداری!
وقتی تمام و کمال مدیریت یک استان را بدست گرفتی چقدر در آن سر رشته داشتی؟
برای شما زود نبود اما جوان امروزی که با یک کوله بار از تجربیات شما به کار گرفته شده نباید مدیر میشد.
همیشه باید مدیریت دست یک عده خاص دست بدست شود.
آنزمان را یادمان رفته که وقتی وزیری برداشته میشد در وزارتخانه دیگری وزیر میشد و داد همه در آمده بود که مگر قطعالرجال شده!
نه! شما وقتی به مدیریت رسیدی نه تجربهاش را داشتی نه ارث بهت رسیده بود رانتی بود که چون همای سعادت بر شانهات نشسته بود!
و از این رانت استفاده (سوء استفاده) کردی و بدون گذراندن تحصیلات دانشگاهی مدارک عالیه را گرفتی!
و به پستهای مدیریت بالاتر و.... جابجا شدنها ادامه دادی.....!!!
امروز تنها کاری که دولت نهم به انجام رساند این خواسته جوانان عزیز که نمیتوانستد وارد حلقه مدیریت بشوند وارد کرد و چه گناه بزرگی مرتکب شد!
بطوری که شما فکرش را نمیکردید این حلقه انحصاری بشکست!
شما چرا احساس سرشکستگی میکنید و دادتان در آمده است!؟
راستی حسینی بگوید! چون دستمان از رانتها بریده شده است !!! همین!
چرا دولت را به بیتجربگی و غیرکارشناسی متهم میکنید.
درد شما چیز دیگری است. رانت،رانت،رانت،......
شما که با این رانتها امروز هم در کمال آسایش و مکنت بسر میبرید کسی که قبل بردههای شما را ازتان نگرفته فقط از بیشتر آن محروم شدهاید!
حق آن بود که قبلیها را نیز ازتان بستانند؛
تا کی میخواهید دستتان بر همه چیز بند باشد و تسلط به همه چیز داشته باشید.
کی شما باید سکان مدیریت را به دیگران بدهید؟
بعد از شما چه کسانی باید این کشتی را هدایت کند؟
حتماً فرزندان دلبند و ننر و... شما؟
نه آقا در این کشور کسی جای تو را میگیرد که هیچگاه بفکرت هم نرسیده!
آنکس که نان از بازوی خویش خورده و عرق جبین ریخته!
هر چند شما کیسههای خود را پر کردهاید و حتماً هنوز میکنید!
کسی مثل شما حق ندارد که بر همان روش اسلاف و غیرکارآمد شما ادامه بدهد.
یادمان نمیرود که هدفمند کردن یارانه(سوبسید)ها در قانون برنامه سوم و چهارم توسعه بوسیله همین شما اجرایی نشد چون زیان سیاسی و مدیریتی و اقتصادی شامل حالتان میشد هنوز هم میشود پس باید دادتان در آید که این طرح باز هم اجرا نشود ولی همه میدانند که این طرح لازم است و باید اجرا شود؟
اما کی؟
اگر به شما باشد تا ابد نباید اجرا گردد !
چون همیشه یا انتخابات است یا یک مسئله دیگر یا هر بهانه دیگر، مهمترین علت آن همان زیان اقتصادی است که به رانتهای پیش ساخته شما وارد میشود.
شما امروز لازم بود که تجارب خود را در اختیار جوانان قرار دهید و همهاش بفکر رانت نباشید،
کمی هم بفکر دیگران باشید، اگر اجرای آن باعث زیان سیاسی است این دولت که مصمم به اجرای آن است بگذارید صدمه بخورد،
مهم این است که مملکت صدمه نخورد.
اگر راست میگوید مردم صدمه میخورند پس راهکار بدهید.
چرا راهکار شما همین طرح است؟
چرا اجرا کردن آنرا صلاح نمیدانید؟
راهکار دیگری که ندارید فقط اجرای آنرا بد میدانید؟
خودتان که اجرا نکردید؟
دیگران هم اجرا نکنند؟
پس چه از این راهکار؟
بهتر است که کلاه خود را قاضی کنید و دست از این شعارهای عوام فریب بردارید و قدم در راه راست نهید و دولت را یاری کنید که این طرح را به بهترین نحو اجرا کند.
مهارتهای خویش را هم سخاوتمندانه در اختیار جوانان این مملکت قرار دهید خواهید دید که کاری خواهند کرد کارستان و کشوری خواهند ساخت گلستان خیلی هم نگران نباشید البته نگران مردم باشید فقط شعار ندهید همت کنید اختیار بدهید به جوانان
شیوخیت در مدیریت و... را به گذشت زمان بسپارید شاید که فرجی حاصل گردد اگر دلسوزید اگر نه باز بر همین طبل توخالی خود بکوبید.
شما بقولی آردهای خود را بیختهاید باید الکها(غربیلها) را هم بیآویزید.
بسم الله الرحمن الرحیم
ا یام سوگواری زهرای مرضیه(س) را به دوستداران خاندان اطهار تسلیت عرض میکنیم
وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَوَتِ وَمَا فِی الْأَرْض وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلاً
و براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و خداوند بس کارساز است و برای نگهبانی همه کافی است.
قرآن کریم 131 نساء
خداوند بزرگ به خاطر نیکی به پدر و مادر بر عمر انسان میافزاید
نهج الفصاحه-ص 755 - پیامبر اعظم(ص)
هر کس از فرصتها استفاده کند در آینده از غصهها ایمن بماند.
غرر الحکم-ص632- امام علی علیهالسلام
خداوند بعد از غدیر خم هیچگونه حجت و بهانهای برای تخلف از ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام برای کسی باقی نگذارده است.
بیت الاحزان-ص175- حضرت زهرای مرضیه(س)
برای هر چیز اساس و پایهای است، اساس و پایه اسلام محبت اهل بیت(ع) میباشد.
تحفت العقول-ص319- امام جعفر صادق علیه السلام
تعالیم مقدسه قرآن را باموزید و بکار بندید، با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام و قرآن بکوشید.
امام خمینی(ره)
مد برای زن ارزش آفرین نیست، بی اعتنایی نسبت به مدهای دامگونه ساخته و پرداخته دشمنان برای زن ارزش است.
مقام معظم رهبری
اگر میخواهید عزت نفس داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند امر به معروف و نهی از منکر کنید.
استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری
از بزرگمهر پرسیدند: از انسانها کدام عاقلترند؟
گفت: آن کس که کم گوید و بیش شنود و بسیار داند.
پندی از بوذرجمهر
به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن است، زیرا جهالت ریشه همه بدبختیهاست.
افلاطون
زنان اختراعات مهمی نکردهاند ولی مخترعین بزرگ را پرورش دادهاند.
توماس ادیسن
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
ضرب المثل ایرانی
بنام حق
اين متن از كتاب نظام حقوق زن در اسلام از استاد شهيد آيةالله مرتضي مطهري انتخاب شده است البته [كمي فضولی دارد] در مطالب قبل از آن اشارات زيادي به زن و سيماي حقوقي و حقيقي او قبل از اسلام در صدر اسلام و جوامع مدعي آزادي و داراي تحمل شنيدن حرف مخالف بيان ميدارد... و ذكر جديدترين نمونه اين جوامع آزاد برخورد آنها با سخنراني رئيس جمهور ايران بود و زنداني كردن دانشمنداني چون روژه گارودي است كه در مورد هولوكاست تحقيق تاریخي نموده است!!!! یا زندانهای ابوغریب و مخفی در اروپا و.....
در صفحات ۷۵تا ۷۷ چنين آمده است:
نهضت اسلامي زن، سفيد بود
اسلام بزرگترين خدمتها را نسبت به جنس زن انجام داد.
خدمت اسلام به زن تنها در ناحيه سلب اختيارداري مطلق پدران نبود، به طور كلي حريت داد، شخصيت داد، استقلال فكر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت.
اما گامي كه اسلام در طريق حقوق زن برداشت، با آنچه در مغرب زمين ميگذرد و ديگران از آنها تقليد ميكنند دو تفاوت اساسي دارد:
اول؛ در ناحيه روانشناسي زن و مرد.
اسلام در اين زمينه اعجاز كرده است. ما در ضمن مقالات آینده در این باره بحث خواهیم کرد و نمونه ها از آن بدست خواهیم داد.
دوم، در این است که اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد.[کاری که جوامع غرب امروزی و پر طمطراق انجام داده اند از آنطرف زن را سرنگون ننمود]
نهضت اسلامی زن، سفید بود، نه سیاه، نه قرمز و نه کبود و نه بنفش٬ احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از میان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکرد، برای مردان مجرد و شکارچی اجتماع که دنبال شکار مفت می گردند وسیله درست نکرد٬ زنان را از آغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحویل صاحبان پست اداری و پولدار نداد٬ کاری نکرد که از آن سوی اقیانوسها ناله به آسمان بلند شود که ای وای کانون مقدس خانواده متلاشی شد٬ اطمینان پدری از میان نرفت٬
با اینهمه فساد چه کنیم؟
با اینهمه بچه کشی و سقط جنین چه کنیم؟
با چهل درصد نوزادان زنا چه کنیم؟[این آمارها مربوط به سالهای نوشتن مقاله در مجله زن روز است۱۳۴۵]
نوزادانی که پدران آنها معلوم نیست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدری مهربان به دنیا نیاورده اند علاقه ای به آنها ندارند و همینکه آنها را به یک موسسه اجتماعی تحویل می دهند هیچ وقت به سراغ آنها نمی آیند.
در کشور ما نیازمندی به نهضت زن هست اما نهضت سفید اسلامی٬ نه نهضت سیاه اروپایی٬ نهضتی که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد٬ نهضتی که براستی از تعلیمات عالیه اسلامی سرچشمه بگیرد نه اینکه به نام تغییر قانون مدنی قوانین مسلّم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گیرد٬ نهضتی که در درجه اول به یک بررسی عمیق و منطقی بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتی که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعلیمات اسلامی اجرا می گردد.[!!!!!!!! این نکته مهمترین درس نوشته است اگر قوانین در کشورهای اسلامی بد اجرا می شود نیاز به اصلاح دارد و نهضتی که آنرا به درجه اسلامی خودش برساند]
اگر به یاری خدا توفیق ادامه این مقالات همراه باشد٬ پس از آن که در همه مسائل لازم بحث خود را به پایان رساندیم کارنامه نهضت اسلامی زن را منتشر خواهیم کرد.
آنوقت زن ایرانی خواهد دید می تواند نهضتی بپا کند که هم نو و دنیا پسند و منطقی باشد و هم مستقل از فلسفه مستقل چهارده قرنی خودش سرچشمه گرفته باشد٬ بدون اینکه دست دریوزگی به دنیای غرب دراز کرده باشد.
[در ادامه کتاب ریز مسائل حقوق زنان و فلسفه آنها بیان شده است کسانی که طب نقد حقوق زن دارند و سوالاتی می کنند که نشان می دهد اسلام را کمتر شناخته اند و احکام حقوقی زن در اسلام را نمی داند توصیه به خواندن این کتاب می کنم و کتاب دیگر ایشان مسئله حجاب]
بسمه تعالي
آه، و هزاران واه از آن روز كه نشانه رفتن مغز متفكران را. نميدانم امروز روز معلم است در اين فكر هستم كه شهادت او را چرا روز معلم ناميدند، البته كه او عاليترين معلم است ولي وقتي ميخواهم تبريك بگويم يك روز مهم را، احساسي مبهم دست ميدهد و توان ازم ميبرد. آنقدر او را خواستارم كه نبودش را در تمام وجودم درك ميكندم و اگر ببود آثارش اينقدر اين درد نبودش سخت مينمود كه كلامي ازمان نشنوي. ولي همه آنچه را كه گذاشته آنقدر هست كه ما را سيراب كند و شايد همين بس باشد.

شهادت او روز معلم شده است چون همه عمر آموخت و تدريس كرد و در اين راه سر به سردار داد. او متفكري بود كه تفكر كردن ميآموخت. دانشمندي بود كه دانشمند ميساخت. اعلامهاي بود كه عالم ميپروريد. بصيري كه بصيرت پرورش ميداد. نويسندهاي بود كه نوشتن تعليم ميداد. سخنراني بود كه سخندان تحويل ميداد. مبارزي كه بارز باشد، ميداني كه مركز بود، راهنمايي كه رهنماي راه گمشدگان بود، استادي كه به تمام معني معلم بود. بشيري كه مژده دهنده روشني بود. صابري كه بنده شكيبا سامان ميداد. شجاعي كه دلير مردان كارزار نمو ميداد، عاشقي بود كه عشق ميآموخت. محبوبي كه حبيباله داشت. عادلي كه عدالت بپا كن بود. اقامه كننده صلوات الصالحين بود.
هر چه گويم از قدر او كاهيم چه بهتر كه او را با زبان قاصر خود مقصور نسازيم و او را امام(ره) ميشناخت همين كلام را داشته باشيم مطهري حاصل عمر من بود......
تمام آثارش بلا استثناء مفيد هستند.....
به همه دانشجويان و متفكرين و روشنفكران متعهد توصيه ميكنم كه نگذارند كه كتابهاي اين استاد عزيز با دسيسههاي دشمنان اسلام فراموش شود.
و امروز همان است كه دسيسهها در كارند كه آثار او مغفول افتد. چه جواناني را ميشناسيم كه هنوز با افكار او آشنا نيستند و چه دانشجوياني را ميبينيم كه نميدانند او چه خدماتي به قشر روشنفكر و دانشمند كرده است.
قلبي در فشار و دلي در آزار و سري پر از درد دستي در بند و پايي در غل كه چرا نشناختيم؟ چرا نشناسانديم؟ چرا نميشناسيم؟ چرا نميشناسانيم؟
آه و هزاران واه از آن روز كه نشانه رفتن مغز متفكر مارا، نميدانم اين درد را به كجا ببرم به كي بگويم با چه زباني بگويم.
آه و هزاران واه از آن روز كه هنوز تسليت آن درخورتر است. آنروز يك روز نه بل يك روزنه بود تا بشناسيم او را و باز فكر كنيم هنوز هم روز نه بل فقط يك روزنه براي درك او
به مناسبت روز معلم و شهادت استاد مرتضی مطهری
